سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

تحقیق در مورد زندگی رشیدالدین وطواط + اشعار

زمان مطالعه2 دقیقه

زندگی رشیدالدین وطواط
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : تحقیق
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

رشیدالدین وطواط، نویسنده و شاعر سده ششم هجری، در شهر طوس به دنیا آمد. او بیشتر عمر خود را در خراسان و ماوراءالنهر گذراند و به دلیل دانش گسترده‌اش در ادبیات و نگارش، به دربار خوارزمشاهیان راه یافت.

وی در نوشته‌های خود از سبکی روان و شیرین بهره می‌برد و بیشتر به خاطر کتاب معروفش، “دیوان منشآت”، شناخته می‌شود. این کتاب شامل نامه‌ها و نوشته‌های ادبی اوست که نمونه‌ای زیبا از نثر فارسی در آن دوره به شمار می‌رود.

دکتر

رشیدالدین وطواط در طول زندگی‌اش با بسیاری از دانشمندان و ادیبان زمان خود ارتباط داشت و سرانجام در شهر بلخ درگذشت. آثار به جای مانده از او، گواه ذوق ادبی و مهارتش در نویسندگی است.

زندگی رشیدالدین وطواط

ابوبکر رشیدالدین محمد بن عبدالجلیل وطواط، شاعر، نویسنده و ادیب ایرانی اهل بلخ در سده ششم هجری بود. او نوشته‌های خود را به دو زبان فارسی و عربی می‌نوشت. این شاعر نامدار در دوره پادشاهی خوارزمشاهیان زندگی می‌کرد و به عنوان دبیر در دربار آتسز خوارزمشاه خدمت می‌کرد. لقب “وطواط” که به معنای خفاش یا گونه‌ای پرستو است، به خاطر جثه کوچک او به وی داده شده بود.

زندگی نامه رشیدالدین وطواط 

رشیدالدین در شهر بلخ به دنیا آمد. بخشی از تحصیلات خود را در مدرسه نظامیه بلخ نزد استادش امام ابوسعد هروی گذراند و پس از پایان تحصیلات و کسب مهارت در نوشتن به زبان‌های فارسی و عربی، به خوارزم رفت. در آنجا به دربار آتسز خوارزمشاه پیوست و از طرف او به عنوان مسئول دفتر نامه‌نگاری منصوب شد.

در جنگی که میان آتسز و سلطان سنجر درگرفت، وقتی سلطان سنجر شهر هزارسف را محاصره کرد، انوری شاعر که در خدمت او بود، این دو بیت را سرود و به داخل شهر فرستاد:

ای شاه همه ملک زمین حسبْ تراست
وز دولت و اقبال جهان کسب تراست
امروز به یک حمله هزارسف بگیر
فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست

در آن زمان رشیدالدین وطواط در هزارسف بود و در پاسخ به این شعر، بیت‌هایی نوشت و با تیر به سوی لشکر سلطان سنجر پرتاب کرد:

ای شه که به جامت می صافی است نه دُرد
اعدای تو را ز غصه خون باید خورد
گر خصم تو ای شاه شود رستم گُرد
یک خر ز هزاراسب تو نتواند برد

پس از آنکه سلطان سنجر شهر را گرفت، قصد کرد وطواط را به قتل برساند. به همین دلیل، وطواط مدت‌ها در فرار بود و به دنبال کسی می‌گشت که بتواند جان او را نجات دهد. سرانجام منتجب‌الدین بدیع‌الکتاب، که رئیس دفتر نوشتاری دربار بود، توانست سلطان سنجر را راضی کند تا او را ببخشد.

وقتی رشیدالدین هشتاد ساله بود، تکش در خوارزم به پادشاهی رسید. وطواط را با تخت‌روانی به نزد او آوردند. او به دلیل پیری گفت که تنها یک رباعی برای تبرک و دعا می‌خواند. رباعی او این بود:

جدت ورق زمانه از ظلم بشست
عدل پدرت شکستها کرد درست
ای بر تو قبای سلطنت آمده چست
هان تا چه کنی که نوبت دولت توست

علاوه بر دیوان شعر رشید وطواط، کتاب‌های دیگری از او به جا مانده که معروف هستند؛ از جمله:
– *حدائق السحر فی دقایق الشعر* (در مورد صنایع ادبی و زیبایی‌های شعر)
– *فصل الخطاب من کلام عمر بن الخطاب*
– *رسائل سلطانی و اخوانی* (نامه‌های رسمی و دوستانه)
– *انس اللهفان من کلام عثمان بن عفان*
– *تحفه الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر الصدیق*
– *نثر اللآلی من کلام امیرالمؤمنین علی (ع)*
همچنین مجموعه‌ای از نامه‌های عربی او نیز شهرت دارد.

دیوان شعر این شاعر شامل ۸۵۶۳ بیت است که در آن غزل، ترجیع بند، ترکیب بند، قصیده، رباعی و قطعه دیده می‌شود. یک قصیده مسمط مصنوع نیز در این دیوان وجود دارد. این کتاب در آذرماه سال ۱۳۳۹ خورشیدی توسط کتابفروشی بارانی چاپ شد. در این چاپ نزدیک به دوازده هزار بیت گردآوری شده، اما با این حال همه شعرهای وطواط در آن نیامده است. این نسخه علاوه بر شعرها، شامل مقدمه‌ای درباره زندگی و آثار رشید وطواط، معرفی نسخه‌های در دسترس مصحح و مطالبی از تذکره‌نویسان است. بیشتر نسخه‌هایی که مصحح از آنها استفاده کرده، پس از قرن یازدهم هجری نوشته شده‌اند.

آثار رشیدالدین وطواط

کتاب‌های زیر از آثار ارزشمند ادبی و مذهبی هستند:

**ابکار الافکار فی الرسائل و الاشعار**
* **دیوان فارسی:** این کتاب شامل بیش از هشت‌هزار و پانصد بیت شعر است.
* **حدائق السحر فی دقائق الشعر:** نام این کتاب به معنای “باغ‌های جادو در زمینه نکات ظریف شعر” است. این اثر یکی از شاهکارهای نثر فارسی و از مهم‌ترین کتاب‌های ادبی به شمار می‌رود.
* **دیوان عربی**
* **نثر اللئالی:** این کتاب گزیده‌ای از سخنان امیرالمؤمنین، علی بن ابی‌طالب (ع) است.
* **جواهر القلائد و زواهر الفرائد** که با نام **فرائد القلائد** نیز شناخته می‌شود.
* **فصل الخطاب**
* **مجموعه رسائل عربی**
* **عرائس الخواطر و نفائس النوادر**
* **انس اللهفان**
* **لطایف الامثال و طرایف الاقوال:** در این کتاب، ۲۸۱ ضرب‌المثل عربی به زبان فارسی شرح داده شده‌است.
* **درر غرر**
* **تحفة الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر صدیق**
* **لغت فارسی منظوم موسوم به حمد و ثنا**
* همچنین **یازده رساله و مجموعه** دیگر، از جمله مجموعه‌ای از صد سخن گران‌بها به زبان عربی از نویسنده.

اشعار وطواط

دلم در عاشقی زار اوفتادست
بدست رنج و تیمار اوفتادست

در راه عشق، ناچار باید تحمل کرد
که محبوب تو با تو بی‌رحم شده است

زیبارو است و بداخلاق، و این عجیب نیست
که گل در کنار خار قرار گرفته است

او برای همه مردم و برای من بلایی جان‌سوز است
ولی من با همه وجودم خریدار او هستم

امسال نیز دل من در دام غم عشق
مانند سال گذشته اسیر شده است

این بار چهره‌ام به خون می‌نشیند
چون دستانم این بار آغشته به خون شده است

من گرفتار عشق شده‌ام، ولی دیگران هم
به انواع دردها و رنج‌ها دچار شده‌اند

دلم بر جان و وجودم چیره خواهد شد
نه آنکه مانند خر مرده‌ای باشم که زیر بار رفته است

چرا خود را سرزنش کنم؟ این بار هم
این رفتار از من سر زده است

محبوب از من روی گردانده است
و نمی‌دانم چه آزاری از من دیده است؟

داستان عشق من و زیبایی او
به گوش شاه جهان رسیده است

شاه علاءالدین، فرمانروای دنیا و دین
که شایسته پادشاهی است

مشکست توده توده نهاده بر ارغوان
زلفین حلقه حلقهٔ آن ماه دلستان
زان توده تودهٔ مشک آیدم حقیر
زین حلقه حلقهٔ تنگ آیدم بجان
چون قطره قطره آب لطیفست عارضش
وز نور شعله شعله نهاده بر ارغوان
زان قطره قطرهٔ آبست چون بخار
زین شعله شعلهٔ نارست چون دخان
هر روز دجله دجله بر آرم من از سرشک
کو طرفه طرفه گل شکفاند ببوستان
زان دجله دجله دجلهٔ بغداد را مدد
زین طرفه طرفه طرفهٔ شمشاد شد نوان
تا پشته پشته بار فراقش همی کشم
چون ذره ذره کرد مرا بر هوا هوان
زان پشته پشته پشتهٔ کوه آیدم سبک
زین ذره ذره ذرهٔ گرد آیدم گران
هجرانش باره باره زمن برد خواب و خور
من خیره خیره مانده ز دست عنا عیان
زان باره باره بارهٔ ……
زین خیره خیره خیرهٔ ………..
چون نکته نکته در غزل آرم ز وصف او
بختم ز تحفه تحفهٔ دولت دهد نشان
زان نکته نکته نکتهٔ رنج و جراحتست
زیم تحفه تحفه تحفه قبول خدایگان

در اندیشه تو، در این دنیای گذرا و بی‌ثبات،
بی‌یاری تو، همه چیز را پشت سر نهادم.
ای عزیز من، تو همچنان از این ناآگاهان بی‌خبری.
از همه تعلقات دل کندم و در گوشه‌ای آرام گرفتم،
چرا که اگر زندگی بدون تو می‌گذرد،
بی‌گمان بدون دیگران نیز خواهد گذشت.

پیشنهادی: درباره زندگی قطران تبریزی

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول