صد رحمت به این دزد کفن! داستان یک ضربالمثل قدیمی
حتماً شنیدهاید که در گفتوگوها از عبارت “صد رحمت به کفن دزد اولی” استفاده میکنند. اما داستان پشت این ضربالمثل چیست و چرا مردم آن را به کار میبرند؟
**معنای کلی ضربالمثل:**
این ضربالمثل زمانی به کار میرود که بخواهیم بگوییم یک شخص یا یک وضعیت جدید، هرچند بد باشد، باز هم از چیزی که قبلاً وجود داشته یا کسی که قبلاً بوده، بسیار بهتر است. در واقع، با گفتن این جمله، بدیِ قدیمی را یادآوری میکنیم تا نشان دهیم این تازهوارد، در مقایسه با آن، قابل قبولتر است. مثل این میماند که بگوییم: “فلانی بد است، اما آن یکی که قبلاً بود، به مراتب بدتر بود!”
**داستان پشت ضربالمثل:**
در روزگاران قدیم، دو دزد با هم همکاری میکردند. یک شب تصمیم گرفتند به قبرستانی بروند و کفن مردههای تازه دفن شده را بدزدند تا بفروشند.
وقتی به قبرستان رسیدند، یکی از آنها که از دوستش ترسوتر و احتیاطکارتر بود، گفت: “من میروم داخل و کفنها را میدزدم. تو همینجا بیرون بایست و مراقب باش. اگر متوجه خطر شدی، با سرفه کردن به من علامت بده تا فرار کنم.”
دزد اول به آرامی وارد قبرستان شد و نزدیک یک قبر تازه رفت. او شروع به کندن خاک کرد تا به کفن مرده برسد. از طرفی، همدستش که بیرون ایستاده بود، ناگهان احساس ترس شدیدی کرد. با خودش فکر کرد که اگر کسی آنها را ببیند، چه بلایی سرشان میآید. ترس بر او چیره شد و بدون اینکه واقعاً خطری وجود داشته باشد، به طور مداوم و بلند سرفه کرد: “قوقولی قوقو!”
دزد داخل قبرستان که این سرفههای پیاپی را شنید، وحشتزده شد و فکر کرد نگهبانان یا مردم به قبرستان حملهور شدهاند. آنقدر ترسید که همه چیز را رها کرد و با عجله از قبرستان فرار کرد.
چند شب بعد، دوباره تصمیم گرفتند به سراغ همان قبرستان بروند. این بار دزد دوم اصرار کرد که خودش به داخل قبرستان برود و از دوستش خواست که بیرون نگهبانی دهد. وقتی دزد دوم مشغول کار بود، ناگهان چند سگ درنده به قبرستان نزدیک شدند. دزد اول که این صحنه را دید، واقعاً ترسید و برای نجات جان دوستش، با تمام قوا فریاد زد: “سگها! فرار کن!”
اما دزد داخل قبرستان که تجربه سرفههای بیدلیل شب گذشته را به خاطر داشت، با خودش فکر کرد: “حتماً باز هم همان دوستم دارد بیجهت میترساند و شوخی میکند.” بنابراین به هشدار دوستش اعتنایی نکرد و به کارش ادامه داد. متأسفانه سگها به او حمله کردند و آسیب جدی به او وارد شد.
بعد از این ماجرا، وقتی از دزد اول میپرسیدند که “کدام یک از شما در دزدی ماهرتر بودید؟” یا “کدام یک قابل اعتمادتر بودید؟” با غم و اندوه جواب میداد: “صد رحمت به کفن دزد اولی!” یعنی با تمام مشکلات و ترسهای بیجای آن یکی، باز هم او بهتر از این دزد دوم بود که حتی در موقع خطر واقعی هم هشدار را جدی نمیگرفت و کارشان را به باد داد.
**نتیجه:**
این داستان به ما میگوید که گاهی یک همکار یا فردی که ممکن است نقصهایی داشته باشد، اما قابل پیشبینی و در مواقع لزوم قابل اتکا باشد، بسیار بهتر از کسی است که بیفکر، بیدقت و غیرقابل اعتماد عمل میکند و باعث زیان بزرگتری میشود.

در این بخش، به توضیح و درک معنای این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی صد رحمت به کفن دزد اولی
این ضربالمثل میگوید وقتی یک آدم یا گروه نادرست، جای خودش را به یک آدم یا گروه نادرستتری میدهد، مردم ناگهان یاد خوبیهای قبلیها میافتند، حتی اگر آنها هم در زمان خودشان بد بودند.
در حقیقت، این مثل نشان میدهد که اوضاع چقدر خرابتر شده؛ طوری که فرد یا گروه قبلی که بد بود، در مقایسه با وضعیت جدید، بهتر و قابل قبولتر به نظر میرسد.
داستان ضرب المثل
درباره این ضربالمثل، روایتهای گوناگونی وجود دارد. یکی از شناختهشدهترین آنها چنین میگوید:
روزی، مردی زندگی میکرد که شغلش دزدی کفن اجساد بود. هر شب به قبرستان میرفت، کفن مردگان را میدزدید و میفروخت تا خرج زندگیاش را درآورد. روزی فرا رسید که همان مرد به بیماری سختی دچار شد و در آستانه مرگ قرار گرفت. در آخرین لحظات، پسرش را به بالینش خواند و گفت: «تمام عمرم را با دزدی کفن مردگان گذراندم و همیشه زیر بار نفرین مردم بودم. اکنون که در حال مرگ هستم، سنگینی این نفرینها را بیش از هر زمان دیگری حس میکنم. از تو میخواهم کاری کنی که پس از مردنم، مردم برایم دعا کنند و آمرزش بخواهند.»
پسر پاسخ داد: «پدر، قول میدهم کاری کنم که مردم برایت طلب بخشش کنند.»
وقتی پدر از دنیا رفت، پسر راه او را ادامه داد و به دزدی کفن مشغول شد. اما او علاوه بر دزدی کفن، یک کار دیگر هم میکرد: چوبی تیز را در بدن مردهها فرومیکرد. پس از مدتی، مردم با دیدن این صحنهها میگفتند: «هزار رحمت بر آن کفندزد قدیمی که فقط کفن میبرد و با بدن مردهها چنین رفتاری نمیکرد.»
کاربرد ضرب المثل
این ضربالمثل در این شرایط به کار میرود:
🔸 وقتی یک رئیس ستمگر، جای خود را به رئیس ستمگرتر دیگری میدهد.
🔸 وقتی یک مدیر ناتوان، جای خود را به مدیر ضعیفتر و ناکارآمدتری میسپارد.
🔸 وقتی یک شرایط ناخوشایند، حادتر و دشوارتر از قبل میشود.
به طور کلی، این عبارت نشاندهنده ناامیدی و ناخشنودی مردم از وضعیت جاری است و بیان میکند که شرایط به حدی نابسامان شده که حتی روزهای سخت گذشته، در مقایسه با اکنون، بهتر به نظر میرسند.
استخوان لای زخم گذاشتن 🦴
اختصاصی-آدینوشاپ













