در ادامه، داستان پایان زندگی ابراهیم را مرور میکنیم و میبینیم این رویداد چه پیوندی با یکی از ویژگیهای مهم پیامبران دارد؛ یعنی پیکار با باورهای نادرست و خرافی.
پیامبران همواره در برابر افکار غلط و خرافات میایستادند و ابراهیم نیز در طول زندگی خود با عقاید باطل مبارزه کرد. هنگام وداع با دنیا نیز این ویژگی در سرنوشت او نمایان بود.

مختصر در مورد ماجرای مرگ ابراهیم
در ماه ذیالحجه سال هشتم هجری، پیامبر اسلام صاحب فرزند پسری از همسرش ماریه قبطیه شدند. ماریه از سوی حاکم مصر به نزد پیامبر فرستاده شده بود. نام این پسر را ابراهیم گذاشتند.
پیامبر از به دنیا آمدن ابراهیم بسیار خوشحال بودند و به او مهر فراوانی داشتند. پس از این رویداد، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و او را با عنوان «اباابراهیم» خطاب کرد و سلام رساند.
همچنین پیامبر در روز هفتم تولد فرزندشان، گوسفندی را برای او قربانی کردند (عقیقه کردند). سپس موهای سر ابراهیم را تراشیدند و هموزن آن نقره به نیازمندان بخشیدند.
درگذشت ابراهیم
فرزند عزیز پیامبر، عمر چندانی نداشت و پس از زمانی کوتاه بیمار شد و از دنیا رفت.
درباره سن او هنگام وفات، روایتهای گوناگونی وجود دارد؛ بر پایه یک روایت در شانزدهماهگی، بر پایه روایتی دیگر در هجدهماهگی، و بر اساس نقل دیگری پس از یک سال و ده ماه و هشت روز زندگی، چشم از جهان فروبست.
پیامبر او را در قبرستان بقیع به خاک سپردند و سنگی بر آرامگاهش نهادند و بر روی سنگ آب پاشیدند.
پیامبر بعد از مرگ فرزندش
پس از درگذشت ابراهیم، پیامبر بسیار غمگین شد و اشک ریخت. ایشان فرمودند: «چشمها اشک میریزد و قلب غمگین است، ولی سخنی که خشم پروردگار را برانگیزد، بر زبان نمیآوریم.» سپس خطاب به فرزندش ابراهیم گفت: «ای ابراهیم! ما از فراق تو سخت اندوهگینیم.»
بعضی افراد با مشاهده غم و گریه پیامبر، به ایشان گفتند: شما خودمان را از گریه برای مردگان منع میکردید، پس چرا اکنون برای فرزندتان اشک میریزید؟
پیامبر در پاسخ به آنان فرمود: «من هرگز نگفتهام که برای عزیزان ازدسترفته گریه نکنید. گریه نشانه مهربانی و همدردی است و کسی که نسبت به دیگران دلسوز نباشد، مورد رحمت خدا قرار نمیگیرد. آنچه من نهی کردهام، شیون و زاری بلند، گفتن سخنان ناشایست، اعتراض به تقدیر الهی و پاره کردن لباسها از روی ناامیدی است.»
در روایتی نقل شده که پیامبر رو به سوی کوه کردند و فرمودند: «ای کوه! اگر آن مصیبتی که به من رسیده، بر تو وارد میشد، قطعاً تو را درهم میشکست. اما ما همانگونه که خدا دستور داده میگوییم: إنّا لِلهِ وَ إنّا اِلَیْهِ راجِعونَ وَ الْحَمدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمینَ.»
خورشیدگرفتگی و ارتباط آن با مرگ ابراهیم
در همان روزی که فرزند پیامبر خدا از دنیا رفت، خورشید گرفتگی رخ داد. برخی از مردم مدینه تصور کردند که این پدیده به خاطر فوت ابراهیم روی داده است. آنها میگفتند: «خورشید به دلیل از دست رفتن ابراهیم تیره شده است.»
وقتی پیامبر این سخنان را شنیدند، در میان مردم حاضر شدند و پس از بالا رفتن از منبر، ابتدا خدا را ستودند و سپس فرمودند: «اى مردم، آفتاب و ماه دو نشانه از نشانههای قدرت خداوند متعال هستند که مطیع فرمان او حرکت میکنند. آنها برای مرگ یا زندگی هیچکس تاریک نمیشوند. پس هرگاه شاهد خورشیدگرفتگی یا ماهگرفتگی شدید، نماز بخوانید.»
بدین ترتیب، پیامبر بزرگوار حتی در شرایط سخت و اندوهبار پس از فقدان فرزندشان، مأموریت هدایت و آگاهیبخشی به مردم را رها نکردند. زمانی که سخنان نادرست و خرافی شنیدند، بلافاصله برای بیدار کردن مردم و افزایش آگاهی آنها اقدام کردند.
اگرچه این سخنان میتوانست موقعیت اجتماعی ایشان را تقویت کند، اما در مکتب اسلام و روش پیامبر، مسلمانان باید افرادی آگاه، خردمند، با معرفت، دانا و هوشیار باشند تا بتوانند راه درست را بپیمایند و به کمال و مقصد نهایی انسانیت دست یابند.













