سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی درس عطار و جلال الدین محمد فارسی ششم با کلمات و مخالف (درس دهم)

زمان مطالعه2 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

**درس دهم: عطار و جلال‌الدین محمد**

**معنی واژه‌ها:**

دکتر

* **پیشه:** کار، شغل
* **داروخانه:** جایی که دارو می‌فروشند
* **حکیم:** پزشک دانا و فیلسوف
* **شیوه:** روش، راه و رسم
* **درمان‌ده:** درمان کننده، پزشک
* **ناخوش:** بیمار
* **شاگرد:** کسی که نزد استاد درس می‌خواند
* **تن:** بدن
* **روح:** جان، بخش غیرمادی وجود انسان
* **مهمان:** کسی که به خانه کسی دعوت می‌شود
* **سفر:** مسافرت
* **عالم:** دانشمند، شخص بسیار دانا
* **سخن:** حرف، گفتار
* **گنج:** ثروت بسیار، خزانه
* **صاحب‌خانه:** کسی که مالک خانه است
* **شعر:** سخن موزون و آهنگین

**واژه‌های مخالف (متضاد):**

* ناخوش ❌ سالم
* مهمان ❌ میزبان
* آسان ❌ سخت
* شکست ❌ پیروزی
* فروخت ❌ خرید
* کوچک ❌ بزرگ

**واژه‌های هم‌خانواده:**

* **دانش:** دانا – دانشمند – دانایی
* **کوشش:** کوشا – کوشیدن – کوشا
* **دل:** دلسوز – دلداده – بی‌دل
* **سخن:** سخنور – سخنگو – سخندانی
* **هنر:** هنرمند – هنری – هنرآموز

معنی درس عطار و جلال الدین محمد فارسی ششم با کلمات و مخالف (درس دهم)

در این درس، با واژه‌های شعر عطار و جلال الدین آشنا می‌شویم. هدف این است که معنای واژه‌های سخت و مفهوم کلی شعر را به خوبی بفهمیم.

**معنی واژه‌ها:**

* **سحر:** صبح زود، وقت نماز صبح
* **خلق:** مردم
* **گوشه‌ای:** یک جای آرام
* **خلوتگاه:** جای خلوت و تنها
* **برخاست:** بلند شد
* **بانگ:** صدا، فریاد
* **آواز:** صدا
* **داد:** داد (در اینجا به معنای فریاد زدن است)

**معنی شعر:**

شاعر می‌گوید: یک روز صبح خیلی زود، از میان مردم جدا شدم و به یک جای آرام رفتم. در آن جای خلوت، ناگهان صدای بلندی از طرف آسمان شنیدم. آن صدا فریاد می‌زد و می‌گفت: ای عطار! اگر می‌خواهی به کمال برسی و انسان کاملی شوی، باید از خودت و خواسته‌هایت بگذری.

معنی کلمات و متضاد و هم خانواده درس عطار و جلال الدین

عطار و جلال‌الدین محمّد
درس دهم فارسی پایه ششم

محمّد دلتنگ کوچه‌های سمرقند بود.
یعنی: محمّد از این که از سمرقند دور است، احساس ناراحتی می‌کرد و دوست داشت دوباره آنجا را ببیند.

چه چیزهایی از علم آموخته‌ای و چه دانشی با خود همراه داری؟
یعنی: تو چقدر درس خوانده‌ای و چه چیزهایی یاد گرفته‌ای؟

شیخ با لبخند گفت: »همه ی ما جز اندکی نمیدانیم.«
یعنی: شیخ خندید و گفت: هرکدام از ما فقط بخش کوچکی از دانش را می‌دانیم و هیچ‌کس کامل نیست.

معنی کلمات درس 10 فارسی ششم

حسابی : به طور کاملا
دلپذیر : مطبوع ، دلنشین
نخستین : اولین
طولانی: دراز
هیجان انگیز : شورانگیز ، همراه با هیجان
سمرقند : یکی از شهرهای ازبکستان
بلخ : محل تولد مولوی ، یکی از شهرهای افغانستان
زادگاه : محل تولد
نزد :پیش
آموختن : یاد گرفتن
کاروان سرا : محلی برای توقف و استراحت مسافران کاروان و چارپایان
برخیز : بلند شو
اندک : مقدار کم
اسرار نامه : نام یکی از کتاب های عطار نیشابوری
ما ماشاالله : آنچه خدا بخواهد
بدرقه : همراهی مهمان تا کنار در
درخشان : تابان ، نورانی
مقام : جایگاه
مراقب : مواظب

هم خانواده درس 10 فارسی ششم

اذانموذن
تعجبعجب ، عجیب
شعرشعرا ، شاعر ، اشعار
حفظمحفوظ ، حافظ
درخشاندرخشش ، درخشنده

بدرقه ≠ پیشواز

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول