قیام امام حسین (ع) یک نمونه کامل و عملی از دستور “امر به معروف و نهی از منکر” در اسلام است. هنگامی که حاکمان زمان، به طور آشکار قوانین الهی را زیر پا گذاشتند و به فساد و ستم روی آوردند، امام حسین (ع) در برابر این انحراف بزرگ ایستاد.
ایشان با قیام خود به همه مسلمانان نشان داد که وقتی جامعه از مسیر درست خارج میشود و ارزشهای دینی نادیده گرفته میشوند، سکوت و بیتفاوتی جایز نیست. حتی اگر این ایستادگی، هزینههای سنگینی مانند از دست دادن جان را در پی داشته باشد.
بنابراین، نهضت عاشورا تنها یک حادثه تاریخی غمانگیز نیست؛ بلکه یک درس زنده و همیشگی است که به ما میآموزد در برابر نادرستیها و بیعدالتیها باید ایستادگی کرد و برای احیای حق و حقیقت تلاش نمود.

بررسی رویدادهای تاریخی و سخنان پیشوایان دینی نشان میدهد که چند دلیل مهم در قیام امام حسین (علیه السلام) نقش داشت: نخست، خودداری از بیعت با یزید، سپس پاسخ دادن به درخواست مردم کوفه، تلاش برای بهبود وضعیت امت پیامبر اسلام و همچنین انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر.
ارتباط قیام امام حسین ع با امر به معروف و نهی از منکر
امام حسین (علیه السلام) نه تنها با قلب و زبان، بلکه با شمشیر نیز برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و به این ترتیب، برترین و بالاترین مرحلهٔ این فریضه را انجام داد.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) پس از بیان سه مرحلهٔ امر به معروف و نهی از منکر (قلبی، زبانی و عملی) میفرمایند: «و از همه مهمتر سخن به حقّی است که در برابر پیشوای ستمگری گفته شود». (نهجالبلاغه، حکمت ۳۷۴)
امام حسین (علیه السلام) در وصیتنامهای خطاب به برادرش محمد حنفیه نوشت: «من تنها به انگیزه اصلاح در امّت جدّم بپا خاستم، مىخواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به روش جدّم و پدرم على بن ابى طالب (علیه السلام) رفتار نمایم!» (فتوح ابن اعثم، ج ۵، ص ۳۳ و بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹)
امام با این سخن نشان میدهد که از همان آغاز، هدفی روشن و الهی داشته است. هدف او کشورگشایی یا به دست آوردن ثروت و مقام نبود، بلکه خواستار اصلاح جامعهٔ اسلامی و زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر بود. در این راه، هیچ ضرر مالی یا جانی نمیتوانست او را از حرکت بازدارد.
وقتی خبر بیوفایی مردم کوفه به امام رسید، به یارانش فرمود: «آیا نمیبینید به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیرى نمیگردد، در چنین شرایطى بر مؤمن لازم است [قیام کند و] شیفته ملاقات پروردگار [و شهادت] باشد». (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۱؛ تاریخ طبرى، ج ۴، ص ۳۰۵ و مقتل الحسین خوارزمى، ج ۱، ص ۲۳۷)
هنگامی که «حر» لشکر امام را متوقف کرد و به او اجازهٔ حرکت به سوی کوفه را نداد، امام (علیه السلام) در نامهای به مردم کوفه نوشت:
«شما میدانید پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله) در زمان حیاتش فرمود: “هرکس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان خدا را شکسته، با سنّت پیامبر مخالفت میورزد و در میان بندگان خدا به ظلم و ستم رفتار میکند ولى با او به مبارزه عملى و گفتارى برنخیزد، سزاوار است که خداوند او را در جایگاه آن سلطان ستمگر [جهنّم] وارد کند”…» (فتوح ابن اعثم، ج ۵، ص ۱۴۳؛ مقتل الحسین خوارزمى، ج ۱، ص ۲۳۴ و بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۱)
امام با این سخنان، وظیفهٔ مسلمانان در برابر حکومتهای ستمگر را بیان کرد و دلیل قیام خود را به روشنی به همگان رساند. او این مبارزه را حتی در صورت تنها ماندن نیز ضروری میدانست.
به برکت این بیداریهاست که ما امروز، هنگام زیارت امام حسین (علیه السلام) با زیارت وارث، با تمام وجود میگوییم: «من شهادت میدهم که تو نماز را بپا داشتى و زکات را ادا کردى و امر به معروف کرده و نهى از منکر را به جا آوردى» و با این جمله اعتراف میکنیم که قیام امام برای اصلاح جامعهٔ اسلامی و زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر بوده است.













