همه چیز دربارهٔ مفهوم ضربالمثل «آهسته که آسمان نداند» به همراه داستان آن
این ضربالمثل در زبان فارسی به کاری اشاره دارد که با نرمی و پنهانی انجام میشود، طوری که کسی متوجه آن نشود. در واقع یعنی کاری چنان آرام و بیسر و صدا انجام شود که حتی آسمان هم از آن باخبر نگردد.
**داستان پشت این ضربالمثل:**
در روزگاران قدیم، مرد کشاورز زحمتکشی بود که در روستایی زندگی میکرد. او هر سال محصولش را با زحمت زیاد برداشت میکرد و در انباری در مزرعه نگهداری میکرد. اما هر بار که محصولش را انبار میکرد، فردای آن روز متوجه میشد که مقداری از آن ناپدید شده است.
کشاورز شک کرد که شاید دزدی در شب به انبار دستبرد میزند. بنابراین، یک شب تصمیم گرفت بیدار بماند و در گوشهای پنهان شود تا بتواند دزد را ببیند. نیمههای شب، دید که موشی از سوراخی بیرون آمد و شروع به بلند کردن دانههای گندم کرد. اما روش این موش با بقیه فرق داشت؛ او به جای دویدن و ایجاد سر و صدا، بسیار آهسته و با احتیاط حرکت میکرد. هر دانه را چنان نرم برمیداشت که حتی صدای پایش روی زمین شنیده نمیشد.
مرد کشاورز با خودش فکر کرد: «وای! این موش دارد آهسته و پنهانی دانهها را میبرد، آنقدر آرام که گویی آسمان هم نمیفهمد!»
صبح روز بعد، کشاورز این اتفاق را برای همسایهاش تعریف کرد و گفت: «بعضی کارها آنقدر آهسته انجام میشوند که انگار آسمان هم از آنها خبردار نمیشود!»
به این ترتیب، این عبارت میان مردم رایج شد و به صورت ضربالمثل درآمد تا اشاره به کارهای پنهانی و بیسر و صدایی داشته باشد که کسی از آنها باخبر نمیشود.

در این بخش، به توضیح و مفهوم این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی ضرب المثل آهسته که آسمان نداند چیست؟
۱- یعنی آرام و آهسته حرف بزن تا بقیه متوجه حرفهایت نشوند.
۲- این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که رازهای زندگیمان را پیش خود نگه داریم. وقتی میخواهید کاری انجام دهید و هنوز در حال آمادهسازی هستید، بهتر است تا پایان کار، آن را با کسی در میان نگذارید؛ چون ممکن است افرادی از روی حسادت یا لجبازی باعث ایجاد مشکل شوند و مانع رسیدن شما به هدفتان گردند.
حدیث درباره فاش نکردن امور زندگی
در اینجا سخن پرمعنای دیگری از امام جواد علیهالسلام نقل شده که میفرمایند:
إظهارُ الشَّيءِ قبلَ أن يَستَحكِمَ مَفسَدَةٌ لَهُ؛
ترجمه: آشكار كردن چيزى، پيش از آن كه استوار گردد، موجب تباهى آن مى شود.
این سخن به ما یادآوری میکند که اگر چیزی را پیش از کامل شدن و محکم شدن نشان دهیم، ممکن است باعث نابودی آن شویم. پس بهتر است برای هر کاری زمان لازم را در نظر بگیریم و آن را به تدریج و با حوصله به نتیجه برسانیم.
داستان ضرب المثل
مرد سالخورده ای تنها در کنار یک رودخانه زندگی می کرد و همه کارهای خانه، از شستن ظرف ها و لباس ها تا درست کردن غذا، را خودش انجام می داد. یک روز که لباس های شسته شده را روی بند رخت پهن کرده بود، ناگهان هوا ابری شد و باران شروع به باریدن کرد و همه لباس ها را دوباره خیس کرد.
روز بعد هم دقیقاً همین اتفاق افتاد. به محض اینکه لباس ها را آویزان می کرد، باران می آمد. او با خودش فکر کرد که حتماً آسمان با او قهر کرده و هر بار که او لباس می شوید، باران می بارد. بنابراین تصمیم گرفت دست از شستن بکشد و چند روزی هیچ لباسی نشست.
در پایان هفته که هوا کاملاً آفتابی به نظر می رسید، سریع به یک مغازه رفت تا صابون بخرد و لباس های کثیفش را بشوید. اما می ترسید که آسمان بفهمد و دوباره باران بگیرد! برای همین، با حرکات دست و اشاره سعی کرد به فروشنده بفهماند که صابون می خواهد. فروشنده هر بار به جای صابون، چیز دیگری برمیداشت و می پرسید: “این را میخواهی؟”
مرد پیر می گفت: “نه!” و دوباره با اشاره صابون را نشان می داد. تا اینکه بالاخره فروشنده صابون را برداشت و با صدای بلند گفت: “آهان! صابون می خواستی!” مرد پیر ترسید و گفت: “آهسته بگو! مبادا آسمان بفهمد!”
🔹 به همین دلیل، وقتی میخواهند چیزی را از کسی پنهان کنند تا به ضررشان نباشد، از این ضربالمثل استفاده میکنند.
اختصاصی-آدینوشاپ
ضرب المثل با آسمان













