سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

تحقیق در مورد قالب شعری قصیده

زمان مطالعه2 دقیقه

قالب شعری قصیده
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : تحقیق
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

**قالب شعری قصیده و تفاوت آن با غزل**

قصیده یکی از قدیمی‌ترین و معروف‌ترین قالب‌های شعر فارسی است. این نوع شعر معمولاً طولانی است و در آن یک موضوع اصلی به صورت عمیق و با جزئیات زیاد بررسی می‌شود. قصیده با بخشی به نام «تشبیب» یا «نسیب» شروع می‌شود که در آن شاعر به توصیف طبیعت، عشق یا جوانی می‌پردازد. سپس به بخش اصلی شعر می‌رسد که در آن از فرد مهمی مانند پادشاه، دانشمند یا شخصیت بزرگ تمجید و ستایش می‌کند. در پایان هم شاعر معمولاً با یک دعا یا درخواست، شعر را به پایان می‌برد.

دکتر

قصیده معمولاً دارای وزن عروضی یکنواخت و قافیه‌ای مشخص در پایان هر بیت است. موضوعات قصیده اغلب جدی هستند؛ مانند اخلاق، حکمت، دین و مسائل اجتماعی.

**تفاوت قصیده با غزل**

اگرچه قصیده و غزل هر دو از قالب‌های کلاسیک شعر فارسی هستند و در ظاهر شبیه به هم به نظر می‌رسند، اما چند تفاوت مهم دارند:

۱. **طول شعر**: قصیده معمولاً بلندتر است و می‌تواند تا بیش از شصت بیت ادامه پیدا کند. در حالی که غزل کوتاه‌تر است و به طور معمول بین پنج تا چهارده بیت دارد.

۲. **محتوا و موضوع**: در قصیده، موضوع اصلی مدح و ستایش یک شخصیت برجسته، و گاه بیان مسائل اخلاقی و فلسفی است. اما غزل بیشتر به موضوعات عاشقانه، عرفانی و احساسی می‌پردازد.

۳. **ساختار**: قصیده ساختار مشخصی دارد؛ با تشبیب شروع می‌شود، سپس به مدح می‌پردازد و در پایان با دعا تمام می‌شود. اما غزل چنین ساختار ثابتی ندارد و هر بیت می‌تواند مستقل باشد.

۴. **لحن و کاربرد**: قصیده معمولاً با لحنی رسمی و جدی سروده می‌شود و برای مناسبت‌های مهم به کار می‌رود. غزل اما لحن صمیمی‌تر و شخصی‌تری دارد و بیشتر احساسات درونی شاعر را بیان می‌کند.

به طور خلاصه، قصیده مانند یک سخنرانی زیبا و رسمی برای بزرگداشت یک فرد یا یک اندیشه است، در حالی که غزل شبیه به یک داستان عاشقانه یا یک گفتگوی خودمانی درباره عشق و زندگی است.

قالب شعری قصیده

در ادامه، این سبک شعر را بیشتر به شما معرفی می‌کنیم. با آدینوشاپ همراه بمانید.

قالب شعری قصیده چیست؟

قصیده یکی از قالب‌های قدیمی شعر در ادبیات فارسی است. این سبک شعر از قرن چهارم هجری رواج داشته و معمولاً برای ستایش، پند و اندرز، و گاهی هم برای توصیف طبیعت و زیبایی‌های جهان به کار می‌رفته است.

معنای واژهٔ قصیده، “هدف” یا “مقصود” است؛ یعنی شاعر با سرودن آن، پیام و هدف مشخصی را دنبال می‌کند. خاقانی از سرشناس‌ترین شاعرانی است که در این قالب شعر سروده است.

در قصیده، دو سطر اول با هم هم‌قافیه‌اند و سپس در پایان هر بیت بعدی، این قافیه تکرار می‌شود. همچنین قصیده‌ها معمولاً بلند هستند و بیش از پانزده بیت دارند.

اجزای شعر در قالب قصیده

مطلع: به اولین بیت یک قصیده، “مطلع” می‌گویند. این بیت هر دو مصراعش قافیه یکسانی دارند.

تغزل: به بیت‌هایی که بلافاصله بعد از مطلع می‌آیند “تغزل” گفته می‌شود. این بخش هدف و مقصود اصلی شعر را نشان می‌دهد. مصراع دوم این بیت‌ها با مصراع دوم بیت مطلع هم‌قافیه است.

بدنه اصلی قصیده: این بخش، هسته مرکزی قصیده است و تمامی توصیف‌ها و ستایش‌های شاعر در آن جای می‌گیرد.

دعا و آرزو: در بخش پایانی شعر، شاعر با بیان یک دعا، آرزو یا درخواست، قصیده را به سوی پایان می‌برد.

مقطع: به آخرین بیت قصیده “مقطع” می‌گویند.

انواع مضمون در قالب قصیده

۱- **ستایش و مدح**: ستایش از پادشاهان و بزرگان، یکی از پرکاربردترین موضوعات در قصیده‌سرایی است. این سبک به‌ویژه از دوره سامانیان رواج پیدا کرد و در زمان غزنویان و سلجوقیان گاهی به چاپلوسی و تعریف‌وتمجید اغراق‌آمیز تبدیل شد.
خسرو مشرق یمین دولت و بنیادِ مجد
آفتابِ ملک امین ملت و فخر تبار
یا ببندد یا گشاید یا ستاند یا دهد
تا جهان باشد همی مر شاه را این باد کار:
آنچه بستاند ولایت، آنچه بدهد خواسته
آنچه بندد دست دشمن، آنچه بگشاید حصار

۲- **مباحث دینی و فلسفی**: ناصرخسرو با سرودن قصیده‌هایی درباره دین و آیین، به‌ویژه در دوران اسماعیلیان، تغییر بزرگی در این سبک ایجاد کرد. پس از او، شاعرانی مانند سنایی، عطار و جامی نیز با پرداختن به موضوعات دینی، فلسفی و عرفانی، این راه را ادامه دادند.
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

۳- **اخلاق و مسائل اجتماعی**: سعدی شیرازی نخستین شاعری بود که از قصیده برای آموزش اخلاق و مسائل اجتماعی بهره برد. پس از او، سیف فرغانی نیز در همین سبک شعر سرود.
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت ، سد نشاید بست

۴- **مسائل سیاسی**: در دوره قاجار، سیاست نیز به دنیای قصیده‌سرایی راه یافت. از این نوع شعر برای برانگیختن احساسات مردم و ایجاد شور استفاده می‌شد. ملک‌الشعرای بهار، از سرشناسترین شاعران این سبک به شمار می‌رود.
آزادی ماست اصل آبادی ما
این است نتیجه خدادادی ما
آزاد بزی ولی نگر تا نشود
آزادی تو رهزن آزادی ما

تفاوت‌های قصیده و غزل

قالب‌های شعری قصیده و غزل از نظر ظاهری بسیار شبیه به هم هستند؛ مخصوصاً در چگونگی قرارگیری ردیف و قافیه. با این حال، این دو قالب در اصل با یکدیگر تفاوت‌های مهمی دارند که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

– **زمان پیدایش**: قصیده یکی از قدیمی‌ترین قالب‌های شعر فارسی است، در حالی که غزل از پایان سده ششم رواج پیدا کرد.

– **تعداد بیت‌ها**: غزل معمولاً بین ۵ تا ۱۴ بیت دارد، اما قصیده دست‌کم باید ۱۵ بیت باشد.

– **درونمایه**: همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، قصیده بیشتر برای توصیف و ستایش به کار می‌رود، اما محتوای غزل غالباً عاشقانه و بیانگر احساسات درونی شاعر است.

– **هدف**: در قصیده، همه بیت‌ها از آغاز تا پایان به یک موضوع واحد می‌پردازند و هدف مشخصی را دنبال می‌کنند؛ اما در غزل، هر بیت می‌تواند مفهوم و هدف جداگانه‌ای داشته باشد.

شاعران قصیده سرای

در میان شاعرانی که در سرودن قصیده مهارت داشتند و سبک ویژه‌ای برای خود خلق کردند، می‌توان از نام‌هایی مانند سنایی، خاقانی، پروین اعتصامی و سمرقندی یاد کرد. در ادامه، یکی از قصیده‌های پروین اعتصامی را می‌خوانیم:

۱- محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست

۲- گفت: مستی، زان سبب افتان و خیـــزان می روی
گفت: جـرم راه رفتـن نیست، ره هموار نیست

۳- گفت: می باید تو را تا خانهٔ قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست

۴- گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست

۵- گفت: تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب
گفت: مسجـد خوابگاه مردم بدکار نیست

۶- گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

۷- گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم
گفت: پوسیده است، جز نقشی ز پود و تار نیست

۸- گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

۹- گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی
گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست

۱۰- گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول