پرچم ایران، نماد ملی و نشانه هویت کشور ماست. این پرچم از سه نوار رنگی افقی به ترتیب سبز، سفید و قرمز تشکیل شده است.
**معنی رنگها:**
– **رنگ سبز:** نشانه سرسبزی، رشد و همچنین نماد دین اسلام است.
– **رنگ سفید:** نشانه صلح و دوستی میان همه مردم است.
– **رنگ قرمز:** نماد شجاعت، فداکاری و عشق به میهن است.
در وسط نوار سفید، نشان ویژه ایران، که شبیه به کلمه “الله” است، قرار دارد. این نشان که به شکل یک گل لاله نیز دیده میشود، نماد ایستادگی و جاودانگی است.
در حاشیه داخلی رنگ سبز و حاشیه خارجی رنگ قرمز، ۲۲ بار عبارت “الله اکبر” به رنگ سفید و به خط کوفی تکرار شده است. این عدد، یادآور روز ۲۲ بهمن، روز پیروزی انقلاب اسلامی ایران است.
پرچم ایران برای همه مردم این سرزمین مقدس است و در مراسمهای رسمی، مدارس و مکانهای مختلف به احترام برافراشته میشود.

پرچم ایران از سه رنگ سبز، سفید و قرمز تشکیل شده که به صورت سه نوار مساوی و افقی روی هم قرار گرفتهاند. رنگ سبز در بالا، سفید در وسط و قرمز در پایین پرچم دیده میشود.
در بخش سفیدرنگ وسط پرچم، نشان رسمی جمهوری اسلامی ایران که کلمه «الله» است، قرار دارد. این نشان در حقیقت نماد شعار اسلامی «لا اله الا الله» میباشد. همچنین در مرز بین رنگ سبز و سفید، و نیز بین رنگ سفید و قرمز، عبارت «الله اکبر» به رنگ سفید و به تعداد ۲۲ بار تکرار شده است. این تعداد، یادآور روز پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن است.
پیشینه کاربرد پرچم
بر اساس یافتههای باستانشناسان، استفاده از پرچم که در قدیم به آن «درفش» میگفتند، تاریخ بسیار طولانی دارد و به زمانهای پیش از هخامنشیان میرسد. «درفش شهداد» که در سال ۱۳۵۰ در استان کرمان کشف شد و همچنین نام «گاودرفش» که در کتاب «اوستا» آمده، نشاندهنده این قدمت هستند.
درفش هخامنشیان «درفش شهباز» نام داشت و تصویر آن، یک شاهین با بالهای باز و خورشیدی در پشت سرش بود. در دورههای سلوکی و اشکانی، حاکمان مناطق مختلف از نمادهای محلی خود روی پرچمها استفاده میکردند. پرچم اشکانیان معمولاً نقش خورشید داشت و ارتش آنها از پرچمهای ابریشمین با نشان اژدها بهره میبرد. برخی از مورخان نیز معتقدند پرچم ملی ایران در زمان اشکانیان، «درفش کاویانی» بوده است.
در دوره ساسانیان نیز درفش کاویانی نماد ملی بود. داستان به وجود آمدن این درفش، به قیام کاوه آهنگر علیه پادشاه ستمگر، ضحاک، برمیگردد. وقتی ستم ضحاک به اوج رسید، کاوه پیشبند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را به نشانه قیام بالا برد. پس از شکست ضحاک، فریدون به پادشاهی رسید و دستور داد آن پیشبند چرمی را با پارچههای گرانقیمت و جواهرات تزئین کنند و نام آن را «درفش کاویانی» گذاشتند. بر اساس یک باور قدیمی، هر لشکری که این درفش را با خود حمل میکرد، شکستناپذیر میشد. در جنگ قادسیه، این درفش به دست سپاه اعراب افتاد و به دستور عمر بن خطاب، پس از جدا کردن جواهراتش، سوزانده شد.
در سنگنوشتههای به جا مانده از ساسانیان، چهار پرچم دیگر با طرحهای گوناگون نیز دیده میشود. پس از ورود اعراب به ایران، امویان از پرچم سفید و به روایتی سبز استفاده میکردند. ابومسلم خراسانی پرچم سیاه و نیز پرچم سفیدی که بر روی آن آیهای از قرآن نوشته شده بود، را به کار میبرد. عباسیان پرچم سیاه با عبارت «محمد رسولالله» داشتند و علویان و مخالفان آنها از پرچم سفید استفاده میکردند.
درباره پرچم غزنویان نظرات مختلفی وجود دارد؛ از جمله پرچم با نقش شطرنجی، پرچم قرمز، یا پرچمی با نشان شیر طلایی و پرنده هما. همچنین گفته میشود پادشاهان شیعی از پرچمهای سفید و سبز و پادشاهان غیرشیعی از پرچم سیاه در این دوره استفاده میکردند. رنگ پرچم رسمی در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان به درستی مشخص نیست و احتمالاً همان پرچم سیاه عباسیان بوده است.
بررسیهای باستانشناسی نشان میدهد که نقش خورشید از قرن هفتم هجری وارد فرهنگ عمومی و هنر شد و به تدریج در حدود قرن نهم هجری بر روی پرچمها ظاهر گردید. منابع معتبر تاریخی، پدید آمدن نقش شیر و خورشید را در پرچم ایران مربوط به دوره ایلخانیان میدانند.
در دوره صفویه، پرچمهای مختلفی مورد استفاده قرار گرفت. پرچم شاه اسماعیل اول، سبزرنگ و نوک آن به شکل ماه بود. پس از شکست او در جنگ چالدران، استفاده از پرچمهای سیاه با نوشته «القصاص» رواج یافت. در زمان شاه عباس کبیر، پرچم دارای نقش شیر و خورشید، به پرچم اصلی صفویان تبدیل شد. در گزارشهای اروپاییان از این دوره، پرچمها سهگوش و دارای نقشهای شیر و خورشید، شمشیر ذوالفقار یا آیات قرآن توصیف شدهاند. نزد صفویان، شیر نماد حضرت علی و خورشید نشاندهنده عظمت خداوند بود. به گفته برخی، شیر و خورشید نماد دو رکن اصلی ایران در آن زمان، یعنی دین و حکومت، به شمار میرفت.
پرچم نادرشاه افشار دارای نوارهای سفید، آبی و قرمز یا زرد، سفید، آبی و قرمز بود و نقش شیر و خورشید روی آن دیده نمیشد. قاجارها از پرچمی با نشان شیر و خورشید و شمشیر استفاده میکردند. بر اساس اسناد تاریخی، چیدمان سه رنگ سبز، سفید و قرمز با نشان شیر و خورشید در وسط، توسط میرزا حسنخان مشیرالدوله انجام شد.
مهمترین پرچمهای زمان ناصرالدین شاه قاجار، «بیرق دولتی» و «بیرق سلطنتی» بودند. در هر دوی این پرچمها رنگهای سبز، سفید و قرمز از بالا به پایین قرار داشتند. در یکی نوار سفید پهنتر بود و نشان شیر و خورشید را داشت و در دیگری هر سه نوار همعرض بودند و هر سه دارای نشان شیر و خورشید بودند. رنگ سبز نماد اسلام، سفید نماد صلح و قرمز نماد شجاعت و دلاوری بود.
در آغاز جنبش مشروطه، برخی کوشیدند از پرچم سرخ استفاده کنند، اما قانون اساسی مشروطه در اصل پنجم، پرچم سهرنگ سبز، سفید و قرمز با نشان شیر و خورشید را به عنوان پرچم رسمی ایران تأیید کرد. پس از انقلاب مشروطه، تلاشهایی برای یکدست کردن طرح شیر و خورشید و اندازه پرچم انجام شد.
در دوره پهلوی تغییر چشمگیری در طراحی پرچم ایجاد نشد. در این دوره سه نوع پرچم با کمی تفاوت در نشان، ولی با همان رنگهای پیشین استفاده میشد: پرچم شهروندی، پرچم دولتی و پرچم نظامی. همچنین در همین دوره، واژه «پرچم» جایگزین واژههای «درفش» (فارسی)، «بیرق» (ترکی) و «عَلَم و رایت» (عربی) شد و بعدها فرهنگستان ایران بر استفاده از واژه «پرچم» تأکید کرد.
پرچم جمهوری اسلامی ایران
پس از موفقیت انقلاب اسلامی، دولت موقت همچنان از پرچم قدیمی با نماد شیر و خورشید استفاده میکرد. اما پس از آن، بنا بر درخواست روحالله خمینی برای تغییر این نماد، مسابقهای برای طراحی یک نشان جدید برای پرچم برگزار شد.
در ابتدا طرحی از صادق تبریزی انتخاب شد که در آن خورشیدی با ۲۲ ستاره و هشت مشت گرهکرده دیده میشد و عبارت «الله اکبر» در مرکز آن قرار داشت. اما این پرچم برای مدت زیادی مورد استفاده نبود.
در پانزدهم اردیبهشت سال ۱۳۵۹، طرحی که حمید ندیمی ارائه داده بود و در همان مسابقه شرکت کرده بود، مورد تأیید شورای انقلاب و سپس امام خمینی قرار گرفت. طراحی کامل پرچم نیز به عهده او گذاشته شد و کار به پایان رسید.
آخرین اصلاحی که روی پرچم انجام شد، مربوط به شکل نوشتهٔ «الله اکبر» بود. برخی فکر میکردند که طراحی اولیه آن شبیه حروف لاتین USA است. تغییر این قسمت نیز به حمید ندیمی سپرده شد و طرح تازهای که او ارائه داد، از آن زمان تا امروز به عنوان پرچم رسمی کشور ایران استفاده میشود.
درباره آثار فرهنگی













