سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی ضرب المثل ” مرغ یک پا دارد ” +ریشه و نقاشی

زمان مطالعه2 دقیقه

معنی مرغ یک پا دارد
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

یک ضرب‌المثل قدیمی وجود دارد که می‌گویند: “مرغ یک پا دارد”. شاید برای شما این سوال پیش بیاید که مگر می‌شود مرغ فقط یک پا داشته باشد؟ این جمله در واقع کنایه است و برای شرایطی به کار می‌رود که کسی بخواهد با سخت‌گیری و خساست، از دادن چیزی به دیگری خودداری کند یا منکر داشتن چیزی شود که آشکارا در اختیار دارد.

داستان جالبی پشت این ضرب‌المثل وجود می‌گوید:
روزی مرد ثروتمندی مهمان داشت. برای صرف غذا، خدمتکاری یک ظرف غذای لذیذ مرغ را آورد. مهمان با دیدن غذا، با اشتیاق شروع به خوردن کرد و پاهای مرغ را هم خورد. مرد پولدار که این صحنه را دید، با تعجب پرسید: “مگر مرغ فقط یک پا دارد؟”

دکتر

خدمتکار که متوجه خشم و ناراحتی اربابش شده بود، چیزی نگفت. کمی بعد، مرد ثروتمند و مهمانش برای قدم زدن به باغ رفتند. در باغ، چند مرغ را دیدند که در حالت استراحت روی یک پا ایستاده بودند. خدمتکار با اشاره به آن مرغ‌ها، به اربابش گفت: “ببینید، مرغ‌ها واقعاً یک پا دارند!”

مرد ثروتمند که از این حرف عصبانی شده بود، چندتا سنگ به سمت مرغ‌ها پرتاب کرد. مرغ‌ها که ترسیدند، پاهای دیگرشان را هم روی زمین گذاشتند و فرار کردند. در این لحظه مرد ثروتمند با غرور به خدمتکار نگاه کرد. خدمتکار با آرامش گفت: “اگر شما آن سنگ‌ها را پرتاب نمی‌کردید، مرغ‌ها همان یک پا را داشتند. وقتی به مهمانتان غذا دادید و او پاهای مرغ را خورد، اگر شما چیزی می‌گفتید و از او تشکر می‌کردید، شاید او هم چیزهای بهتری برای شما می‌آورد.”

این داستان به ما یادآوری می‌کند که گاهی با بخشندگی و بزرگواری می‌توانیم چیزهای بیشتری به دست آوریم. وقتی نسبت به دیگران سخت‌گیری و خساست به خرج می‌دهیم، در نهایت این خود ما هستیم که ضرر می‌کنیم.

در ادامه، یک نقاشی ساده از یک مرغ که روی یک پا ایستاده است می‌بینید. این تصویر مفهوم ضرب‌المثل را به شکلی ساده و گویا نشان می‌دهد.

معنی مرغ یک پا دارد

در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی مرغ یک پا دارد یعنی چه؟

به کسی این حرف را می‌زنند که برای کارهایش دلیل‌های بی‌معنایی می‌آورد و با اصرار عجیبی هم روی حرفش می‌ایستد.
هیچ عاقلی نمی‌گوید مرغ یک پا دارد، مگر اینکه فردی لجباز باشد و بخواهد با حرف‌های عجیب و غریبش هم نگاه دیگران را جلب کند و هم نظر خودش را تحمیل کند. در حالی که همه می‌دانند مرغ دو پا دارد!
این ضرب‌المثل را برای آدم‌های یک‌دنده، لجباز و خودرأی به کار می‌برند؛ کسانی که حرف حق را نمی‌فهمند یا نمی‌پذیرند. این رفتارشان یا از روی نادانی است یا تعصب و خواست خودشان — بدون آنکه بدانند در اشتباه هستند.

ریشه ضرب المثل

در قدیم، مرد ثروتمندی یک مرغ بریان شده را در یک ظرف بزرگ گذاشت و به خدمتکارش داد تا برای قاضی شهر ببرد. آن مرد به خاطر کارهایش به قاضی نیاز داشت، بنابراین چندین بار به خدمتکارش تأکید کرد که مواظب غذا باشد تا سالم به دست قاضی برسد. خدمتکار هم قبول کرد.

راه بین خانه ارباب و خانه قاضی کمی طولانی بود. از یک طرف، بوی خوش غذا آنقدر خدمتکار گرسنه را وسوسه کرده بود که هر بار هوس می‌کرد از غذا بخورد، اما هر بار که مرغ بریان را می‌دید، چهره ارباب در ذهنش ظاهر می‌شد و از ترس، دوباره ظرف غذا را بالای سرش می‌گرفت و به راهش ادامه می‌داد.

کم‌کم ضعف شدیدی بر او چیره شد و نتوانست خودش را کنترل کند. دستش را داخل ظرف برد و یکی از ران‌های مرغ را کند و با ولع خورد. وقتی گرسنگی‌اش برطرف شد، تازه فهمید چه کار اشتباهی کرده است! مجبور شد قبل از رسیدن به خانه قاضی، یک نقشه بکشد.

وقتی نزد قاضی رسید و قاضی با مرغی که یک پای آن کم بود مواجه شد، فهمید که خدمتکار دست به غذا دراز کرده و باید مجازات شود. قاضی شروع به شلاق زدن او کرد. خدمتکار هم نقشه‌اش را اجرا کرد و با جدیت گفت: در شهر ما همه مرغ‌ها یک پا دارند.

قاضی حرفش را باور نکرد و به زدن خدمتکار ادامه داد. خدمتکار از درد شلاق فریاد می‌کشید، اما روی حرفش پافشاری می‌کرد و با هر ضربه شلاق، بلند داد می‌زد: باور کنید مرغ‌های شهر ما یک پا دارند.

در نهایت، قاضی می‌زد و خدمتکار انکار می‌کرد و دروغ می‌گفت!

قاضی دید که خدمتکار همچنان اصرار دارد که مرغ‌های شهرشان یک پا دارند، با خودش فکر کرد: شاید این خدمتکار بیچاره راست می‌گوید و مرغ‌های شهرشان واقعاً یک پا دارند! اینطور شد که دست از سر خدمتکار برداشت و او را آزاد کرد.

از آن به بعد، وقتی کسی روی حرف خودش پافشاری می‌کند، این ضرب‌المثل را به کار می‌برند:
**از خر شیطان پیاده شدن**

به عبارتی دیگر

اربابی به خدمتکارش گفت: “برایم یک مرغ بریان کن.” خدمتکار مرغ را پخت، اما قبل از آوردنش نزد ارباب، یک ران آن را خورد. وقتی ارباب مرغ را دید، پرسید: “پای دیگرش کجاست؟” خدمتکار جواب داد: “این مرغ فقط یک پا داشته است.” ارباب با تعجب گفت: “مگر می‌شود؟ مرغ که یک پا ندارد!”

هر چه ارباب پرسید، خدمتکار قبول نکرد و گفت: “بعضی از مرغ‌ها واقعاً یک پا دارند.” بعد ارباب را به مزرعه برد و مرغ‌هایی را نشان داد که در حال استراحت بودند. مرغ‌ها موقع خوابیدن یک پای خود را بالا می‌گیرند و روی یک پا می‌ایستند. در همین حال، ارباب برای پراکنده کردن مرغ‌ها، سنگی به سمت آن‌ها پرتاب کرد. مرغ‌ها ترسیدند، پای دیگرشان را زمین گذاشتند و شروع به دویدن کردند.

ارباب به خدمتکار گفت: “دیدید؟ همه دو پا دارند!” خدمتکار در جواب گفت: “آقا، اگر آن سنگ به شما می‌خورد، شما چهار پا درمی‌آوردید!”

نقاشی مرغش یک پا دارد

چند طرح برای رنگ‌آمیزی با موضوع مرغی که یک پا دارد.

نقاشی مرغش یک پا دارد نقاشی مرغ یک پا دارد نقاشی مرغش یک پا داره

در زندگی روزمره، ضرب‌المثل‌های زیادی وجود دارند که با بخش‌های مختلف بدن مرتبط هستند. این ضرب‌المثل‌ها در فرهنگ ما جایگاه ویژه‌ای دارند و مفاهیم عمیقی را به شکلی ساده و همه‌فهم بیان می‌کنند. یکی از اعضای بدن که در بسیاری از این گفتارهای پرمعنا به کار رفته، “پا” است.

پا نماد حرکت، استقامت و گاهی نیز بی‌توجهی است. وقتی می‌خواهیم بگوییم کسی در انجام کاری عجله کرده و بدون فکر عمل کرده، از ضرب‌المثل‌هایی استفاده می‌کنیم که در آن “پا” نقش اصلی را دارد. اینگونه بیان‌ها به ما یادآوری می‌کنند که گاهی شتابزدگی می‌تواند نتیجه‌ی کار را خراب کند.

برعکس، گاهی هم “پا” نشانه‌ی ثبات و پایداری است. وقتی کسی در زندگی یا کارش موفق می‌شود، می‌گویند “روی پای خودش ایستاده است”. این عبارت زیبا مفهوم استقلال و تلاش فردی را به خوبی نشان می‌دهد.

در مجموع، ضرب‌المثل‌های مرتبط با پا، مانند آیینه‌ای هستند که نگاهی به باورها و تجربه‌های گذشته‌ی ما می‌اندازند. آن‌ها در عین سادگی، پندهای ارزشمندی را در خود جای داده‌اند که می‌تواند راهنمای خوبی برای رفتار و تصمیم‌گیری‌هایمان باشد.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول