**درس اول: شعر «خبر داغ»**
**معنی واژهها:**
* **خبر:** آگاهی، رویداد
* **داغ:** تازه، نو
* **آش:** غذایی رقیق و گرم که با حبوبات و رشته پخته میشود
* **پر:** پُر از چیزی، کامل
* **دیگ:** ظرف بزرگ و گودی که برای پخت غذا به کار میرود
* **جوش:** قلقل کردن و غلیان مایع در اثر حرارت زیاد
* **سرفه:** عمل شدید و صدادار بیرون دادن هوا از ریهها که معمولاً هنگام سرماخوردگی رخ میدهد
* **تکان:** حرکت دادن چیزی به طرفین
**مخالف کلمات:**
* داغ ≠ سرد
* پر ≠ خالی
* جوش ≠ آرام
* تکان ≠ سکون
**درک مفهوم شعر:**
در این شعر، یک آشپز در حال تهیهی آش است. دیگ آش آنقدر پر و در حال جوشیدن است که گویی میخواهد حرف بزند و خبری تازه را فریاد بزند. این خبر داغ، همان بوی خوش و دلانگیز آش است که به همه جا پیچیده و همه را باخبر میکند که غذا آماده شده است.

درس اول: درک واژهها و مفهوم شعر
پایه چهارم دبستان
در این درس، ما به دو موضوع مهم میپردازیم:
۱. **درک معنای واژهها**
۲. **درک مفهوم شعر**
هدف این است که دانشآموزان بتوانند معنی کلمههای جدید را به خوبی درک کنند و همچنین مفهوم شعرهای ساده را بفهمند. با یادگیری این مهارتها، آنها میتوانند بهتر بخوانند، بنویسند و با زبان فارسی ارتباط بهتری برقرار کنند.
معنی شعر خبر داغ کلاس چهارم
انتخاب سریع صفحه:
معنی شعر خبر داغ کلاس چهارم
معنی کلمات درس اول فارسی چهارم
کلمات مخالف درس یک فارسی چهارم دبستان
کلمات هم خانواده درس 1 فارسی چهارم دبستان
🍁 خبری داشت کلاغ
گفت در گوش درخت
برگ ها تک تک ریخت
از سر و دوش درخت
معنی: یک کلاغ خبری برای گفتن داشت و آن را روی شاخه درخت فریاد زد. با شنیدن این خبر، برگهای درخت یکی پس از دیگری از روی شاخهها ریختند.
🍁 سار از شاخه پرید
بال زد تا تهِ باغ
گفت با سبزه و گل
هرچه را گفت کلاغ
دل هر غنچه تپید
معنی: یک سار از روی شاخه به پرواز درآمد و تا انتهای باغ رفت. او هر چه را که کلاغ گفته بود، برای سبزهها و گلها تعریف کرد. با شنیدن این خبر، قلب هر غنچهای به تپش افتاد.
🍁 رنگ گلبرگ پرید
برگ بی حوصله شد
سبزه خمیازه کشید
معنی: رنگ گلبرگها پریده و محو شد. برگها پژمرده و بیحال شدند و سبزهها نیز خمیده و پژمرده گشتند.
🍁 شاپرک خواب نبود
پر زد از باغ گذشت
هرچه را دید و شنید
برد باخود تا دشت
معنی: یک پروانه که بیدار بود، از باغ خارج شد و به پرواز ادامه داد. او هر چه را دیده و شنیده بود، با خود به دشت برد.
🍁 باد هو هو مى کرد
ابر هِى مینالید
خبر داغ کلاغ
همه جا میپیچید
معنی: باد با صدای “هو هو” میوزید و ابرها در حال غریدن بودند. خبر مهم و تازه کلاغ در همه جا پخش شده بود.
معنی کلمات درس اول فارسی چهارم
| ارغوانی: رنگ قرمز مایل به بنفش، به رنگ ارغوان انتظار: چشم به راه بودن برکه: جایی که آب جمع می شود انبوه: زیاد اثر: علامت | گریخت: فرار کرد دل انگیز: زیبا، جالب جهان افروز: روشن کننده جهان نشانید: گذاشت، قرار داد |
| پوشش: لباس جلا: براق کردن آویخت: آویزان کرد پهن کرد: گسترد تیره: تاریک | نیلی: رنگ آبی تیره قشر: لایه، پوسته رمه: گله ی گوسفند تپید: حرکت کرد، بی قرار شد دشواری: سختی |
| دریغ: افسوس غوک: قورباغه چیره دست: ماهر ضخیم: کلفت معرفت: شناخت | پراکند: پخش کرد از پس: از پشت نظاره کنند: نگاه کنند، تماشا کنند خود نمایی: نشان دادن خود داوری: قضاوت پهنه: میدان، سطح |
کلمات مخالف درس یک فارسی چهارم دبستان
| روشنایی ≠ تاریکی تیره ≠ روشن دشوار ≠ آسان، راحت بهتر ≠ بدتر |
| داغ ≠ سرد نیکی ≠ بدی ناپدید ≠ پیدا، آشکار نخست ≠ آخر گرم ≠ سرد |
| خواب ≠ بیدار شروع ≠ پایان سنگین ≠ سبک زیبا ≠ زشت نازک ≠ کلفت، ضخیم بی حوصله ≠ با حوصله |
کلمات هم خانواده درس 1 فارسی چهارم دبستان
نقاش: طرح و الگو
مسافر: سفر کردن
چشمبهراه: در انتظار بودن
گسترده: فراخ و وسیع
چشمانداز: بیننده، نگاه
کشتزارها: زمین کشاورزی، کشت و کار
سحر: بامداد
گرداگرد: پیرامون
جهان آفرینش: آنچه به خودی خود هست
شناخت: آشنا، توصیف
درخشان: تابناکی
نگاره: عکسها








