سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

تحقیق در مورد اصحاب کهف + خلاصه داستان

زمان مطالعه6 دقیقه

تحقیق در مورد اصحاب کهف + خلاصه داستان
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : تحقیق
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

در اینجا داستان جوانمردانی را می‌خوانیم که به «اصحاب کهف» معروف هستند. داستان آنان در قرآن کریم، در سوره کهف، آیات ۹ تا ۲۶ آمده است.

**داستان به زبان ساده:**

دکتر

در شهری زندگی می‌کردند که مردم آن بت‌پرست بودند و به خدای یکتا ایمان نداشتند. اما گروهی از جوانان آن شهر، به خداوند یگانه اعتقاد پیدا کردند. چون پادشاه و مردم شهر، آنان را به خاطر ایمان جدیدشان آزار می‌دادند، تصمیم گرفتند از شهر بیرون بروند تا بتوانند آزادانه خدا را پرستش کنند.

آنها به همراه سگ خود، به غاری پناه بردند و در آنجا به خوابی عمیق فرو رفتند. خداوند معجزه کرد و آنها را برای سال‌های بسیار طولانی در آن خواب نگه داشت.

**آیات قرآن:**

> بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
> أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ﴿٩﴾ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿١٠﴾ فَضَرَبْنَا عَلَىٰ آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا ﴿١١﴾ ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا ﴿١٢﴾ نَّحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ ۚ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى ﴿١٣﴾ وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَٰهًا ۖ لَّقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا ﴿١٤﴾ هَٰؤُلَاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً ۖ لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ ۖ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ﴿١٥﴾ وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا ﴿١٦﴾ وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿١٨﴾ وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۚ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَٰذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَىٰ طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا ﴿١٩﴾

**ادامه داستان:**

بعد از سال‌ها، خداوند آن جوانان را از خواب بیدار کرد. آنها فکر می‌کردند فقط یک روز یا بخشی از یک روز خوابیده‌اند. یکی از آنها را با سکه‌های قدیمی به شهر فرستادند تا غذا بخرد. وقتی آن جوان به شهر رفت، همه چیز را تغییر‌یافته دید. مردم و مغازه‌ها عوض شده بودند. وقتی با سکه‌های قدیمی خرید کرد، مردم متوجه شدند که او مربوط به دوران بسیار گذشته است. کمک‌مقق راز آنها فاش شد.

این واقعه، نشانه‌ای بزرگ از قدرت خداوند بود. او کسانی را که ایمان آورده و به خاطر او از خانه و کاشانه خود گذشته‌اند، تنها نمی‌گذارد و آنان را حفظ می‌کند. سرانجام، آن جوانان پس از آشکار شدن معجزه، دوباره به خواب ابدی فرو رفتند.

تحقیق در مورد اصحاب کهف + خلاصه داستان

داستان یاران غار که به اصحاب کهف هم معروف است، یکی از داستان‌های مشهور و پرمعنای قرآن کریم می‌باشد. این ماجرا در سوره کهف، از آیه ۸ تا ۲۶، به زیبایی بیان شده است. این روایت نه تنها در اسلام، بلکه در ادیان دیگری مانند مسیحیت و یهودیت نیز با تفاوت‌هایی نقل شده است.

اصحاب کهف

اصحاب کهف گروهی از جوانان باایمان و مسیحی بودند که در زمان پادشاهی ستمگری به نام دقیانوس در شهر افسوس، که امروزه در ترکیه قرار دارد، زندگی می‌کردند.
آن‌ها که تعدادی از افراد سرشناس و نزدیک به دربار و نیز یک چوپان به همراه سگش بودند، عقیده و دین خود، یعنی مسیحیت، را از دیگران پنهان می‌کردند. زیرا در آن دوره، آیین مسیحیت ممنوع اعلام شده بود و امپراتوری روم، پیروان این دین را تحت تعقیب قرار داده بود.

خلاصه داستان اصحاب کهف

جوانانی که به آنها اصحاب کهف می‌گویند، از ستم پادشاه زمان خود به تنگ آمده بودند. براساس آیات قرآن کریم، آنها با الهام از سوی خداوند، برای نگهداری از ایمان خود، به غاری در نزدیکی روستای رقیم پناه بردند. وقتی به آنجا رسیدند، همگی به خوابی عمیق فرو رفتند و سیصد سال بعد از خواب بیدار شدند، در حالی که گمان می‌کردند فقط چند ساعت است که خوابیده‌اند. در تمام این مدت، سگشان هم دم در غار بود، طوری که هر کس او را می‌دید فکر می‌کرد بیدار است.

وقتی آنها به شهر رفتند تا با پول خود نان بخرند، متوجه شدند که همه چیز عوض شده و آنها سال‌ها در خواب بوده‌اند. پس از اینکه در شهر جستجو کردند، دوباره به غار برگشتند و از خدا خواستند که جانشان را بگیرد.

پیام داستان

داستان جوانان غار، درس‌های زیادی برای ما دارد، از جمله:

* پایبندی به عقیده و مقاومت در برابر فشارهای ناعادلانه
* توانایی بی‌پایان خدا در نگهداری و محافظت از بندگان باایمانش
* ضرورت تلاش برای شناساندن راه درست به دیگران

غار اصحاب کهف در کدام کشور است؟

درباره محل دقیق غار اصحاب کهف، دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد و چندین نقطه مختلف در دنیا به عنوان این غار شناخته می‌شوند.

بر پایه نخستین نوشته‌هایی که داستان اصحاب کهف را نقل کرده‌اند، یکی از این مکان‌ها در شهر افسوس قرار دارد. در نزدیکی کوه پیون در این شهر (که امروزه نزدیک سلجوق در ترکیه است)، غاری پیدا شده که بقایای یک نیایشگاه مسیحی در آن دیده می‌شود. این محل بین سال‌های ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۸ میلادی کاوش شد و در جریان حفاری‌ها، چندین صد گور مربوط به سده‌های پنجم و ششم میلادی کشف گردید. روی دیوارها و قبرها نیز نوشته‌هایی مربوط به هفت خوابیده وجود داشت. امروزه این غار به عنوان یک جاذبه دیدنی به گردشگران نشان داده می‌شود.

دیدگاه دوم، غار اصحاب کهف را در اردن و در فاصله هفت کیلومتری شهر عمان، نزدیک دو روستا به نام‌های رقیم و ابوعلند می‌داند. این غار در سال ۱۹۶۳ میلادی به دست گروهی از باستان‌شناسان اردنی پیدا شد و در آن نیز نشانه‌هایی از یک عبادتگاه مسیحی به چشم می‌خورد.

بر اساس نظر سوم که از سوی برخی تاریخ‌دانان مسلمان بیان شده، این غار در شهر دمشق، پایتخت سوریه، واقع است.

در پایان باید گفت که با وجود این نظرات مختلف، مشخص کردن جای دقیق غار اصحاب کهف کار آسانی نیست. اما در میان این گزینه‌ها، نظریه قرار داشتن غار در افسوس ترکیه، طرفداران بیشتری دارد.

آیاتی از سوره کهف

۹- آیا فکر کردید که داستان اصحاب کهف و آن نوشته‌ها [رقیم] از نشانه‌های عجیب ماست؟ [چنین نیست؛ زیرا در این جهان پهناور، نشانه‌های شگفت‌انگیزتری از این وجود دارد.]

۱۰- به یاد بیاور زمانی که آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: «پروردگارا، از سوی خودت رحمتی به ما ببخش و کارهایمان را به راه راست هدایت کن.»

۱۱- پس ما سال‌های زیادی آنان را در غار به خوابی عمیق فرو بردیم.

۱۲- سپس آنان را بیدار کردیم تا روشن کنیم کدام یک از دو گروه [که درباره مدت خوابشان بحث داشتند]، زمان درنگشان را درست تر می‌شمارند.

۱۳- ما داستان آنان را به درستی برای تو بیان می‌کنیم: آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.

۱۴- و دل‌هایشان را استوار کردیم؛ آنگاه که قیام کردند و گفتند: «پروردگار ما، همان پروردگار آسمان‌ها و زمین است. ما هرگز غیر از او معبودی را نمی‌پرستیم، که اگر چنین کنیم، سخنی نادرست و بیهوده گفته‌ایم.»

۱۵- «این قوم ما، به جای خدا معبودانی برای خود برگزیده‌اند. چرا دلیل روشنی برای کار خود نمی‌آورند؟ پس چه کسی ستمکارتر از آن کسی است که بر خدا دروغ می‌بندد؟»

۱۶- و [به یکدیگر گفتند:] «هنگامی که از آنان و آنچه غیر خدا می‌پرستند، جدا شدید، به این غار پناه ببرید. پروردگارتان از رحمتش بر شما می‌گستراند و در کارتان گشایش و آسایش قرار می‌دهد.»

۱۷- و خورشید را می‌بینی که وقتی طلوع می‌کند، به سمت راست غارشان مایل می‌شود و وقتی غروب می‌کند، از سمت چپشان دور می‌گردد، در حالی که آنان در فضای وسیعی از غار آرمیده‌اند. این از نشانه‌های قدرت خداست. هر که را خدا هدایت کند، راه یافته است و هر که را گمراه کند، هرگز برای او دوست و راهنمایی نخواهی یافت.

۱۸- و آنان را چنان می‌بینی که گویی بیدارند، ولی آنان در خواب هستند و ما آنان را به راست و چپ می‌گردانیم و سگشان دو دستش را بر آستانه غار گشاده است. اگر به آنان سر می‌زدی، مسلماً از آنان می‌گریختی و وجودت از ترس پر می‌شد.

۱۹- و این گونه آنان را [از خواب] بیدار کردیم تا میان خود پرس و جو کنند. یکی از آنان گفت: «چه مدت در اینجا مانده‌اید؟» گفتند: «یک روز یا بخشی از یک روز.» [بعضی] گفتند: «پروردگارتان بهتر می‌داند چه مدت مانده‌اید. پس یکی از خودتان را با این پول به شهر بفرستید تا ببیند کدام غذا پاکیزه‌تر است؟ و از آنجا خوراکی برایتان بیاورد. او باید با نهایت دقت و پنهان‌کاری رفتار کند و کسی را از خبر شما آگاه نسازد.»

۲۰- «چرا که اگر آنان بر شما آگاه شوند، یا شما را سنگسار می‌کنند یا به آیین خود بازمی‌گردانند و در آن صورت هرگز رستگار نخواهید شد.»

۲۱- و این گونه مردم را بر آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [برای رستاخیز] حق است و در برپایی قیامت هیچ شکی نیست. آنگاه که میان خود درباره کار آنان گفت وگو می‌کردند، [عده‌ای] گفتند: «بنایی بر [ورودی] غار بسازید [تا پنهان بمانند]، پروردگارشان به حال آنان آگاه‌تر است.» اما کسانی که نظرشان پیروز شد، گفتند: «قطعاً بر [آن مکان] مسجدی خواهیم ساخت.»

۲۲- به زودی خواهند گفت: «سه نفر بودند و چهارمینشان سگشان بود.» و برخی می‌گویند: «پنج نفر بودند و ششمینشان سگشان بود.» [اینها] سخنان بی‌اساسی است. و برخی می‌گویند: «هفت نفر بودند و هشتمینشان سگشان بود.» بگو: «پروردگارم به شماره آنان آگاه‌تر است. جز عده کمی کسی شمار واقعی آنان را نمی‌داند. پس درباره آنان جز به صورت سطحی بحث مکن و از هیچ‌کس در این باره نظر مخواه.»

۲۳- و هرگز درباره کاری مگو که: «من فردا آن را انجام خواهم داد.»

۲۴- مگر اینکه بگویی: «اگر خدا بخواهد.» و هرگاه فراموش کردی، پروردگارت را به یاد آور و بگو: «امید است پروردگارم مرا به راهی که از این به صلاح نزدیک‌تر است، هدایت کند.»

۲۵- و آنان در غارشان سیصد سال ماندند و نُه سال بر آن افزوده شد.

۲۶- بگو: «خدا به مدت درنگ آنان آگاه‌تر است. رازهای آسمان‌ها و زمین تنها نزد اوست. چه بینا و چه شنواست! آنان جز او سرپرستی ندارند و او کسی را در حکومتش شریک نمی‌سازد.»

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول