**درس چهارم: ارزش دانش**
**توضیح واژهها:**
* **دانش:** به معنای علم، آگاهی و فهمیدن است.
* **دانشمند:** به کسی گفته میشود که دانش و اطلاعات بسیار دارد.
* **تلاش:** یعنی کوشش و زحمت کشیدن برای رسیدن به یک هدف.
* **کوشا:** به فردی میگویند که همیشه تلاش میکند و سختکوش است.
* **سازنده:** کسی یا چیزی که چیزهای مفید و خوبی تولید میکند.
* **سودمند:** به معنای مفید بودن و داشتن فایده است.
* **شکوفا:** یعنی رشد کردن، پیشرفت کردن و به بار نشستن (مثل یک غنچه که باز میشود).
* **گرانبها:** به چیزی گفته میشود که ارزش و قیمت بسیار زیادی دارد.
**واژههای مخالف:**
* دانش ⇔ نادانی
* دانشمند ⇔ فرد نادان
* تلاش ⇔ تنبلی
* کوشا ⇔ تنبل
* سازنده ⇔ ویرانگر
* سودمند ⇔ بیفایده
* شکوفا ⇔ پژمرده
* گرانبها ⇔ بیارزش

درس چهارم: درک معنای واژهها و مفهوم شعر
در این درس، یاد میگیریم که چطور معنای کلمههای مختلف را بفهمیم و مفهوم شعرهای ساده را درک کنیم. این کار به ما کمک میکند تا بهتر بخوانیم و بنویسیم و با دنیای زیبای شعر بیشتر آشنا شویم.
معنی کلمات درس 4 فارسی چهارم
حکیم، که به معنای دانشمند و فیلسوف است، تصمیم گرفت و اراده کرد که دانش خود را افزایش دهد. او شروع به جمعآوری دانش از هر جا کرد. اما احساس کرد که این کار مانند تلاش برای جمع کردن آب دریا در یک سطل کوچک است. هر چه بیشتر یاد میگرفت، بیشتر میفهمید که چقدر نمیداند.
یک روز، در حالی که در ساحل دریا قدم میزد، متوجه مرد فقیری شد که با یک تکه چوب سوراخدار سعی داشت آب دریا را به ساحل بیاورد. هر بار که آب را به ساحل میرساند، تقریباً همه آن از سوراخ چوب خارج میشد. این صحنه باعث تعجب حکیم شد.
ناگهان، حکیم معنای این منظره را فهمید. او دریافت که دانش انسان در برابر علم بیپایان خداوند، مانند همان قطرههای آبی است که از تکه چوب خارج میشود. تلاش او برای جمعآوری تمام دانش جهان، همانند کار آن مرد بیهوده بود.
در آن لحظه، او به این نتیجه رسید که تنها چیزی که واقعاً ارزش یادگیری دارد، شناخت خداست. او فهمید که دانش واقعی، دانستن این است که در نهایت، همه چیز به اراده و تقدیر خدا بستگی دارد. پس، به جای انباشتن اطلاعات بیپایان، دل به خدا سپرد و تنها از او راهنمایی خواست.
چیز زیادی نگذشت که او به عنوان یک فرد حکیم و بااخلاق شناخته شد. مردم از همه جا برای یادگیری از او میآمدند. سرمایه واقعی او دیگر دانش انباشته شده نبود، بلکه توکل به خدا و نام نیکی بود که از خود به جای گذاشته بود. او فهمید که تنها این چیزها هستند که واقعاً ماندگار و ارزشمندند.
کلمات هم خانواده درس 4 فارسی چهارم
قصد: هدف و خواسته
کهن: دیرینگی، کهنه
اندیشه: اندیشهها، اندیشمند
موج: موجها
آموزش: دانش – آموزگار
حال: روزگار، وضعیت
حاضر: باشندگی، پیشگاه
جنبش: پویایی، جنبنده
حکیم: فرزانگی
کلمات مخالف درس 4 فارسی چهارم
در گذشته، هر کاری که انجام میشد، بر اساس اصول درست و حسابی بود. اگر کسی کاری را شروع میکرد، با دقت و درستی آن را به پایان میرساند. ارزش کارها به کیفیت آنها بستگی داشت، نه به سرعت انجام شدن.
امروزه اما اوضاع فرق کرده است. بیشتر کارها به صورت نیمهکاره رها میشوند و کمتر کسی هست که مسئولیت کار خود را به طور کامل بپذیرد. انگار که عجله و شتاب، جایگزین صبر و حوصله شده است.
در آن زمان، اگر کسی قولی میداد، حتماً به آن عمل میکرد و مردم به حرف یکدیگر اعتماد داشتند. اما حالا حرفها زیاد شده و عملها کم. کمتر پیش میآید که کسی به قول خودش پایبند باشد.
در نهایت، باید بگویم که دنیا همیشه در حال تغییر است، اما بعضی چیزها باید ثابت بمانند؛ چیزهایی مانند راستگویی، درستکاری و احترام به دیگران. اگر این اصول را فراموش کنیم، چه چیزی برای ما باقی میماند؟








