
خلاصه داستان فیلم سینمایی سال گربه | عکس و شخصیت ها
فیلم سینمایی سال گربه
- کارگردان : مصطفی تقیزاده
- تهیهکننده : سعید خانی
- بازیگران :بهرام افشاری _ سارا بهرامی _ هومن برقنورد _ شبنم قربانی _ مرتضی تقیزاده _ لادن ژاوهوند _ نوشین تبریزی _ رضا رشیدپور _ علی اوجی _ حمید معصومینژاد
- تاریخهای انتشار : ۲۲ فروردین ۱۴۰۳
- مدت زمان : ۱۰۴ دقیقه
- فروش گیشه : ۴۸٬۷۳۸٬۵۸۴٬۰۰۰ تومان
خلاصه داستان سال گربه
جهان که متولد سال گربه است ،هربار با فرا رسیدن سال گربه اتفاقات عجیب و غریبی در انتظارش است . طی این اتفاقات خوش شانسی نصیب خودش میشود و اما اطرافیانش باید از او فرار کنند چون نحسی و نکبت دامن گیرشان میشود!
معرفی شخصیت های فیلم سال گربه
جهان و پدر جهان : بهرام افشاری در ۲ نقش جهان و پدرجهان ، نقش اول داستان که متولد سال گربه است و با تکرار سال گربه دست به هرکاری بزند نحسی گریبان اطرافیانش را میگیرد .
همسر جهان : سارا بهرامی در نقش همسر جهان ، دخترِ همکار پدر جهان بوده که به عقد جهان در آمده و درخانه به خیاطی مشغول است.
دکتر : هومن برق نورد در نقش دکتر ، مسافرِ جهان که بطور اتفاقی با جهان آشنا میشود و در نهایت جهان را در کلینیک خود استخدام میکند.
مادرزن جهان : لادن ژاوه وند در نقش مادر زن جهان، رابطه وی با جهان مثل کارد و پنیر است.
زن همسایه : نوشین تبریزی در نقش زن همسایه، شوهرش توسط جهان به قتل میرسد و در پی خونخواهی است.
شروع فیلم
چند دقیقه اول فیلم سینمایی سال گربه به معرفی جهان سپری میشود.
در سکانس ابتدایی میبینیم که جهان متولد سال گربه است ، پدر جهان از بدنیا آمدن جهان بسیار خرسند است و برای دوام عمر جهان او را نزد پیرترین مرد ولایت که در جنگل زندگی میکند میبرد و میگوید:
” ای پیر از نفست توی صورت جهانِ من فوت کن تا عمرش مثل خودت دراز بشه ”
پیر پس از فوت کردن در صورت جهان پایش در تله گیر میکند و میمیرد!
با نشان دادن چندین اتفاق نحس مشابه زندگی جهان معرفی میشود .
بعد از معرفی جهان میگوید :
” این اتفاقات که همیشه پیش نمیومد ،فقط سال گربه اینجوری میگذره برام! حتی این آقای گربه هم سر و کله اش پیدا میشه ”
گربه ای لم داده را نشان میدهد که انگار وقتی سرو کله اش پیدا میشود همه چیز زیر سر نحسی اوست .

تلاش جهان برای خلاصی از گربه منحوس
جهان که تمام بدبیاری های خود و اطرافیانش را در سال گربه زیر سر آقای گربه میبیند ، در یک تصمیم آنی گربه را در داخل گونی انداخته و به بیابانی دور دست میبرد تا با تفنگ بکشد اما دلش نمی آید. بنابر این گربه را رها میکند و به خانه باز میگردد ، درحال که خوشحال و آسوده خاطر است میبیند ای داد بیداد گربه زودتر از او به خانه برگشته و باز هم همانجای همیشگی اش لم داده !
درنهایت جهان موفق به خلاص شدن از شر گربه نمیشود.
همه این سکانس ها با طنز خاصی همراه است .
نحوه آشنایی جهان با همسرش
پدر جهان به همراه یک مرد دیگر ،باغبان و خدمتکار آقایی ثروتمند هندی بنام مهاراجه هستند .
رابطه خوبی با یکدیگر ندارند اما امان از بازی روزگار، فرزندانشان عاشق یکدیگر میشوند و حالا مجبورند بخاطر بچها با یکدیگر کنار بیایند.
آقای مهاراجه هندی عروسی جهان و همسرش را در خانه خودش برگذار میکند و جشن باشکوهی میگیرد .
بعدها طی یک اتفاق مهاراجه مجبور میشود خیلی فوری همه چیز را به خدمتکارهایش بسپارد و به کشورش برگردد، با فوت پدر و پدرزن جهان خانه به دست جهان و همسرش و مادر زنش می افتد .
شغل جهان چیست؟
حالا که اقای مهاراجه نیست تا حقوقی به جهان و خانواده اش بدهد و از آنجایی که جهان نه تحصیلاتی دارد نه املاک یا هنری برای راه اندازی کار پس به خلاف رو آورده ، مواد و شراب فروش است .
همسرش نیز بطور مداوم پشت چرخ خیاطی است و درحال دوخت و دوز اما خب کفاف زندگیشان را نمیدهد .
قاتل شدن جهان
از آنجایی که جهان مواد فروش است ، روزی یکی از همسایه های معتاد و زپرتی اش برای خرید تریاک به خانه جهان می آید موقع حساب و کتاب که میشود چون پولی ندارد همه مواد را یکجا میبلعد تا پس ندهد .
جهان میگوید : ” مرتیکه همینجا پولت میکنم ”
سیلی زدن همانا و فوت کردن همسایه همانا !
به همین سادگی … در همین زمان گربه خیره شده به جهان ، بله نحسی سال گربه !
جهان اعدام میشود؟
جهان در دادگاه محکوم به قتل میشود ، سارا بهرام موفق به گرفتن رضایت از زنِ قلچماق همسایه نمیشود و حالا شب اعدام فرا رسیده!
سربازی که جهان را به انفرادی میبرد و برای دلداری دادن کمی نزد جهان میماند .
صحبت های طنز آلود بسیاری در انفرادی ردو بدل میشود .
زمان اعدام فرا میرسد ، طناب را دور گردن جهان می اندازند . جهان رو به سرباز میگوید : ” مگه نگفتی سربیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره خب کو ”
سرباز : ” حالا یه زری زدم زود طناب بنداز گردنت اعدامت کنیم بریم کار داریم ”
جهان : ” چجوری دلت میاد بزنی زیر چهارپایه”
سرباز : ” خیلی راحت، الان میزنم میبینی ”
در همین هنگام همسر مقتول فریاد میزند که بخشیدمش اما بخاطر شرایط جوی و باد و طوفانی که یکباره راه افتاده صدایش نمیرسد و سرباز زیر چهار پایه میزند!
اما چوبه دار میشکند و جهان زنده میماند.
داستان شکستن چوبه اعدام
در روز قبل از اعدام جهان یک مرد سنگین وزن را بالای دار کشیدند و همین سنگینی باعث شده چوب ترک بخورد.
از شدت خوش شانسی جهان وقتی زیر چهارپایه میزنند چوب نمیتواند وزنش را تحمل کند و میشکند . جهان زنده میماند اما انتخای چوب بر فرق سرِ سرباز میخورد و میمیرد !
بله سال گربه برای اطرافیان جهان نحسی آور است، برای خود جهان خوش شانسی در پی دارد!
نحوه آشنایی جهان با آقای دکتر
جهان بعد از آزادی تصمیم میگرد دور خلاف را خط بکشد و یک راه آبرومند برای نان درآوردن پیدا کند . بنابراین ماشین عتیقه و قدیمی مهاراجه را از پارکینگ بیرون می آورد و به مسافرکشی میپردازد .
یکی از مسافران وی دکتر ( هومن برق نورد ) است که صاحب یک کلینیک زیبایی است و هزار جور خلاف میکند.
دکتر به نصیحت جهان میپردازد :
” باید از این بعد دیگه به همه چیز نگاه کنی ، الان فلان اتفاق بیوفته تو فقط میبینیش ولی من عمیق میبینمشششش ”
در همین حین جعبه های کوچکی را رها شد در وسط جاده میبیند ماشین را متوقف میکند و به بررسی ظرف ها میرود ، پس از تست به جهان میگوید :
” در صندوق رو بزن . به به تنباکو خارجیه ، میدونی چند بابتش پول میدن ، به به تنباکو هستااااااا ”
جهان به کمک دکتر میرود اما یکباره به خنده میافتد :” جسارتا اقای دکتر این تنباکویی که تست کردی نمونه مدفوع سعید ۷۰ ساله بود… اینا تنباکو نیستن ، همه چیزو از همین بعد میبینین شما؟ ”
این سکانس جزو خنده دار ترین سکانس های فیلم سال گربه بود ، کل سینما از خنده ریسه میرفتند .
استخدام جهان در کلینیک دکتر و ماجراهای کلینیک
دکتر به جهان میگوید دنبال منشی است ، اگر شخص معتمد سراغ داشت معرفی کند و جهان خودش را پیشنهاد میدهد و خیلی راحت استخدام میشود.
چند روزی دکتر جهت کار به مرخصی میرود در همین هنگام خانمی زیبا برای عمل بینی به مطب می آید و جهان را با دکتر اشتباه میگیرد!
جهان که دست و پایش شل شده تصمیم میگرد دماغ خانم را عمل کند و در نهایت فاجعه به بار می آورد.
خانم متوجه قلابی بودن دکتر میشود و به همراه چند نفر به قصد کشتن جهان وارد مطب میشوند اما جهان فرار میکند . این ماجراها همراه با طنز های بسیاری است که شمارا قطعا به خنده وامیدارد.
نقش رضا رشید پور در این فیلم
این سالِ گربه با اتفاقات عجیب و عریب بسیاری همراه است ، آوازه نحسی جهان به گوش رضا رشید پور میرسد و به برنامه وی دعوت میشود .
رضا رشید پور درحالی که از اتفاقات زندگی جهان میخندد میگوید : ” من فکر نمیکنم دیگه انقدرا هم نحس باشی که، من از تو نمیترسم ”
در همین حین لوستر کنده میشود و با ضربه زیادی به سر رضا رشید پور میخورد، برنامه متوقف میشود .
حالا جهان ، جهانی میشود با نان نحس ترین مرد دنیا!
ماجرای فوت رضا رشیدپور بعد از دیدار با جهان
حالا که جهان را همه دنیا شناخته اند و حسابی معروف شده آقای رشید پور یک سفر خارجی برای او و همسرش ترتیب داده تا به خرج خودش در یک مصاحبه تلویزیونی خارجی حظور یابند ، دقیقا شبی که جهان در حال بستن چمدان هایش است ، علی اوجی روی تلویزیون می آید و اعلام میکند :
” متاسفانه رضا رشید پور بخاطر ضربه ای که به سرش خورده چند روز بعد فوت کرده ”
اما برای جهان اتفاق تازه ای نیست و فقط میگوید : ” حیفش، شانس مارو ببین ی بار خواستیم بریم خارج ،کنسل شد! ”
اما درهمین زمان شخصی تماس میگیرد و خبر میدهد که فوت رضا ربطی به کنسل شدن سفرشان ندارد و سفر برقرار است!
سفر جهان به خارج از کشور و ماجراهایش
جهان و همسرش به سفر میروند در بدو ورودشان به کشور مورد نظر هزارو یک بلای غیر طبیعی رخ میدهد آن هم نه منحصر به فردی خاص بلکه بلا و سوانح برای همه مردم آن کشور !
انقدر شدید که مقامات برای نجات کشورشان تصمیم به دیپورت جهان و برگرداندن فوری او میشوند . حالا جهان لقب نحس ترین مرد دنیا را میگرد اما متوجه عمق ماجرا و فاجعه نیست و فقط خوشحال است میگوید :
” من همیشه آرزوم بود معروف بشم و همه دنیا منو بشناسن حالا بازیگر _ سیاست مدار _ خواننده _ قاتل ، هرچی! ”
زندگی جهان پس از معروفیت
خب به هرحال هر معروفیتی که خوب و خوشایند نیست! هرچند که بعضی ها مانند بلاگر های اینستاگرام معتقدند بدنامی بهتر از گم نامی است، اما این معروفیت ناشی از بدنامی زندگی عادی را از جهان و همسرش گرفت در حدی که تمام هم محلی ها امضا جهت بیرون کردن جهان از محل جمع کردند. درنهایت جهان مجبور شد از آن خانه برود و مخفیانه و گم نام در محلی دیگر زندگی کند .
نظر کلی درمورد فیلم سینمایی سال گربه
این فیلم جزو ۳ فیلم سینمایی طنزِ پرفروش امسال است، سکانس های طنز و خنده دار بسیاری دارد و حتما ارزش دیدن دارد .
اگر بخواهیم با فیلم هتل و تمساح خونی مقایسه کنیم باید بگم که : خب در ۲ فیلم دیگر از چند بازیگر خالقِ طنز استفاده شده بود اما در سال گربه تنها بهرام افشاری ستاره طنز بود ، درسته هومن برق نورد هم چند سکانسی بازی کرد اما خب من بازی عبوسش را دوست ندارم ! البته خیلی هم تاثیر خاصی در این فیلم نداشت.
خنده دار کردن این فیلم و خلق صحنه های طنز به طور کلی به تنهایی روی دوش بهرام افشاری بود که به واقعا هم بار دیگر درخشید و توانایی هایش در سینما را به همه نشان داد ، اما بنظر من چون این فیلم فقط یک ستاره طنز داشت،با فیلم تمساح خونی که حتی برای سکانس های پیش پا افتاده اش از ستاره ای همچون پژمان جمیدی استفاده شده بود نباید مقایسه شود .
نزد مخاطب باید قدرت خلق طنز خودِ بهرام افشاری به تنهایی دیده شود و تمام .









برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.