سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

ضرب المثل های سخت برای اجرای پانتومیم

زمان مطالعه1 دقیقه

ضرب المثل های سخت برای اجرای پانتومیم
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

اصطلاحات چالش‌برانگیز و جذاب برای بازی نمایش بی‌کلام و تقلید 🕺

اینجا چند عبارت و مثال کاربردی آورده شده که می‌توان از آن‌ها برای اجرای پانتومیم و بازی‌های گروهی استفاده کرد:

دکتر

– آب از سرچشمه گل‌آلود است
– از این ستون به آن ستون فرج است
– از کوره به در رفتن
– آش شله قلمکار است
– بار کج به منزل نمی‌رسد
– پول از کفشت در نمی‌آید
– تخم مرغ را بستند، دیوار را شکست
– دندان طلا در دهان فیل
– شتر دیدی ندیدی
– فیلت را یاد هندوستانت بینداز
– کبک را با پای خود به دام می‌اندازد
– لقمه را دور سرت می‌چرخانی و بعد می‌خوری
– مویش را از ماست بیرون می‌کشد
– نان از تنور سوت کش درآوردن
– نان به نرخ روز خوردن
– یک کلاغ، چهل کلاغ
– یه دست صدا نداره

ضرب المثل های سخت برای اجرای پانتومیم

در این بخش، مجموعه‌ای از ضرب‌المثل‌های شیرین و پرکاربرد فارسی را برای اجرای پانتومیم گردآوری کرده‌ایم. با ما همراه باشید.

تعریف پانتومیم

پانتومیم یک هنر نمایشی بی‌کلام است. در این هنر، بازیگر بدون استفاده از هیچ حرفی و تنها با حرکات بدن و حالات چهره، داستان یا مفهومی را بیان می‌کند. وظیفه تماشاگران این است که با نگاه کردن به این حرکات، منظور بازیگر را درک کرده و حدس بزنند.

پانتومیم ضرب المثل

پانتومیم را می‌توان در زمینه‌های گوناگونی اجرا کرد؛ مثل نشان دادن نام یک فرد، نوعی خوراکی، یک بازی یا یک فعالیت خاص. یکی از انواع جذاب و در عین حال چالش‌برانگیز پانتومیم، نمایش ضرب‌المثل‌ها است.
در این روش، فرد اجراکننده یک ضرب‌المثل را انتخاب کرده و تنها با استفاده از حرکات بدن و بدون هیچ حرفی، آن را به نمایش درمی‌آورد.

پانتومیم در صدا و سیما

نمایش پانتومیم که با نام ادابازی نیز شناخته می‌شود، پس از اجرای رامبد جوان در برنامه خندوانه، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و معروف شد.

نمونه ای از ضرب المثل های سخت

در ادامه، چند نمونه از ضرب‌المثل‌های مناسب برای بازی پانتومیم را می‌بینید. با کلیک روی هر کدام، می‌توانید معنی و توضیح آن را مشاهده کنید:

– اسب را گم کردن و دنبال نعل آن گشتن
– حیا را خورده و آبرو را بالا آورده
– میمون پیر دستش را توی نارگیل نمی‌کند
– نان گندم نخورده‌ایم، ولی چشم به سفره دیگران داریم
– آهی ندارد، ولی با ناله غصه می‌فروشد
– آفتابه و لگن هفت‌دست، ولی شام و ناهار نداریم
– دل که پاک است، زبان بی‌باک است
– استخوان لای زخم گذاشتن
– روغن ریخته شده، نذر امامزاده کرده‌اند
– از ترس عقرب به مار پناه بردن
– در برکه‌ای که ماهی نیست، قورباغه خود را سپهسالار می‌داند
– وقتی دزد با چراغ بیاید، کالای بهتر را برمی‌دارد
– کوری عصاکش کور دیگری شود
– تربیت کردن فرد ناشایست مانند کندن زنگار از گنبد است
– خوبی بیش از حد، نادان را به بدگمانی می‌اندازد
– اگر نمی‌خواهی رسوا شوی، همرنگ جماعت شو
– چراغی که در خانه روشن است، در مسجد هم روشن است
– گل بود و به سبزه هم آراسته شد
– صد چاقو بسازی، یکی دسته ندارد
– بادمجان دور قاب چین
– کرم از خود درخت است
– گربه را باید دم عروسی کشت
– وعده دادن هنگام برداشت محصول
– برای کسی چاه مکن، اول خودت بعد دیگری
– هشتش گرو نه‌اش است
– چاقو دسته خودش را نمی‌برد
– ترک عادت باعث بیماری است
– تخم‌مرغ دزد روزی شترمرغ‌دزد می‌شود
– کبک خودش خروس می‌خواند
– یک سوزن به خود بزن، یک جوالدوز به دیگران
– چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده
– رطب خورده، چطور می‌تواند از رطب منع کند؟
– صلاح کشور را پادشاهان می‌دانند
– با دمش گردو می‌شکند
– برای یک بی‌نماز در مسجد را نمی‌بندند
– برای گوش خر یاسین خواندن
– شترسواری دولا دولا نمی‌شود
– وقتی آب از سر گذشت، فرقی ندارد یک وجب یا صد وجب

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول