همان طور که میدانید، ضربالمثلها در فرهنگ ما جایگاه ویژهای دارند و هر کدام درسی از زندگی را در خود پنهان کردهاند. یکی از این ضربالمثلهای پرمعنی، “آب رفته به جوی بازنمیگردد” است. این جمله به ما یادآوری میکند که برخی از فرصتها، زمان و اتفاقاتی که از دست رفتهاند، دیگر قابل برگشت نیستند؛ درست مانند آبی که از رودخانه گذشته و دیگر به مسیر قبلی خود برنمیگردد.
این مفهوم در بسیاری از جنبههای زندگی کاربرد دارد. برای مثال، وقتی زمان با ارزشی را از دست میدهیم، یا رابطهای به پایان میرسد، یا تصمیم اشتباهی میگیریم که نتیجهای غیرقابل جبران دارد، این ضربالمثل به کمک ما میآید. هدف اصلی آن این است که به ما بیاموزد به جای افسوس خوردن برای گذشته، به فکر زمان حال و آینده باشیم و از تکرار اشتباهات خود جلوگیری کنیم.
صائب تبریزی، شاعر بزرگ ایرانی، نیز در شعری به این موضوع اشاره کرده است:
هر که در پای اجل رفت ز دست رفتهایست
آب رفته را چه فایده کند پشیمانی
در این شعر، صائب به زیبایی بیان میکند که وقتی اتفاقی افتاد و چیزی از دست رفت، دیگر پشیمانی سودی ندارد. این دقیقاً همان مفهومی است که در ضربالمثل وجود دارد.
در نهایت، این ضربالمثل به ما میگوید که زندگی همیشه در جریان است و ما باید از گذشته درس بگیریم، اما در زمان حال زندگی کنیم و برای آینده برنامهریزی داشته باشیم.

در این نوشته، با مفهوم یک ضربالمثل کهن ایرانی و بیتی از شاعر بزرگ، صائب تبریزی، آشنا خواهید شد.
آب رفته به جو بر نمی گردد یعنی چه؟
۱. این ضربالمثل به از دست رفتن فرصتها اشاره میکند؛ یعنی اگر موقعیتی از دست برود یا کاری برخلاف میل ما پیش برود، با ناراحتی و پشیمانی نمیتوان آن را به حالت اول بازگرداند. مانند سنگی که پرتاب شده و شیشهای را میشکند. هرچقدر هم فرد تلاش کند، نمیتواند سنگ را به جای اولش برگرداند.
۲. همچنین این ضربالمثل زمانی به کار میرود که کسی آبروی دیگری را برده و بعد پشیمان شده و میخواهد آن را جبران کند. در این حالت، فردی که آبرویش رفته است از این عبارت استفاده میکند تا بگوید: هرچقدر هم تلاش کنی، حرفهایی که زدی و آسیبی که زدی، پاک نمیشود.
۳. صائب تبریزی شعری دارد که در یکی از بیتهای آن، به افراد توصیه میکند که هرگز کاری نکنند که آبرویشان برود:
> درحفظ آبرو ز گهر باش سخت تر
> کاین آب رفته باز نیاید به جوی خویش
یعنی در حفظ آبرویت بیشتر از حفظ گوهرهای گرانبها بکوش، چون آبرو مانند آبی است که اگر از جوی برود، دیگر بازنمیگردد. به عبارت دیگر، وقتی آبرو از دست برود، دیگر نمیتوان آن را مانند گذشته بازگرداند.
شعر کامل
در میان مردم، آبرویم را از دست دادم
در پیشگاه دیگران، وجود خود را فراموش کردم
در نگهداری آبرو، از گوهر هم سختگیرتر باش
چون آبی که از جوی برود، هرگز بازنمیگردد
هرکس که از آرزوهایش بگذرد،
آستانهاش خاکِ آرزوی دیگران خواهد شد
از بهار زندگی، وفایی ندیدم
پس مانند گل، باید عطر و رنگ وجودم را خود بسازم
در کشمکش با روزگار پست افتادهام
میترسم آسمان مرا با خویِ خود براندازد
همواره از گفتوگوهای بیهوده آزردهام
مانند عنبر سارا، در بوی خویش درماندهام
صاحبنشان در دنیای خودم نیستم
با آنکه پیوسته در جستوجوی خویشانم
**ضربالمثلهای فارسی با آب**
اختصاصی – آدینوشاپ













