آشنایی با پیشگامان مبارزه با سلطه خارجی!
در این بخش با چهرهای درخشانی آشنا میشوید که در برابر زورگویی و تسلط کشورهای بیگانه ایستادند. این افراد با شجاعت و از خودگذشتگی، برای استقلال و آزادی میهن خود جنگیدند و نقش بزرگی در تاریخ ایفا کردند. داستان زندگی این قهرمانان ملی، پر از درسهای عبرت و الهامبخش است.

استعمار یک رخداد تلخ و آسیبزا در گذشته انسانهاست که به شکلهای گوناگون مانند تسلط نظامی، کنترل اقتصادی و تأثیرگذاری بر فرهنگ و افکار مردم، بر کشورها تحمیل شده است. مردمانی که تحت سلطه استعمار قرار گرفتند، منابع طبیعیشان غارت شد، فرهنگشان تحقیر گردید، هویت ملیشان سرکوب شد و حقوق انسانیشان نقض شد. اما در دل این شرایط سخت، افرادی شجاع و فداکار ظهور کردند که به نمادهای مبارزه و پایداری تبدیل شدند.
قهرمانان مقابله با استعمار، تنها در میدان جنگ فعال نبودند؛ بلکه در عرصههای فکری، فرهنگی، روابط بینالملل و حتی هنر نیز ایستادگی کردند. آنها با تمام قوا در برابر زورگویان مقاومت کردند و از جان خود گذشتند تا مردم آزادی پیدا کنند و هویت ملی کشورشان حفظ شود. بررسی و شناخت تلاشهای این افراد به ما کمک میکند تا اهمیت آزادی و خودمختاری را بیشتر بدانیم و در برابر شکلهای جدید سلطه در دنیای امروز، هوشیار و مقاوم باشیم.
استعمار چیست و چگونه شکل گرفت؟
استعمار یعنی یک کشور قوی، بر سرزمین و مردم کشور دیگری مسلط شود و از آنها به نفع خودش استفاده کند. این استفاده میتواند در زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی یا فرهنگی باشد.
داستان استعمار از قرنهای پانزدهم و شانزدهم میلادی شروع شد؛ زمانی که اروپاییان به سرزمینهای تازهای در دنیا دست پیدا کردند. بعدها با شروع انقلاب صنعتی، کشورهای قدرتمند غربی بیش از پیش به مواد اولیه ارزان، کارگر کمهزینه و بازارهای تازه برای فروش کالاهای خود نیاز پیدا کردند. همین نیازها باعث شد موج جدیدی از استعمار از قرن هجدهم تا قرن بیستم شکل بگیرد.
اهداف استعمارگران:
استفاده از ثروتهای طبیعی سرزمینهای تحت سلطه
کنترل راههای مهم بازرگانی و مناطق استراتژیک جهان
گسترش قدرت سیاسی و نظامی در دیگر کشورها
تحمیل زبان، دین و فرهنگ کشورهای استعمارگر به مردم مناطق تحت سلطه
ایجاد بازار مصرف برای محصولات صنعتی کشورهای غربی
قهرمانان مبارزه با استعمار در مناطق مختلف جهان
در گوشه و کنار جهان، انسانهای شجاع زیادی در برابر کشورگشایی و سلطهجویی بیگانگان ایستادند. در ادامه، نگاهی میاندازیم به برخی از مشهورترین این مبارزان که در مناطق گوناگون برای آزادی میهن خود جنگیدند.
مهاتما گاندی (هند)
رهبری که هند را به سوی آزادی رهنمون شد، پایهگذار مبارزهای مسالمتآمیز و عاری از خشونت بود. او با حرکتهایی همچون اعتراض به مالیات نمک و دوری جستن از محصولات انگلیسی، سلطه استعمارگران را به مبارزه طلبید.
هوشیمین (ویتنام)
رهبر ویتنام و کسی که جمهوری دموکراتیک ویتنام را بنیان گذاشت. او با هدایت مبارزه مردم ویتنام علیه استعمار فرانسه و سپس در برابر آمریکا، موفق شد استقلال کشورش را به دست آورد.
امام شمل (چچن)
رهبر دینی و سیاسی مردم قفقاز، در مقابل حکومت روسیه ایستادگی کرد. او با روشهای جنگ نامنظم و مبارزاتی، برای سالهای طولانی مانع از پیشروی و گسترش نیروهای روسی در منطقه شد.
نلسون ماندلا (آفریقای جنوبی)
رهبر مبارزه علیه تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی بود. او مدتهای طولانی را در زندان گذراند و پس از آزادی، با دنبال کردن راه صلح و آشتی میان همه مردم کشورش، به نمادی جهانی در مبارزه برای برابری تبدیل شد.
عبدالقادر الجزایری (الجزایر)
یکی از اولین کسانی که مبارزه علیه فرانسویها را به شکل منسجم رهبری کرد. او با تکیه بر باورهای دینی و ایجاد اتحاد میان عشیرههای مختلف، به مدت هفده سال در برابر لشکر فرانسه پایداری کرد.
پاتریس لومومبا (کنگو)
پاتریس لومومبا، اولین نخستوزیر جمهوری دموکراتیک کنگو پس از به دست آوردن استقلال، به خاطر مقاومتش در برابر نفوذ و دخالت کشورهای غربی، ترور شد. امروزه، مردم آفریقا نام او را با افتخار و احترام به یاد میآورند.
عمر مختار (لیبی)
مبارز سرشناس لیبی که در برابر اشغال کشورش توسط ایتالیا ایستادگی کرد. او را با لقب “شیر صحرا” میشناختند. پس از سالها پیکار و مقاومت، سرانجام دستگیر شد و به شهادت رسید، اما آرمانها و روحیه مقاومت او، الهامبخش جنبشهای استقلالطلبانه و آزادیبخش بسیاری گردید.
احمد عرابی (مصر)
یک فرمانده نظامی مصری در سده ۱۸۰۰ میلادی، جنبشی میهنی را رهبری کرد که علیه سلطه بریتانیا و حاکمیت خاندان خدیوی به پا خاست.
امیرکبیر
میرزا تقیخان فراهانی که با عنوان امیرکبیر شناخته میشود، صدراعظم ایران در دوره پادشاهی ناصرالدینشاه قاجار بود. او از نخستین کسانی بود که بهصورت جدی با نفوذ سیاسی و اقتصادی دو کشور روسیه و انگلیس مقابله کرد. امیرکبیر با انجام اصلاحات اساسی و بنیادی و همچنین پایهگذاری مدرسه دارالفنون، راه را برای خودکفایی و استقلال فرهنگی ایران هموار ساخت.
میرزا کوچکخان جنگلی
رهبر قیام مردمی جنگل در گیلان، کسی بود که در برابر دخالت روسیه و انگلیس و همچنین حکومت مرکزی نادرست آن زمان ایستاد. جمهوری گیلان نشاندهنده خواسته مردم برای اداره امور خود و رسیدن به آزادی بود.
ستارخان و باقرخان
مبارزان آزادیخواه تبریز که برای احقاق حقوق مردم و در برابر حکومت خودکامه و دخالت بیگانگان مقاومت کردند.
نقش زنان در مبارزه با استعمار
زنان در کنار مردان، نه پشت سر آنان، در میدان مبارزه حاضر شدند. آنها تنها به پشتیبانی اکتفا نکردند، بلکه در خط اول نبرد نیز جنگیدند. در ادامه به چند نمونه از این زنان شجاع اشاره میکنیم:
جميلة بوحيرد (الجزایر): از مبارزان مشهور جبهه آزادیبخش الجزایر
راکیا بیام (نیجریه): رهبری کننده اعتراضات زنان علیه مالیاتهای دوران استعمار
لیلا خالد (فلسطین): نخستین زنی در جهان که برای جلب توجه جهانی به موضوع فلسطین، دست به عملیات ربودن هواپیما زد
تحلیل فرهنگی و روانشناختی مقاومت ضد استعمار
مقابله با سلطه استعمار فقط یک درگیری نظامی و جنگی نبود، بلکه یک حرکت عمیق فرهنگی و روانی نیز به شمار میرفت. استعمارگران میکوشیدند با تزریق احساس حقارت و کمارزشی، مردم را از هرگونه حرکت و مقاومت بازدارند. اما رهبران و آزادیخواهان با احیای فرهنگ ملی، زندهنگاهداشتن زبان و ادبیات محلی، تقویت عقاید مذهبی و سنتهای فرهنگی و همچنین پرورش روحیه خودباوری و کرامت انسانی، این دورۀ تحقیر را به پایان رساندند.
پیامدها و تأثیرات مبارزات ضد استعماری
در سده بیستم، کشورهای بسیاری به استقلال سیاسی دست یافتند.
رشد آموزش و افزایش آگاهی در میان مردم، نقش مهمی در این روند داشت.
در همین دوران، امپراتوریهای استعماری قدرت گذشته خود را از دست دادند.
سازمانهای جهانی نیز شکل گرفتند که علیه استعمار فعالیت میکردند؛ مانند جنبش عدم تعهد.
امروزه نیز اندیشههای ضداستعماری ادامه دارد و به شکل مقابله با استعمار نوین خود را نشان میدهد؛ از جمله در برابر شرکتهای بزرگ جهانی، نفوذ فرهنگی و رسانهای.
نتیجهگیری
قهرمانان مبارزه با استعمار، تاریخ را نه با زور اسلحه، که با اراده و ایمان خود دگرگون کردند.
آنان ثابت کردند که آزادی، با فداکاری به دست میآید و ملتی که برای آزادی خود بجنگد، هرگز شکست نمیخورد.
امروز نیز شناخت این قهرمانان و راهشان، برای مقابله با شکلهای تازه استعمار، بسیار ضروری است.
آنان الگوهایی همیشگی برای همه انسانهایی هستند که به عدالت، آزادی و کرامت انسانی باور دارند.













