سکونتگاههای غیررسمی، که به آنها زاغه نیز گفته میشود، محلههایی هستند که ساکنان آنها اغلب بدون مجوز رسمی و در خانههایی با کیفیت پایین زندگی میکنند. این پدیده، بخشی از واقعیت زندگی در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان است.
**تاریخچه زاغهنشینی در جهان**
داستان زاغهها با داستان شهرنشینی و صنعتی شدن گره خورده است. با آغاز انقلاب صنعتی در اروپا و آمریکای شمالی، بسیاری از مردم مناطق روستایی برای پیدا کردن کار به سمت شهرها سرازیر شدند. این مهاجرت گسترده و سریع بود و شهرها توانایی ساختن خانه و امکانات کافی برای همه این جمعیت تازه را نداشتند. در نتیجه، محلههای فقیرنشین و شلوغی در حاشیه شهرها به وجود آمد که اولین زاغههای مدرن به شمار میروند.
با گذشت زمان و در قرن بیستم، این روند به شهرهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا نیز کشیده شد. امروزه، زاغهنشینی بیشتر در کشورهای در حال توسعه دیده میشود. رشد سریع جمعیت و مهاجرت بیرویه از روستاها به شهرها، مهمترین دلیل گسترش این سکونتگاههاست. مردم معمولاً به امید یافتن شغل و زندگی بهتر به شهرها میآیند، اما به دلیل درآمد کم، توانایی پرداخت اجاره خانه در مناطق رسمی شهر را ندارند و ناچار به زندگی در این محلهها میشوند.
در این مناطق، معمولاً دسترسی به خدمات اولیهای مانند آب آشامیدنی سالم، برق پایدار، سیستم فاضلاب و جمعآوری زباله بسیار محدود است. با این حال، این محلهها تنها نشاندهنده فقر نیستند، بلکه جوامعی زنده و پویا هستند که مردم در آن با همکاری یکدیگر زندگی میکنند و برای بهبود شرایط خود تلاش مینمایند.

در این بخش، با پدیده زندگی در مناطق حاشیهای و تاریخچه شکلگیری آن آشنا خواهیم شد. با ما همراه باشید.
معنی زاغه نشینی
زندگی در محلههای فقیرنشین به معنای سکونت در مناطقی است که به شکل غیرقانونی و با امکانات بسیار پایین شکل گرفتهاند. در این محلهها، اغلب دسترسی به آب آشامیدنی سالم، برق دائم، سیستم جمعآوری فاضلاب و خدمات درمانی وجود ندارد. خانهها در این مناطق معمولاً کوچک، شلوغ و با کیفیت ساخت بسیار پایین هستند و شرایط زندگی در آنها بسیار سخت و نامناسب است.
تاریخچه زاغه نشینی در جهان
پدیده زندگی در محلههای فقیرنشین، پیشینه طولانی در تاریخ شهرها دارد. با شروع انقلاب صنعتی و مهاجرت انبوه مردم به شهرها در سده نوزدهم، این موضوع شدت بیشتری گرفت. در آن دوران، کارگرانی که به شهرها میآمدند به خاطر درآمد کم نمیتوانستند خانههای مناسب اجاره کنند، به همین دلیل در حاشیه شهرها و در مکانهایی با شرایط دشوار ساکن میشدند.
در سده بیستم، با افزایش سریع جمعیت و رشد شهرها در کشورهای کمترتوسعهیافته، سکونت در مناطق محروم به چالشی جهانی بدل گشت. در حال حاضر، بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان در اینگونه سکونتگاهها زندگی میکنند و این روند کماکان رو به گسترش است.
تفاوت زاغه نشینی و حاشیه نشینی
با اینکه گاهی این دو کلمه را به جای هم به کار میبرند، اما در واقع با هم تفاوت دارند:
🔸 زاغهنشینی: یعنی زندگی کردن در خانهها و محلههایی که به شکل غیرقانونی یا بسیار نامناسب ساخته شدهاند و امکانات اولیه مثل آب لولهکشی، برق و فاضلاب در آنها وجود ندارد.
🔸 حاشیهنشینی: یعنی زندگی در قسمتهای کناری و بیرونی شهرها. این مناطق میتوانند هم شامل خانههای معمولی و دارای امکانات باشند و هم شامل سکونتگاههای فقیرانه.
به زبان سادهتر، هر زاغهای معمولاً در حاشیه شهر قرار دارد، اما هر منطقه حاشیهنشینی لزوماً زاغه نیست. بعضی از محلههای حاشیه شهر ممکن است کاملاً معمولی و دارای شرایط زندگی مناسبی باشند، در حالی که زاغهها همواره با محرومیت، کمبود امکانات و وضعیت نامناسب زندگی شناخته میشوند.
عوامل موثر بر زاغه نشینی
دلایل مختلفی باعث به وجود آمدن و گسترش زندگی در محلههای فقیرنشین میشوند، از جمله:
– **فقر و بیپولی**: وقتی مردم پول کافی برای اجاره یا خرید خانه مناسب ندارند.
– **مهاجرت از روستا به شهر**: بسیاری برای پیدا کردن شغل بهتر و زندگی راحتتر به شهرها میآیند.
– **افزایش سریع جمعیت**: وقتی جمعیت زیاد میشود، امکانات و خدمات شهری کافی نیست.
– **برنامهریزی نادرست برای شهرها**: گاهی شهرها به شکلی ناهماهنگ بزرگ میشوند و به محلههای کمبرخوردار توجهی نمیشود.
– **مشکلات سیاسی و اجتماعی**: جنگ، سیل، زلزله و ناآرامیهای سیاسی نیز مردم را آواره میکند.
پیامدها
زندگی در محلههای فقیرنشین و حاشیهای، تأثیرات نامطلوب زیادی بر مردم و جامعه میگذارد. از جمله این مشکلات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– **مشکلات سلامتی**: بیماریهای مسری به سرعت پخش میشوند، بسیاری از افراد به غذای کافی و سالم دسترسی ندارند و شمار مرگ و میر نیز بیشتر است.
– **مشکلات اجتماعی**: افزایش جرم، درگیری و خشونت، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود شغل از دیگر پیامدهای این شرایط است.
– **آلودگی محیط زیست**: هوا، آب و خاک این مناطق معمولاً آلوده است.
– **محدودیت در آموزش**: کودکان و بزرگسالان به مدرسه و امکانات تحصیلی دسترسی کمی دارند.
– **تبعیض و ناعدالتی**: این افراد معمولاً از بسیاری از حقوق معمول شهروندی محروم هستند و نمیتوانند به طور کامل در اجتماع نقش داشته باشند.
نتیجهگیری:
زندگی در محلههای فقیرنشین و حاشیهای، معضلی جهانی است که تأثیرات نامطلوب زیادی بر مردم ساکن این مناطق و جامعه به طور کلی دارد. برای رفع این مشکل، همکاری و تلاش جمعی دولتها، نهادهای جهانی و مردم ضروری است. اگر با نگاهی همهجانبه و چندبعدی به این موضوع بپردازیم، میتوانیم شرایط زندگی ساکنان این مناطق را بهتر کنیم و شهری پایدار و عادلانه برای همه بسازیم.
دلایل کوچ روستاییان به شهر
اختصاصی-آدینوشاپ













