در گذشتههای دور، زندگی روستایی و عشایری بخش مهمی از فرهنگ ما را تشکیل میداده است. در آن زمانها، محصولات دامی مانند ماست، نه تنها یک ماده غذایی، بلکه نشانهای از زحمت و دسترنج یک خانواده بود. وقتی مهمان ناخواندهای به خانهای میرسید، رسم بر این بود که از بهترین ماست و لبنیات برای پذیرایی استفاده شود.
**داستان ضربالمثل:**
روزی از روزها، در یک روستای کوچک، خانوادهای زندگی میکردند که گوسفندان بسیاری داشتند و ماست و پنیر فراوانی تولید میکردند. یک روز، یکی از آشنایان دور این خانواده که شنیده بود آنها محصولات لبنی مرغوبی دارند، بدون خبر قبلی به خانه آنها رفت.
صاحبخانه که مرد میهماننوازی بود، با دیدن این مهمان ناخوانده، به پسرش اشاره کرد و به آرامی گفت: “برو به مادرت بگو ماستها را کیسه کنند.”
این عبارت یک کد و علامت بین آنها بود. منظور این بود که ماستهای تازه و باکیفیت را که معمولاً برای مصرف خود خانواده یا مهمانان ویژه کنار میگذاشتند، درون کیسههای مخصوص بریزند و در جایی مخفی کنند تا این مهمان ناخوانده متوجه آنها نشود و مجبور نباشند از ماستهای درجه یک برای او استفاده کنند. به جای آن، از ماستهای معمولیتر برای پذیرایی استفاده میشد.
**معنی و مفهوم ضربالمثل:**
این ضربالمثل امروزه به این معنا به کار میرود که فرد یا افرادی، چیزهای باارزش و خوب خود را پنهان کنند تا دیگران از آن باخبر نشوند و نتوانند از آن استفاده ببرند. این کار میتواند به دلیل خساست، ترس از دزدیده شدن، یا عدم تمایل به تقسیم کردن دارایی با دیگران باشد.
به بیان ساده، هر وقت بشنوید کسی میگوید “ماستها را کیسه کردند”، یعنی کسی چیزهای خوبش را قایم کرده تا کسی آن را نبیند یا از آن استفاده نکند.

در این نوشته، میخواهیم با هم معنی و داستان پشت این ضربالمثل کهن ایرانی را کشف کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
ضرب المثل ماست ها را کیسه کردند کنایه از چیست؟
۱- این کنایه نشان میدهد که کسی آنقدر ترسیده که دیگر در برابر فرد یا موقعیت مورد نظر تسلیم شده است.
۲- به این معنی است که شخص بالاخره نتیجه کارهای خود را دیده و از این به بعد مرتکب آن اشتباهات نخواهد شد.
۳- معمولاً این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که فردی پس از انجام کارهای نادرست، به دلایلی مانند ترس، دست از رفتارش برمیدارد و دیگر آن را تکرار نمیکند.
۴- ماستت را کیسه کن یعنی شرایط خوب نیست، باید بیشتر دقت کنی و از کاری که انجام میدهی دست بکشی.
ریشه و داستان ضرب المثل
در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه، فردی به نام مختار السلطنه مسئول بررسی قیمت و کیفیت مواد غذایی بود. به او خبر دادند که در تهران، قیمتها بالا رفته و دزدی نیز زیاد شده و هر روز از جلوی مغازهها اجناس میدزدند.
مختار السلطنه به سرعت وارد عمل شد و با دزدان و کسانی که اجناس را گران میفروختند، برخورد سختی کرد. رفتار او آنقدر سختگیرانه بود که وقتی مردم میشنیدند او به تهران آمده، میترسیدند و در فروش خوراکیها دقت زیادی میکردند.
روزی خبر رسید که ماست که تا آن زمان کالایی ارزان بود، ناگهان گران شده است. مختار السلطنه دستور داد قیمت ماست باید کاهش یابد و به فروشندگان هشدار جدی داد.
یک روز، او با لباسی معمولی و ناشناس به بازار رفت تا از نزدیک وضعیت را ببیند. وارد یک مغازه شد و مقداری ماست خواست. فروشنده که فکر کرد او یک مشتری عادی است، پرسید: «ماست معمولی میخواهی یا ماست مختار السلطنه؟»
مختار السلطنه با تعجب پرسید: «فرقشان چیست؟» فروشنده پاسخ داد: «ماست معمولی همان ماست خوب و باکیفیت است و به آن آب نمیزنیم. اما ماست مختار السلطنه را با آب مخلوط میکنیم تا قیمتش کم شود و دیگر توجه مختار السلطنه را جلب نکند!»
مختار السلطنه که از این حرف بسیار عصبانی شده بود، بلافاصله خود را معرفی کرد و دستور داد فروشنده را وارونه از سردر مغازه آویزان کنند و تمام ماستها را از شلوارش به داخل بریزند، تا وقتی که آب ماست از پاهایش خارج شود و خشک گردد!
پس از این ماجرا، همه فروشندگان ترسیدند و ماستهایشان را صاف کردند تا آب آن گرفته شود و خالص بماند.
از آن به بعد، هر کس که بترسد و کارش را اصلاح کند، این ضربالمثل برایش به کار میرود:
“با ماست!”
اختصاصی-آدینوشاپ













