امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Trip به فارسی با مثالهای کاربردی
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| trip سفر کردن | tripped سفر کرد | tripped سفر کرده |
اگر روی چیزی پایتان گیر کند و بیفتید، میگویند trip (زمین خوردن):
جو پایش به چیزی گیر کرد و افتاد.
موقع راه رفتن روی این سنگها مراقب باشید — ممکن است زمین بخورید.
ماریا پایش به گوشهٔ فرش شل گیر کرد و افتاد.
او زمین خورد و قهوهاش ریخت.
گاهی یک نفر یا یک چیز باعث زمین خوردن شما میشود. در این حالت، افتادن تصادفی نیست — عمدی است:
دیو پایش را جلوی دوستش گذاشت تا او را بیندازد.
او در مسابقهٔ فوتبال، حریفش را زمین زد.
چرا پات را جلوی من گذاشتی که زمین بخورم؟
اگر از trip به عنوان اسم استفاده کنید، معنایش کاملاً با فعل آن فرق دارد. یک trip میتواند به معنای یک تعطیلات، یک سفر، یا حتی یک رفتوآمد کوتاه باشد:
آنها تابستان امسال به ونزوئلا سفر میکنند.
باید به سوپرمارکت سری بزنم (بروم و برگردم).
رزا از سفر با قطار لذت برد.
سفر خوبی داشتید؟
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آدینوشاپ، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.













