راهنمای کامل درس تفکر و سبک زندگی پایه هفتم
در این بخش، شما میتوانید پاسخ کامل و دقیق تمام سوالات و فعالیتهای کتاب درسی تفکر و سبک زندگی پایه هفتم را به صورت گام به گام دریافت کنید.
این راهنما به دو شکل در دسترس شماست:
* **نسخه الکترونیکی (PDF):** که میتوانید آن را دانلود کرده و روی گوشی، تبلت یا کامپیوتر خود ذخیره کنید.
* **نسخه آنلاین:** که میتوانید به صورت مستقیم و در هر لحظه، بدون نیاز به دانلود، از طریق اینترنت آن را مطالعه کنید.
با استفاده از این راهنما، درک بهتری از مباحث کتاب پیدا خواهید کرد و برای امتحانات و انجام تکالیف خود آمادهتر خواهید بود.

**عنوان درس: تفکر و سبک زندگی پایه هفتم | بخش: راهنمای گام به گام**
این بخش به شما کمک میکند تا مطالب درس را بهتر و آسانتر یاد بگیرید. ما در اینجا قدمبهقدم پیش میرویم تا همه چیز را به روشنی بفهمید.
هدف این است که با تفکر بهتر، بتوانید سبک زندگی خوب و سالمی برای خودتان انتخاب کنید. در هر قسمت، با انجام فعالیتهای ساده، چیزهای جدیدی درباره خودتان و دنیای اطرافتان کشف خواهید کرد.
به یاد داشته باشید که فکر کردن، یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری با تمرین بهتر میشود. این درس به شما تمرین میدهد تا در تصمیمگیریهای روزمره، منطقیتر و آگاهتر عمل کنید.
گام به گام تفکر و سبک زندگی هفتم PDF و آنلاین
با درخواستهای مکرر شما همراهان همگام درس، امروز راهنمای کامل درس تفکر و سبک زندگی را برای پایه هفتم آماده کردهایم. این راهنما به صورت پاسخ صفحه به صفحه درس تهیه شده است و میتوانید در قسمت زیر آن را مشاهده و دانلود کنید.
بخش آنلاین (بروز شده و جدید):
![]()
یک سبک زندگی سالم، مجموعهای از انتخابها و عادتهای روزانه ماست که بر سلامت جسم و روان ما تأثیر مستقیم میگذارد. این انتخابها میتوانند کوچک باشند، اما در درازمدت نتیجهای بزرگ به همراه دارند.
برای داشتن چنین سبکی، باید به چند نکته مهم توجه کنیم:
* **تغذیه سالم:** سعی کنیم بیشتر از مواد غذایی طبیعی و تازه مانند میوهها، سبزیجات و غلات کامل استفاده کنیم. از خوردن بیش از حد غذاهای چرب، شیرین و فرآوریشده خودداری کنیم.
* **فعالیت بدنی:** ورزش و تحرک را به بخشی از برنامه روزانه خود تبدیل کنیم. حتی یک پیادهروی کوتاه هم میتواند به سلامتی ما کمک زیادی کند.
* **سلامت روان:** مراقب سلامت فکر و روح خود باشیم. با مدیریت استرس، خواب کافی و حفظ روابط خوب با خانواده و دوستان، آرامش درونی خود را افزایش دهیم.
* **پرهیز از مواد مضر:** از مصرف هرگونه مواد مخدر، سیگار و الکل که آسیبهای جبرانناپذیری به سلامتی میزنند، دوری کنیم.
در نهایت، سبک زندگی سالم یک مسابقه نیست، بلکه سفری است که با انتخابهای آگاهانه و کوچک هر روزه، میتوانیم سلامت و شادابی خود را برای سالهای آینده تضمین کنیم.
![]()
**صفحه ۶۴**
**فعالیت گروهی (مقایسه کنید)**
* **گروه ۱ (کشاورز):**
* **فکر:** به این فکر میکند که چگونه از زمینش بهتر استفاده کند تا محصول بیشتری به دست آورد.
* **عاطفه و احساس:** به زمین و محصولاتش علاقه و دلبستگی زیادی دارد. از رشد کردن گیاهان لذت میبرد.
* **عمل:** زمین را شخم میزند، بذر میپاشد، آبیاری میکند و از محصولات مراقبت میکند.
* **گروه ۲ (معلم):**
* **فکر:** به این فکر میکند که چطور درس را به بهترین شکل به دانشآموزان یاد دهد.
* **عاطفه و احساس:** به دانشآموزان و آینده آنها اهمیت میدهد و دوست دارد آنها موفق شوند.
* **عمل:** درس میدهد، سؤال میپرسد، تمرین حل میکند و به سوالات دانشآموزان پاسخ میدهد.
* **نتیجهگیری:** همانطور که میبینید، هر سه بخش **فکر، احساس و عمل** مانند چرخهای یک ماشین با هم کار میکنند تا یک کار به نتیجه برسد. اگر یکی از این چرخها مشکل داشته باشد، کار به خوبی پیش نمیرود.
—
**صفحه ۶۵**
**فعالیت گروهی (تحلیل کنید)**
* **الف) کسی که میگوید: «من از این کار خوشم نمیآید، پس هیچ فایدهای هم ندارد.»**
* **قسمت غلط:** این شخص فقط به احساسات خودش توجه کرده و فکر کردن را کنار گذاشته است. ممکن است کاری برای ما خوشایند نباشد، اما فواید مهمی داشته باشد (مثل درس خواندن یک مبحث سخت). در اینجا، **فکر** و **عمل** صحیح، قربانی **احساس** زودگذر شده است.
* **ب) کسی که میگوید: «من این کار را انجام میدهم، حتی اگر دلم نخواهد. چون به صلاح من است.»**
* **قسمت درست:** این شخص بین سه بخش خود تعادل ایجاد کرده است. او با **فکر** خود به این نتیجه رسیده که این کار به نفعش است. سپس، حتی اگر **احساس**ش هم با آن کاری موافق نباشد، اراده میکند و آن را **انجام** میدهد. این یک نمونه از تعادل و مدیریت هوشمندانه احساسات است.
**فعالیت ایستگاه فکر**
**جمله:** “اگر من این بازی کامپیوتری را تمام کنم، احساس غرور و رضایت میکنم.”
* **فکر:** “تمام کردن این بازی باعث میشود احساس موفقیت کنم.”
* **عاطفه:** “احساس غرور و خوشحالی.”
* **عمل:** “تمام کردن بازی کامپیوتری.”
این سه بخش به هم وابسته هستند: **فکر** درباره تمام کردن بازی، باعث ایجاد یک **احساس** خوب میشود و آن احساس خوب، انگیزه لازم برای **انجام** عمل (تمام کردن بازی) را فراهم میکند.
![]()
در این درس با مفهوم سراب آشنا میشویم. سراب یک پدیده طبیعی و نوری است که در شرایط خاص، معمولاً در روزهای گرم در جادهها یا بیابانها دیده میشود.
**چگونه سراب به وجود میآید؟**
هنگامی که خورشید، زمین را به شدت گرم میکند، لایههای هوای نزدیک به سطح زمین بسیار داغ میشوند. از آنجایی که هوای گرم چگالی کمتری دارد و رقیقتر است، نور هنگام عبور از آن شکسته میشود (میشکند). این شکست نور باعث میشود که اشیا در دوردست، به شکل برعکس و مانند یک استخر آب یا یک دریاچه به نظر برسند. در واقع، این چیزی که ما میبینیم تصویری از آسمان است که روی زمین افتاده و ما فکر میکنیم آب است.
**نتیجهگیری:**
پس سراب یک توهم نوری است؛ یعنی چیزی که میبینیم واقعی نیست، بلکه تنها یک تصویر فریبنده است. این پدیده به ما یادآوری میکند که همیشه نمیتوان به چشمان خود اعتماد کرد و برای درک حقایق، باید از عقل و دانش کمک بگیریم.
![]()
روابط ما با افرادی که در اطرافمان زندگی میکنند، مانند اعضای خانواده، همسایهها و معلمان، بسیار مهم و ارزشمند است. این روابط خوب، زندگی را برای همه ما زیباتر و آرامتر میکند.
**ارتباط با خانواده:**
خانواده، نزدیکترین و عزیزترین افراد زندگی ما هستند. احترام گذاشتن به پدر و مادر، مهربانی با برادران و خواهران و کمک کردن در کارهای خانه، باعث میشود فضای خانه پر از محبت و آرامش شود. وقتی با خانواده خود رفتاری محترمانه و دوستانه داشته باشیم، آنها نیز با ما همین رفتار را خواهند داشت و خانه به یک پناهگاه امن و شاد تبدیل میشود.
**ارتباط با همسایگان:**
همسایگان کسانی هستند که در کنار ما زندگی میکنند. یک رابطه خوب با آنها یعنی اینکه به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم، در مواقع سختی به هم کمک کنیم و مراقب آسایش هم باشیم. سلام کردن، همکاری در حل مشکلات محله و پرهیز از ایجاد سر و صدا یا مزاحمت، از کارهای سادهای است که همسایگی را دلپذیر میکند.
**ارتباط با معلمان:**
معلمان راهنمایان ما در مسیر یادگیری و دانش هستند. قدردانی از زحمات آنها، گوش دادن با دقت به درسها و رعایت ادب در کلاس، نشاندهنده احترام ما به مقام شامخ معلمی است. وقتی برای یادگیری تلاش میکنیم و سوالات خود را با احترام میپرسیم، نه تنها دانش خود را افزایش میدهیم، بلکه باعث خوشحالی و انگیزه بیشتر معلمان خود میشویم.
در نهایت، داشتن روابطی محترمانه و پر از مهر با خانواده، همسایگان و معلمان، نه تنها باعث شادی و پیشرفت خودمان میشود، بلکه جامعهای سرشار از صلح و دوستی برای همه میسازد.
![]()
**پاسخ تمرینهای تفکر و سبک زندگی پایهٔ هفتم: صفحات ۸۳، ۸۴، ۸۵، ۸۶ و ۸۷**
**فعالیت: تضاد و اختلاف نظر**
**صفحه ۸۳:**
در این بخش، از شما خواسته شده تا دربارهٔ یک موقعیت که در آن با کسی اختلاف نظر داشتهاید، فکر کنید. سعی کنید داستان آن اتفاق را بهطور خلاصه بنویسید. سپس به این سوالات پاسخ دهید:
– چه احساسی در آن لحظه داشتید؟
– چرا چنین احساسی پیدا کردید؟
– آیا راه بهتری برای حل آن اختلاف وجود داشت؟
**صفحه ۸۴:**
در این صفحه، باید ببینید در موقعیتهای مختلف چگونه رفتار میکنید. برای مثال، اگر دوست شما با نظر شما مخالف باشد، چه واکنشی نشان میدهید؟ آیا به حرف او گوش میدهید یا سعی میکنید نظر خودتان را تحمیل کنید؟ اینجا باید صادق باشید و روش معمول خودتان را توضیح دهید.
**صفحه ۸۵:**
این قسمت از شما میخواهد راههای درست برخورد با اختلافنظرها را یاد بگیرید. به جای عصبانی شدن یا بحث کردن، میتوانید:
– با آرامش به حرف طرف مقابل گوش دهید.
– نظر خود را محترمانه بیان کنید.
– سعی کنید نقطههای مشترک را پیدا کنید.
– اگر نمیتوانید به نتیجه برسید، گاهی بهتر است موضوع را با کمک یک فرد بزرگتر حل کنید.
**صفحه ۸۶:**
در اینجا یک داستان یا مثال مطرح شده است. شما باید با توجه به آنچه یاد گرفتهاید، تحلیل کنید که شخصیتهای داستان چگونه میتوانستند اختلاف خود را به شکل بهتری حل کنند. راه حل شما چیست و چرا فکر میکنید این راه بهتر است؟
**صفحه ۸۷:**
در صفحه پایانی، از شما خواسته شده تا یک “قرارداد شخصی” برای خودتان بنویسید. در این قرارداد قول بدهید که در آینده، وقتی با کسی اختلاف نظر دارید، چه کارهایی را انجام خواهید داد و از چه کارهایی پرهیز میکنید. مثلاً: “من قول میدهم وقتی کسی با من مخالفت میکند، اول با دقت به حرفهایش گوش کنم و بعد با آرامش نظر خودم را بگویم.”
![]()
**پاسخ فعالیتهای مربوط به اضطراب (درس تفکر هفتم: صفحات ۸۸، ۸۹، ۹۰، ۹۱ و ۹۲)**
**صفحه ۸۸ و ۸۹:**
اضطراب یک حس نگرانی و ترس است که همه ما گاهی آن را تجربه میکنیم. این حس میتواند به دلایل مختلفی مانند امتحان، یک موقعیت جدید یا یک مشکل پیش بیاید. اضطراب همیشه بد نیست؛ گاهی به ما کمک میکند تا بهتر و با دقت بیشتر کارهایمان را انجام دهیم. اما اگر این حس خیلی شدید باشد یا مدت زیادی طول بکشد، میتواند زندگی عادی ما را دشوار کند.
**صفحه ۹۰ و ۹۱:**
برای مقابله با اضطراب، راههای ساده و مفیدی وجود دارد:
* **حرف زدن:** درباره نگرانیهایت با یک فرد قابل اعتماد مانند پدر، مادر، معلم یا مشاور مدرسه صحبت کن. بیان کردن احساسات، بار آنها را سبکتر میکند.
* **تنفس عمیق:** وقتی احساس اضطراب میکنی، چند دقیقه آرام بنشین و نفسهای آرام و عمیق بکش. این کار به آرامش بدن و ذهن تو کمک زیادی میکند.
* **ورزش و سرگرمی:** پرداختن به فعالیتهای فیزیکی مانند ورزش یا انجام کارهای مورد علاقه مانند نقاشی و موسیقی، ذهن تو را از نگرانی دور میکند و انرژی مثبت میدهد.
* **مثبت اندیشی:** به خودت یادآوری کن که تو توانایی مقابله با مشکلات را داری. جملات مثبت را با خودت تکرار کن، مثلاً بگو: “من میتوانم از پس این situation بربیایم.”
**صفحه ۹۲:**
به یاد داشته باش که احساس اضطراب یک بخش طبیعی از زندگی است و گاهی برای همه پیش میآید. مهم این است که ما راههای درست مدیریت آن را یاد بگیریم تا بتوانیم در مواقع لازم، احساسات خود را کنترل کنیم و زندگی شاد و آرامتری داشته باشیم. اگر احساس کردی اضطراب تو خیلی قوی است و خودت به تنهایی نمیتوانی با آن کنار بیایی، حتماً از بزرگترهای قابل اعتمادت کمک بخواه.
![]()
در مواقعی که عصبانی میشویم، بهتر است چند کار ساده انجام دهیم تا آرامتر شویم. اول سعی کنیم نفسهای عمیق بکشیم و تا ده بشماریم. این کار کمک میکند از حالت عصبانیت فاصله بگیریم.
میتوانیم از آن موقعیت دور شویم و به جای دیگری برویم تا کمی حال و هوایمان عوض شود. همچنین خوب است درباره احساساتمان با یک نفر حرف بزنیم، مثلاً با پدر، مادر یا یک دوست.
ورزش کردن یا پیادهروی هم میتواند خیلی مفید باشد. این کار انرژی منفی را از ما دور میکند. یادمان باشد که در زمان عصبانیت، تصمیمگیری نکنیم چون ممکن است بعداً پشیمان شویم.
در نهایت، سعی کنیم دیگران را درک کنیم و به خودمان یادآوری کنیم که عصبانیت همیشگی نیست و میگذرد.
![]()
**پاسخ تمرینهای بخش ۱ (سوالات ۱۱، ۱۲، ۱۳ و ۱۴)**
**سوال ۱۱:**
گاهی ما در زندگی کارهایی انجام میدهیم که بعداً از انجام آنها پشیمان میشویم. این اتفاق به این دلیل میافتد که در آن لحظه، خوب فکر نکردهایم و عجله کردهایم. برای جلوگیری از این مشکل، بهتر است قبل از هر کاری، با دقت فکر کنیم و نتیجه کار خود را در نظر بگیریم.
**سوال ۱۲:**
اگر کسی بدون فکر کردن کاری انجام دهد و نتیجه بدی بگیرد، باید مسئولیت کار خود را بپذیرد. چنین شخصی نمیتواند دیگران را مقصر بداند، چون خودش تصمیم گرفته است بدون تأمل عمل کند.
**سوال ۱۳:**
کسی که همیشه قبل از عمل فکر میکند، معمولاً تصمیمهای بهتری میگیرد و کمتر دچار اشتباه میشود. این افراد به عواقب کارهای خود توجه دارند و برای زمان و انرژی خود ارزش قائل هستند.
**سوال ۱۴:**
برای این که بتوانیم در کارهایمان بیشتر فکر کنیم، میتوانیم این راهها را امتحان کنیم:
– قبل از تصمیمگیری، چند دقیقه صبر کنیم و شرایط را بررسی کنیم.
– از خودمان بپرسیم: “این کار چه نتیجهای ممکن است داشته باشد؟”
– اگر لازم است، از نظرات افراد با تجربه استفاده کنیم.
– عجله نکنیم و به خودمان فرصت فکر کردن بدهیم.
![]()
در این درس، دانش آموزان باید دربارهٔ مفهوم “سکهٔ طلا” که نماد یک فرصت باارزش است، فکر کنند. در فعالیت صفحهٔ ۱۵، از شما خواسته شده تا داستان کوتاهی بنویسید که در آن یک سکهٔ طلا نقش مهمی دارد. این داستان میتواند دربارهٔ پیدا کردن یک فرصت خوب، یک دوستی واقعی، یا یک انتخاب درست باشد. نکتهٔ مهم این است که نشان دهید چگونه این سکهٔ طلا (این فرصت) زندگی شخصیت داستان را تغییر میدهد.
برای صفحهٔ ۱۶، باید به سوالاتی پاسخ دهید که دربارهٔ درس و مفهوم اصلی آن است. مثلاً ممکن است از شما بپرسند: “به نظر شما چرا سکهٔ طلا نماد یک چیز باارزش است؟” یا “اگر شما یک سکهٔ طلا داشتید، با آن چه کار میکردید و چرا؟”. در جواب این سوالات، باید با توجه به چیزی که از درس یاد گرفتهاید، پاسخ منطقی و درستی بدهید که نشان دهد مفهوم درس را به خوبی فهمیدهاید.
![]()
**پاسخ فعالیت درس مردان بزرگ اندام کوچک – تفکر پایه هفتم: صفحه ۱۷ و ۱۸**
**فعالیت شماره ۱: گفتوگو کنید**
در این بخش، داستان زندگی یکی از دانشمندان یا شخصیتهای بزرگ را که با وجود محدودیتهای جسمی به موفقیتهای بزرگی رسیده است، انتخاب کنید. سپس درباره این موضوعات با دوستان خود گفتوگو کنید:
* این افراد با چه مشکلات و سختیهایی روبرو بودند؟
* آنها چگونه بر این مشکلات غلبه کردند و به موفقیت رسیدند؟
* از زندگی این افراد چه درسهایی میتوانیم بگیریم؟
**نمونهای از پاسخ برای الهام گرفتن:**
برای مثال، میتوانید در مورد **استیون هاوکینگ** صحبت کنید. او یک دانشمند فیزیکدان بسیار معروف بود که به یک بیماری سختی مبتلا شد. این بیماری باعث شد تقریباً همه بدنش از کار بیفتد و نتواند حرکت کند یا حتی به راحتی صحبت کند. اما او تسلیم نشد.
* **مشکلات:** ناتوانی در حرکت و صحبت کردن.
* **راه غلبه:** او از یک ویلچر و یک کامپیوتر مخصوص برای صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن استفاده کرد. مهمتر از آن، او اراده و پشتکار بسیار قوی داشت و ذهن قدرتمندش را به کار گرفت.
* **درسها:** از زندگی او یاد میگیریم که محدودیتهای جسمی نمیتوانند مانع موفقیت شوند. اگر اراده قوی داشته باشیم و از تواناییهای ذهنی خود استفاده کنیم، میتوانیم بر هر مشکلی غلبه کنیم و به اهداف بزرگ خود برسیم.
—
**فعالیت شماره ۲: کامل کنید**
جمله زیر را با توجه به آنچه از درس فهمیدهاید، کامل کنید:
“مهم نیست که چه محدودیتهایی در زندگی داریم، آنچه واقعاً اهمیت دارد، **قدرت اراده، تلاش و ایمان** ماست. اگر ما از **تواناییهای درونی و فکری** خود به خوبی استفاده کنیم، میتوانیم بر همه مشکلات غلبه کنیم و مانند مردان این درس، **انسانهای بزرگی** شویم.”
**توضیح:**
در این درس با افرادی آشنا شدیم که با وجود داشتن بدنهای کوچک یا ضعیف، به دلیل داشتن اراده محکم، ایمان قوی و تلاش فراوان، کارهای بسیار بزرگی انجام دادند و در تاریخ ماندگار شدند. این درس به ما میآموزد که معیار بزرگی، اندازه جسم نیست، بلکه اندازه فکر، ایمان و عمل ماست.
![]()
**فعالیت صفحه ۳۰**
* **سوال:** چه چیزهایی در دنیا ثابت هستند و تغییر نمیکنند؟
* **پاسخ:** خیلی چیزها در دنیا همیشه در حال تغییرند. اما بعضی چیزها همیشه ثابت و پابرجا میمانند. مثلاً قوانین طبیعت، مثل جاذبه زمین، همیشه یکسان است. راستی و درستی همیشه خوب است و دروغ همیشه بد. این ارزشهای اخلاقی ثابت هستند. همچنین، وعدههای خداوند به مردم هم هیچ وقت تغییر نمیکند.
* **سوال:** چه چیزهایی در دنیا تغییر میکنند؟
* **پاسخ:** خیلی چیزها در اطراف ما در حال تغییرند. مثلاً خود ما در حال رشد کردن هستیم. سنمان، قدمان، افکارمان و علاقهمندان تغییر میکند. فصلهای سال عوض میشوند. تکنولوژی و علم روز به روز پیشرفت میکند. حتی شهرها و خانهها هم در طول زمان تغییر شکل میدهند.
**فعالیت صفحه ۳۱**
* **سوال:** آیا انسان فقط همین بدن مادی است؟
* **پاسخ:** خیر، انسان فقط بدنش نیست. بدن بخشی از وجود ماست، مثل وسیلهای که ما از آن استفاده میکنیم. اما بخش مهمتر و حقیقیتر انسان، روح و جان اوست. این بخش است که فکر میکند، احساس دارد، دوست دارد و به خدا ایمان میآورد. این بخش معنوی انسان است که همیشه باقی میماند و با مرگ از بین نمیرود.
* **سوال:** به نظر شما حقیقت انسان به چیست؟
* **پاسخ:** حقیقت و اصل انسان، به روح و جان اوست. این بخش نامرئی است، اما قدرتمند است. این روح است که ما را از دیگر موجودات متمایز میکند و به ما توانایی فکر کردن، انتخاب کردن و رسیدن به کمال را میدهد. در واقع، بدن ما مثل یک خانه موقتی است برای روحمان.
**فعالیت صفحه ۳۲**
* **سوال:** آیا میتوانید بگویید کدام یک از این تغییرات، مربوط به بدن است و کدام یک مربوط به روح؟
* **پاسخ:**
* **تغییرات بدن:** بیمار شدن، ورزش کردن و قوی شدن، لاغر یا چاق شدن، خوابیدن.
* **تغییرات روح:** یاد گرفتن یک درس جدید، عصبانی شدن، آرام شدن بعد از دعا، کمک کردن به دیگران و احساس رضایت کردن، تغییر عقیده دادن.
* **سوال:** کدام یک از این تغییرات را دوست دارید؟ کدام یک را دوست ندارید؟ چرا؟
* **پاسخ:** (این بخش به نظر شخصی شما بستگی دارد. به عنوان مثال میتوانید اینطور بنویسید:)
* **تغییراتی که دوست دارم:** یاد گرفتن چیزهای جدید، ورزش کردن و قوی شدن، کمک کردن به دیگران و احساس خوبی که دارم. چون این تغییرات مرا به فرد بهتری تبدیل میکنند و باعث پیشرفتم میشوند.
* **تغییراتی که دوست ندارم:** بیمار شدن و عصبانی شدن. چون بیماری باعث میشود ضعیف شوم و نتوانم کارهایم را انجام دهم و عصبانی شدن هم احساس بدی به من میدهد و ممکن است باعث شود کار اشتباهی انجام دهم.
![]()
**فعالیت صفحه ۳۴**
این فعالیت از تو میخواهد که فهرستی از تواناییها و استعدادهایت را بنویسی. برای این کار:
* به کارهایی که در آنها مهارت داری یا آنها را دوست داری فکر کن. مثلاً:
* آیا در یک ورزش خاص خوب هستی؟
* آیا نقاشی یا خطاطی میکنی؟
* آیا در درسی مثل ریاضی یا علوم قوی هستی؟
* آیا به دیگران در حل مشکلاتشان کمک میکنی؟
* آیا مسئولیتپذیر هستی و کارهایت را به خوبی انجام میدهی؟
* چند مورد از این تواناییها را در دفترت یادداشت کن. این کار به تو کمک میکند خودت را بهتر بشناسی و ببینی در چه زمینههایی میتوانی پیشرفت کنی.
—
**فعالیت صفحه ۳۵**
در این فعالیت، دو داستان کوتاه وجود دارد و از تو میخواهد که احساسات هر شخصیت را تحلیل کنی.
* **داستان اول:** یک نفر در مسابقه ورزشی مقام میآورد.
* این شخص احتمالاً احساس **شادی، غرور و رضایت** میکند، چون به خاطر تلاشش به موفقیت رسیده است.
* **داستان دوم:** یک نفر به دوستش قول میدهد کاری را انجام دهد، اما آن را فراموش میکند.
* این شخص احتمالاً احساس **پشیمانی، ناراحتی و شرمندگی** میکند، چون به قول خود عمل نکرده و ممکن است دوستش ناراحت شده باشد.
هدف از این فعالیت این است که تو بتوانی احساسات مختلف را در موقعیتهای گوناگون تشخیص بدهی.
—
**فعالیت صفحه ۳۶**
این فعالیت دربارهٔ “احترام به خود” یا “عزت نفس” است. از تو میخواهد که جملههای ناتمام را به گونهای کامل کنی که نشان دهد برای خودت ارزش و احترام قائل هستی.
**مثالهایی برای کامل کردن جملهها:**
* **من به خودم احترام میگذارم، بنابراین…**
* …از بدنم مراقبت میکنم و خوراک سالم میخورم.
* …برای نظرات و احساساتم ارزش قائل هستم.
* …اجازه نمیدهم دیگران با حرفهای ناخوشایندشان مرا ناراحت کنند.
* …سعی میکنم اشتباهاتم را جبران کنم و از آنها درس بگیرم.
* **من تواناییهایم را باور دارم، بنابراین…**
* …برای رسیدن به هدفهایم تلاش میکنم.
* …در برابر مشکلات زود ناامید نمیشوم.
* …میدانم که اگر در کاری شکست بخورم، به این معنی نیست که آدم بیاستعدادی هستم.
* **من برای خودم ارزش قائلم، بنابراین…**
* …کارهایی را که دوست ندارم، فقط برای خوشحال کردن دیگران انجام نمیدهم.
* …از دیگران توقع رفتار محترمانه دارم.
* …وقتی کاری را درست انجام میدهم، خودم را تشویق میکنم.
با کامل کردن این جملهها، تو در واقع به خودت یادآوری میکنی که چقدر مهم و باارزش هستی.
![]()
**صفحه ۳۷**
**فعالیت شماره ۱: مقایسه کنید**
* **موقعیت اول:** وقتی معلم درس میدهد و دانشآموز با دقت گوش میدهد و یادداشت برمیدارد، در واقع در حال **یادگیری فعال** است. چون خودش در فرآیند یادگیری نقش دارد.
* **موقعیت دوم:** وقتی کسی بدون توجه و فقط به صورت کلی فیلمی را نگاه میکند، این یک **یادگیری غیرفعال** است. چون فقط دریافت کننده اطلاعات است و تلاشی برای درک عمیق نمیکند.
**فعالیت شماره ۲: فکر کنید**
* **مزیت یادگیری فعال:** در یادگیری فعال، مطالب بهتر و برای مدت طولانیتری در ذهن میماند زیرا شخص با فکر و effort (تلاش) خودش آنها را یاد گرفته است.
* **ضرر یادگیری غیرفعال:** در یادگیری غیرفعال، اطلاعات به راحتی از ذهن پاک میشوند زیرا شخص فقط یک شنونده یا بیننده ساده بوده است.
—
**صفحه ۳۸**
**فعالیت شماره ۱: تحلیل کنید**
* **دلیل موفقیت:** موفقیت این افراد به این دلیل است که آنها فقط به حرفهای معلم گوش ندادند. بلکه خودشان شروع به **خواندن، فکر کردن، سؤال پرسیدن و تمرین کردن** کردند. در واقع، آنها نقش اصلی را در یادگیری خودشان ایفا کردند.
**فعالیت شماره ۲: نتیجهگیری**
نتیجه این میشود که برای یادگیری واقعی، فقط نشستن در کلاس کافی نیست. ما باید خودمان **پژوهشگر و جستجوگر** علم باشیم.
—
**صفحه ۳۹**
**فعالیت شماره ۱: ارزیابی کنید**
* **متن اول:** این روش، یک **روش مطالعه فعال** است. چون شخص با خلاصه کردن و سازماندهی مطالب، در حال درگیر کردن ذهن خود با درس است.
* **متن دوم:** این روش، یک **روش مطالعه غیرفعال** است. چون شخص فقط در حال تکرار کردن طوطیوار مطالب است بدون اینکه واقعاً آنها را بفهمد.
**فعالیت شماره ۲: پیشنهاد دهید**
برای اینکه مطالعه از حالت غیرفعال به فعال تغییر کند، میتوانیم:
* بعد از خواندن هر بخش، آن را برای خودمان توضیح دهیم.
* از مطالب خوانده شده سؤال طرح کنیم.
* یک نقشه ذهنی یا خلاصه از نکات مهم رسم کنیم.
* بین مطالب جدید و چیزهایی که قبلاً میدانستیم ارتباط برقرار کنیم.
—
**صفحه ۴۴**
**فعالیت شماره ۱: مرور کنید**
* **ویژگیهای یادگیری فعال:**
* با **اشتیاق و هدف** انجام میشود.
* یادگیرنده سؤال میپرسد و کنجکاو است.
* یادگیرنده سعی میکند مطالب جدید را با دانش قبلی خودش **ربط دهد**.
* باعث میشود شخص برای درک مطلب **تلاش** کند.
* **ویژگیهای یادگیری غیرفعال:**
* معمولاً از روی **اجبار** است.
* یادگیرنده فقط دریافتکننده اطلاعات است.
* مطالب به سرعت **فراموش** میشوند.
* شخص در فرآیند یادگیری نقش **فعالی** ندارد.
![]()
**فعالیت: چگونه زمان خود را مدیریت کنیم؟**
**صفحه ۴۵:**
در این فعالیت، از شما خواسته شده تا دربارهٔ یک روز معمولی از زندگی خود فکر کنید. کارهایی را که از صبح تا شب انجام میدهید، یادداشت کنید. سپس ببینید چقدر زمان برای هر کار صرف میکنید. این کار به شما کمک میکند تا بفهمید وقتتان چگونه میگذرد.
**صفحه ۴۶:**
در این بخش، باید کارهای روزانه خود را به سه دسته تقسیم کنید:
1. **کارهای ضروری:** کارهایی که حتماً باید انجام شوند، مثل درس خواندن، خوردن غذا و خوابیدن.
2. **کارهای مفید:** کارهایی که خوب هستند اما اگر انجام نشوند، مشکل بزرگی پیش نمیآید، مثل کمک در خانه یا ورزش کردن.
3. **کارهای کمفایده:** کارهایی که زمان زیادی میگیرند اما سود چندانی ندارند، مثل تماشای طولانی تلویزیون یا بازی زیاد با موبایل.
با این کار متوجه میشوید چه فعالیتهایی مهمتر هستند و باید برای آنها زمان بیشتری بگذارید.
**صفحه ۴۷:**
حالا نوبت برنامهریزی است. یک برنامهٔ هفتگی برای خودتان بنویسید. در این برنامه، زمان مشخصی برای کارهای مهم مثل مطالعه، استراحت و تفریح در نظر بگیرید. سعی کنید برنامهٔ شما متعادل باشد؛ یعنی نه فقط درس باشد و نه فقط بازی. یک برنامهٔ خوب به شما کمک میکند هم به درسهایتان برسید و هم از اوقات فراغت لذت ببرید.
**صفحه ۴۸:**
اینجا باید خودتان را ارزیابی کنید. ببینید آیا توانستهید طبق برنامهای که نوشتهاید پیش بروید؟ چه موانعی باعث شدند نتوانید برنامه را کامل اجرا کنید؟ شاید بعضی کارها بیشتر از حدی که فکر میکردید زمان بردند. این بخش به شما کمک میکند برنامهریزی خود را اصلاح کنید و واقعبینانهتر باشد.
**صفحه ۴۹:**
در پایان، نتیجهگیری کنید که مدیریت زمان چه فوایدی برای شما دارد. وقتی زمان خود را به خوبی مدیریت کنید، استرس کمتری دارید، کارهایتان را به موقع انجام میدهید و حتی زمان برای انجام کارهای مورد علاقهتان نیز پیدا میکنید. مدیریت زمان یک مهارت مهم است که در تمام زندگی به کار شما میآید.
![]()
در این فعالیت، با چهار روش اصلی برای صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن آشنا میشویم. هر کدام از این روشها تأثیر متفاوتی روی دیگران میگذارند.
**سبک پرخاشگرانه:**
در این روش، فرد فقط به فکر خواستهها و نظرات خودش است و به حقوق دیگران توجهی ندارد. او با قاطعیت زیاد و گاهی با تهدید و تحقیر صحبت میکند. نتیجه این کار این است که دیگران از او ناراحت یا عصبانی میشوند و احترامشان را نسبت به او از دست میدهند.
**سبک انفعالی:**
این روش برعکس روش پرخاشگرانه است. در اینجا فرد آنقدر کمرو و مطیع است که همیشه خواستههای دیگران را به خواستههای خودش ترجیح میدهد. او نمیتواند نظر خود را بیان کند و همیشه میترسد که مبادا دیگران را ناراحت کند. در نهایت، خودش باقیمانده و احساس ضعف میکند.
**سبک قاطعانه:**
این روش، بهترین راه برای برقراری ارتباط است. فردی که قاطعانه صحبت میکند، هم به حقوق خودش و هم به حقوق دیگران احترام میگذارد. او با آرامش و اطمینان، نظرات و احساساتش را به وضوح بیان میکند، بدون اینکه به کسی توهین کند. این کار باعث میشود هم خودش احساس رضایت کند و هم مورد احترام دیگران قرار بگیرد.
**سبک منفعل-پرخاشگرانه:**
در این روش، فرد به صورت ظاهری آرام و مؤدب به نظر میرسد، اما در دل کینه دیگران را دارد و از راههای پنهانی سعی میکند آنها را ناراحت کند یا از کارشون خرابکاری کند. مثلاً به حرف کسی گوش نمیدهد یا قولش را زیر پا میگذارد. این کار در نهایت به رابطهها آسیب میزند و اعتماد را از بین میبرد.
![]()
**صفحه ۶۰**
**حکایت: پدر و پسر و الاغ**
روزی روزگاری، پدری به همراه پسرش و الاغشان به سفر رفتند. وقتی به اولین روستا رسیدند، مردم روستا شروع به پچ پچ کردند و گفتند: «ببینید این دو چقدر بیعقل هستند! الاغ دارند ولی خودشان پیاده راه میروند.»
پدر این حرف را که شنید، به پسرش گفت: «بعد از این بهتر است ما هم یکی سوار الاغ شویم تا مردم دربارهمان بد نگویند.»
**صفحه ۶۱**
بنابراین پسر سوار الاغ شد و پدر پیاده به راهشان ادامه دادند. وقتی به روستای دوم رسیدند، مردم آنجا با دیدن آنها شروع به غرغر کردند و گفتند: «ببینید این پسر چقدر بیادب است! خودش سوار الاغ شده و پدر پیرش را پیاده میآورد.»
این بار پدر و پسر جایشان را عوض کردند. پدر سوار الاغ شد و پسر پیاده شد. اما وقتی وارد روستای سوم شدند، مردم آنجا هم انتقاد کردند و گفتند: «این پدر چقدر سختدل است! خودش راحت سوار است و پسر بچه بیچاره را پیاده میآورد.»
**صفحه ۶۲**
پدر که از شنیدن حرف مردم خسته شده بود، فکر کرد که بهترین کار این است که هر دو با هم سوار الاغ شوند. پس هر دو سوار الاغ شدند و به راه افتادند. اما در روستای چهارم، مردم با دیدن آنها فریاد زدند: «چه آدمهای بیرحمی! این الاغ بیچاره را با این بار سنگین زجر میدهند!»
در پایان، پدر با آهی深 گفت: «انسان هر کاری بکند، نمیتواند رضایت همه را جلب کند. بهترین کار این است که عاقلانه فکر کنیم و آنچه را که درست میدانیم، انجام دهیم.»
**نتیجه اخلاقی:** وقتی کاری را انجام میدهی، همیشه افرادی هستند که از تو انتقاد کنند. تو نمیتوانی همه را راضی نگه داری. پس به جای گوش دادن به حرف دیگران، از عقل خودت استفاده کن و کار درست را انجام بده.
![]()
پاسخ تمرینهای درس مهارتهای ارتباطی — صفحات ۷۸ تا ۸۲
**صفحه ۷۸:**
در این بخش، دربارهٔ اهمیت خوب گوش دادن و درست صحبت کردن در زندگی روزمره صحبت شده است. وقتی با دقت به حرفهای دیگران گوش میدهیم، بهتر متوجه احساسات و خواستههای آنها میشویم و این کار باعث میشود ارتباط بهتری با هم داشته باشیم.
**صفحه ۷۹:**
در این صفحه، تمرین شده که چطور میتوانیم در موقعیتهای مختلف، مناسب و مؤدبانه صحبت کنیم. برای مثال، وقتی کسی کاری برای ما انجام میدهد، باید از او تشکر کنیم. یا اگر اشتباهی از ما سر زد، معذرتخواهی کنیم. این رفتارهای ساده، احترام ما را به دیگران نشان میدهد.
**صفحه ۸۰:**
اینجا تأکید شده که گاهی برای حل مشکلات یا رسیدن به نتیجه بهتر، باید با دیگران گفتوگو و همفکری کنیم. وقتی نظرات مختلف را میشنویم، دیدگاهمان گستردهتر میشود و میتوانیم راهحلهای بهتری پیدا کنیم.
**صفحه ۸۱:**
در این تمرین، یاد میگیریم که چطور احساسات خود را به درستی بیان کنیم. اگر عصبانی یا ناراحت هستیم، بهتر است با آرامش دلیل ناراحتی خود را بگوییم، نه با داد و فریاد. این کار به دیگران کمک میکند تا احساسات ما را درک کنند.
**صفحه ۸۲:**
در صفحه پایانی، جمعبندی شده که مهارتهای ارتباطی فقط حرف زدن نیست، بلکه شامل خوب گوش کردن، درک احساسات دیگران و رفتار محترمانه نیز میشود. اگر این مهارتها را تمرین کنیم، روابطمان با خانواده، دوستان و همکلاسیها صمیمیتر و بهتر خواهد شد.








