ضربالمثل “گل پشت و رو ندارد” سخنی پرمعنا و زیباست که در زندگی روزمره بسیار به کار میرود. این جمله معمولاً زمانی گفته میشود که میخواهیم بگوییم یک چیز زیبا و خوب، از هر طرف که نگاه کنی، زیبا و دلنشین است.
در واقع، این مثل اشاره به این دارد که برخی چیزها — مانند یک گل زیبا — آنقدر کامل و بینقص هستند که هیچ وجه زشتی ندارند. پشت و رویشان یکی است و همهجا زیبایی و حسن intent خود را حفظ میکنند.
این مفهوم اغلب در مورد انسانها، رفتارها، یا کارهای نیک نیز به کار برده میشود. به عنوان مثال، وقتی فردی هم در ظاهر و هم در باطن، رفتاری شایسته و نیکو دارد، در مورد او میگویند: “او مانند گلی است که پشت و رو ندارد”؛ یعنی در همه حال قابل اعتماد، محترم و دوستداشتنی است.
این بیان، ما را به راستی، یکرنگی و خوشقلبی دعوت میکند و یادآور میشود که ارزش واقعی، در دوام و یکسانی زیبایی درون و بیرون است.

در این نوشته، میخواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
گل پشت و رو ندارد کنایه از چیست؟
۱- یعنی تو مثل یک گل زیبا هستی و فرقی نمیکند به کدام سمت بنشینی. پس راحت باش و نگران نباش!
۲- معمولاً در گفتوگوهای روزمره از این ضربالمثل استفاده میشود؛ مثلاً وقتی کسی نزد شما مینشیند و به خاطر اینکه پشتش به شماست عذرخواهی میکند، شما با گفتن این جمله به او آرامش میدهید و نشان میدهید که مانند گل، از هر طرف زیبا و دوستداشتنی است. 😊🌷
۳- عاشقان نیز این سخن را به معشوق خود میگویند؛ یعنی چه روی تو به سمت ما باشد و چه پشتت کنی و بیاعتنایی کنی، باز هم در قلب ما جای داری. (در اینجا معشوق به گل تشبیه شده است و پشت کردن اشاره به بیمهریها و قهرهای او دارد.) یعنی تو را به هر حالتی که باشی دوست داریم! ❤️
همانگونه که استاد شهریار اسیر دل یارش شده و این اشعار را در وصف او سروده است:
ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﯾﺖ اﯼ ﮔﻞ، ﮔﻞ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺑﺎ ﻟﻌﻠﺖ ﺁﺏ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺁﺑﯽ ﺑﻪ ﺟﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺍﺯﻋﺸﻖ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻫﺮﺳﻮ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﻔﺘﮕﻮﯾﯽ ﺍﺳﺖ
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ
دﺍﺭﺩ ﻣﺘﺎﻉ ﻋﻔﺖ ﺍﺯ ﭼﺎﺭ ﺳﻮ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ
ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺷﯽ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﺭ ﺳﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺟﺰ ﻭﺻﻒ ﭘﯿﺶ ﺭﻭﯾﺖ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻧﮕﻮﯾﻢ
ﺭﻭ ﮐﻦ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮔﻞ ﭘﺸﺖ ﻭ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﮔﺮ ﺁﺭﺯﻭﯾﻮﺻﻠﺶ ﭘﯿﺮﻡ ﮐﻨﺪ ﻣﮑﻦ ﻋﯿﺐ
ﻋﯿﺐ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﮐﺎﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﻦ ﭼﻮﻥ ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺑﺮﻓﺮﻭﺯﺩ
ﺭﺥ ﺑﺮﻓﺮﻭﺧﺘﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺳﻮﺯﻥ ﺯ ﺗﯿﺮ ﻣﮋﮔﺎﻥ ﻭﺯ ﺗﺎﺭ ﺯﻟﻒ ﻧﺦ ﮐﻦ
ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﯼ ﺩﻝ ﺗﺎﺏ ﺭﻓﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺍﻭ ﺻﺒﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺨﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﻣﻦ ﻭﺻﻞ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﻭﯼ ﻗﺼﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺑﺎ «ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ » ﺑﯽ ﺩﻝ ﺳﺎﻗﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﮔﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ
ﭼﺸﻤﺶ ﻣﮕﺮ ﺣﺮﯾﻔﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺭ ﺳﺒﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ
پیشنهاد: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی-آدینوشاپ













