قطران تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی در سده پنجم هجری، در شهر تبریز به دنیا آمد و در همانجا نیز زندگی کرد. او به زبان فارسی شعر میسرود و در زمان خود به عنوان یکی از سرایندگان چیرهدست شناخته میشد.
اشعار قطران بیشتر در قالب قصیده و غزل سروده شدهاند و مضامین عاشقانه، اخلاقی و گاه پندآمیز در آنها به چشم میخورد. سبک شعر او ساده و روان است و از صنایع ادبی پیچیده کمتر استفاده کرده تا پیامش به راحتی به دل خواننده بنشیند.
او با شاعران نامدار همعصر خود ارتباط داشت و در گسترش شعر فارسی در منطقه آذربایجان نقش مهمی ایفا کرد. قطران علاوه بر سرودن شعر، به دانشهای زمان خود نیز آگاه بود و این آگاهی در آثارش نمایان است.
دیوان اشعار او گرچه کامل به دست ما نرسیده، اما همان بخشهای باقیمانده، گواه توانایی بالای او در شاعری و خلق تصاویر زیبا و ماندگار است.

قطران تبریزی، با نام کامل ابومنصور قطران عضدی، از شاعران سده پنجم هجری به شمار میرود. زادگاه او روستای شادباد مشایخ در نزدیکی تبریز بوده و در همان دورهای میزیست که خاندانهای شدادیان و روادیان حکمرانی میکردند.
زبان اصلی و مادری او، آذری یا گونهای از زبان پهلوی رایج در آذربایجان بود، اما شعرهایش را به زبان پارسی دری میسرود. از این رو، قطران را نخستین شاعری میدانند که به زبان پارسی دری در منطقه آذربایجان شعر سروده است.
زندگی نامه قطران تبریزی
در سفرهای ناصرخسرو قبادیانی، او با شاعری به نام قطران در تبریز دیدار کرد. ناصرخسرو در توصیف این دیدار میگوید: «در تبریز، قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک میگفت، اما زبان فارسی نیکو نمیدانست. پیش من آمد دیوان منجیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که مشکل بود از من پرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند».
قطران در جوانی، در سن ۲۵ سالگی، به شهر گنجه رفت و مورد توجه ابوالحسن علی لشکری قرار گرفت. او در شعر گفتن توانا بود و سخنانش زیبا و دلنشین به شمار میرفت. در قصیدههایش استفاده از صنایع ادبی به چشم میخورد، اما با این حال همیشه سادگی و روانی کلام را حفظ کرده است. یکی از ویژگیهای مهم قطران این است که او نخستین شاعری بود که در آذربایجان به زبان فارسی دری شعر سرود و پس از او دیگر شاعران آن منطقه از او پیروی کردند.
رشیدالدین وطواط نیز از ستایشگران شعرهای قطران بوده است. او در طول زندگی خود بین هشتهزار تا دههزار بیت شعر سرود. قطران مدتی در شهر بلخ زندگی کرد و در آنجا منظومهای به نام «قوسنامه» را برای امیراحمدبن قماج، یکی از فرمانروایان دوران سلطان سنجر، سرود. این شاعر برجسته در سال ۴۶۵ هجری قمری از دنیا رفت و پس از اسدی طوسی، به عنوان دومین شاعر بزرگ در مقبرةالشعرای محله سرخاب تبریز به خاک سپرده شد.
سبک آثار
قطران در شیوهی سرودن شعر، به شاعرانی مانند رودکی، فرخی و عنصری شباهت دارد. در کتاب اشعار او از سه رویداد مهم یاد شده که به شرح زیر هستند:
۱- نبرد امیر وهسودان با فرماندهی به نام موغان
۲- حملهی قوم غز به منطقهی آذربایجان
۳- زلزلهی وحشتناک تبریز در سال ۴۳۴ هجری قمری
اشعار قطران تبریزی
ای دل، به تو بارها گفته بودم که از عاشقی فاصله بگیر
و رهایشان کن آن زیبارویان را و از دلبستگی به آنان بگذر
هرگاه چهرهای زیبا دیدی، چشمانت را بر هم نه
و چون تیر عشق باریدن گرفت، از شرم و خرد، سپر بساز
تو فرمان من را نبردی و عاقبت کار خود را ندیدی
گمان بردی که میگویم: هر لحظه بیشتر در این راه گام بگذار
اما هر قدم در راه عاشقی، با صدگونه درد و رنج همراه است
اگر به آرامش میاندیشی، از عاشقی بپرهیز
تو ناکام از نزد من رفتی و در دام عشق ماندی
حالا بگو: روزگارت چگونه میگذرد؟ مرا هم از حال خود آگاه کن
اکنون با صبر کردن، به خواستهات نمیرسی
چون از این چاره نتیجۀ نمیگیری، رو به چارهای دیگر کن
![]()
اشکهایم از آرزوی دیدن چهرهات چون موی تو سیاه گشت
و از دوری رخسار تو، همچون موی تو ذوب و نابود شدم
جان من تا در این تن است، پاینده و زنده، تنها به خاطر روی زیبای توست
دلم از دیدار چهرهی فرخنده و دلآرای تو روشن و تابان میشود
از ترس تیرهای نگاهت و کمان ابروهایت
هیچ دلی مانند دل من جرات نگاه کردن به چهرهات را ندارد
از زمانی که تو گوی زیبایی را در میدان عشق رها کردی
هیچ بازیکن چوگانی، گوی تو را از من سبکتر و چالاکتر ندیده است
بیشتر بخوانید: درباره افراد مشهور













