**همه چیز درباره سبک شعری ترجیع بند و نمونههای آن**
ترجیع بند یکی از قالبهای قدیمی و زیبای شعر فارسی است. اگر دوست دارید با ساختار و ویژگیهای این قالب آشنا شوید، این متن را تا انتها بخوانید.
**ساختار ترجیع بند**
یک شعر ترجیع بند از چند بخش تشکیل شده است:
– **بندها:** شعر اصلی به بخشهایی به نام “بند” تقسیم میشود. هر بند مانند یک غزل کوتاه است که دارای چند بیت میباشد.
– **ترجیع:** پس از پایان هر بند، یک بیت تکراری میآید که به آن “ترجیع” میگویند. این بیت در تمام شعر تکرار میشود و مانند پلی بین بندهای مختلف عمل میکند. ترجیع، مفهوم اصلی شعر را در ذهن خواننده تقویت میکند.
**ویژگیهای ترجیع بند**
– وزن و قافیه در تمام بندها و بیت ترجیع یکسان است.
– بیت ترجیع، نقش مهمی در ایجاد هماهنگی و تأثیرگذاری شعر دارد.
– معمولاً برای موضوعات عاطفی، عاشقانه، اخلاقی و مذهبی از این قالب استفاده میشود.
**نمونههایی از ترجیع بند**
شاعران بزرگ فارسیزبان مانند محتشم کاشانی، سعدی، هاتف اصفهانی و فیض کاشانی از این قالب استفاده کردهاند. یکی از مشهورترین ترجیع بندها، “باز این چه شورش است…” اثر محتشم کاشانی در واقعه کربلاست که بیت ترجیع آن این است:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
در این شعر، هر بند به بخشی از ماجرا میپردازد و سپس این بیت تکرار میشود تا بر شدت اندوه و تأثر تأکید کند.
**جمعبندی**
ترجیع بند، قالبی است که با تکرار یک بیت خاص، پیام شعر را در ذهن ماندگار میکند. این تکرار نه تنها تکراری خستهکننده نیست، بلکه به زیبایی و تأثیر کلام میافزاید.

در این بخش، شما با سبک شعری به نام «ترجیع بند» آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
ترجیع بند یعنی چه؟
ترجیعبند یکی از گونههای شعر فارسی است. در این نوع شعر، چند بخش جداگانه وجود دارد که هر بخش وزن و قافیهی ویژهی خود را دارد. برای پیوند دادن این بخشها به یکدیگر، از یک بیت ثابت و تکراری استفاده میشود که قافیهای مستقل دارد.
میتوان گفت هر بخش ترجیعبند، درست مانند یک غزل کامل است، هم در مضمون و هم در وزن شعری. آن بیت تکراری که بخشها را به هم وصل میکند، بدون هیچ تغییری در واژهها و قافیه تکرار میشود و به آن «بیت ترجیع» یا «بیت گردان» گفته میشود.
برای اینکه این قالب شعری را بهتر درک کنید، به این شکل نگاه کنید:
———————✖ ———————✖
——————— ———————✖
——————— ———————✖
————— —————✦
————— —————✦
———————◕ ———————◕
——————— ———————◕
——————— ———————◕
————— —————✦
————— —————✦
مضمون ترجیعبندها بیشتر دربارهٔ عشق، عرفان و توصیف زیباییهای جهان است. شاعر با زبانی نرم و دلنشین، مصراعهای پایانی هر بخش را چنان میآراید که شنونده مشتاق شنیدن آن بیت تکراری میشود.
از سرایندگان نامدار ترجیعبند میتوان به سعدی، هاتف اصفهانی، فرخی سیستانی و وحشی بافقی اشاره کرد.
تفاوت قالب شعری ترجیع بند و ترکیب بند
این دو گونه شعر بسیار به هم شبیه هستند. تنها تفاوت آنها در بخشی است که بین بندهای شعر تکرار میشود. اگر این بخشِ تکراری، از نظر واژهها و وزن شعر، در هر بار دقیقاً یکسان باشد، به آن «ترجیعبند» میگویند. اما اگر این بخش، پس از هر بند تغییر کند و با قافیهای جدید بیاید، نام آن «ترکیببند» خواهد بود.
نمونه ترجیع بند
در ادامه، بخشهایی از ترجیعبندهای سرودهی هاتف اصفهانی و سعدی را میخوانید.
به دلیل طولانی بودن این ترجیعبندها، تنها قسمتهایی از غزلها در اینجا آورده شده است.
قسمتی از ترجیع بند هاتف اصفهانی:
ایثار بر تو باد، ای آنکه دل و جانم فدایت باد / ای آنکه همه هستیام نثار راهت باد
دلم به تو سپردم، چرا که تو دلبر منی / جانم به تو تقدیم کردم، چرا که تو جانان منی
رهایی دل از چنگ تو کاری است بس دشوار / اما فدا کردن جان در راهت کاری است آسان
راه رسیدن به تو، راهی پر از خطر و رنج است / درد عشق تو، دردی است که درمانی ندارد
…
ساقی که آتش را میپرستد و دستانش آتشین است / در جام شرابم آتش سوزانی ریخت
چون جرعهای نوشیدم، نه عقل ماند و نه خرد / هم کفر از آن آتش سوخت و هم ایمان
مست بر زمین افتادم و در آن حالت مستی / با زبانی سخن گفتم که شرحش ممکن نیست
این سخن را از همه اعضای بدنم میشنیدم / از همه رگها و شرایینم
که: “یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لا اله الا هو”
از تو ای دوست، هرگز جدا نخواهم شد / حتی اگر پیوندهای وجودم را یکی یکی ببرند
به راستی که صد جان از جانب ما بهایی ارزان است / در برابر نیم نیشکر لبخند از دهان تو
ای پدر، از سر عشقم کمتر پند بده / چرا که فرزندی چون من، اهل این پندها نخواهد شد
کاش پندشان را به کسانی میدادند / که از عشق تو برایم پند میآورند
…
ما در این گفتگو بودیم که ناگهان / از ناقوس، این ترانه بلند برخاست
که: “یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لا اله الا هو”
دیشت به محله شرابفروشان رفتم / دلم از آتش عشق در جوش و هیاهو بود
مجلسی زیبا و نورانی دیدم / سرور آن محفل، پیر شرابفروش بود
…
جرعهای نوشیدم و شدم / رها از رنج عقل و درد هوش
وقتی به هوش آمدم، تنها یک چیز را دیدم / باقی همه، خطوط و تصاویری بیمعنا بودند
ناگهان در خلوتگاه ملکوت / این پیام را فرشتهای در گوشم زمزمه کرد
که: “یکی هست و هیچ نیست جز او / وحده لا اله الا هو”
قسمتی از ترجیعبند سعدی:
ای بلندقامت مانند سرو دوست / آه که چه زیبا و خوشسیما هستی
در برابر نازکپایی تو خوار میشود / هر سرو بلندی که کنار جوی آب است.
… …
خیلی مرا سرزنش کردند / که دنبال او نرو، چون او بدخواه است.
ای سنگدلان بیوفا / آیا شرط وفا این است که با دوست نباشیم؟
مینشینم و شکیبایی میکنم / و به کار خودم ادامه میدهم.
در پیمان با تو ای عزیز دل / چه بسیار پیمانها و سوگندها که میشکنند.
دیگر دل به هیچ چیز دیگری مشغول نمیشود / وقتی که با تو پیوند خورده است.
… …
افتادم و مصلحت در این بود / که انسان بدون رنج، پند نمیگیرد.
سزاوار این هستم و حتی بیشتر / شاید که مانند خردمندان رفتار کنم.
مینشینم و شکیبایی میکنم / و به کار خودم ادامه میدهم.
امروز هیچکس جفا نمیکند / در این شهر جز تو، کسی این کار را نمیکند.
عاشقان در دام تو گرفتارند / دوستان در بند تو، مانند زندانی هستند.
… …
جانم را فدای قدمهایت میکنم / اما میترسم که تو پایت را بر خار نگذاری.
ای صاحب زیبایی، در وفاداری بکوش / که این زیباییِ وفا با کسی نکرده است.
بالاخره از روی تندرستیات / به فریاد دلشکستگان برس.
دیگر همچون گذشته رفتار مکن / وگرنه به خدا که من از این پس
مینشینم و شکیبایی میکنم / و به کار خودم ادامه میدهم.













