حتما! در ادامه متن بازنویسی شده آمده است:
گاهی برای ما پیش میآید که معنای یک کلمه یا یک جمله را نمیدانیم. در این شرایط، ممکن است کمی خجالت بکشیم که از دیگران سؤال کنیم. اما این فکر کاملاً اشتباه است.
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که پرسیدن و ندانستن، هیچ عیبی ندارد. عیب واقعی این است که چیزی را ندانیم و برای فهمیدن آن تلاش نکنیم. وقتی سؤال میپرسیم، در واقع در حال یادگیری و رشد هستیم.
پس اگر چیزی را متوجه نشدید، با courage سؤال کنید. این کار نشانه هوش و علاقه شما به یادگیری است، نه نشانه کمهوشی. هیچکس از اول همه چیز را نمیدانسته و پرسش، کلید رسیدن به دانش است.

پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است کنایه از چیست؟
در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم این ضربالمثل زیبا و پرکاربرد ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی ضرب المثل
1- پرسیدن سوالی که باعث شود انسان از نادانی بیرون بیاید، بسیار مهم و ارزشمند است.
2- وقتی چیزی را نمیدانیم، یعنی نسبت به آن نادان هستیم و نادانی یک نقطه ضعف محسوب میشود. اما اگر فرد درباره چیزی که نمیداند سوال بپرسد، این تاریکی نادانی از بین خواهد رفت.
مفهوم ضرب المثل پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است در احادیث ائمه علیهم السلام
* امام علی علیه السلام
هر کس خوب بپرسد، دانشمند میشود و هر کس دانشمند باشد، خوب میپرسد. (غرر الحكم : ۷۹۳۳ ـ ۷۶۷۴)
* امام سجاد علیه السلام
از تلاش برای از بین بردن نادانی خود دست برندار، حتی اگر مردم تو را فردی دانا بدانند. (بحارالانوار: ج 78، ص161، ح 21)
* امام علی علیه السلام
وقتی سؤالی میپرسی، برای یادگیری و فهمیدن بپرس، نه برای سخت کردن و آزار دادن. چون فرد نادانی که میخواهد یاد بگیرد، مانند یک دانشمند است و دانشمندی که راه اشتباه میرود، مانند فرد نادان است. (غرر الحكم : ۴۱۴۷)
سوال پرسیدن از نگاه حضرت علی علیه السلام
امام علی (علیه السلام) میفرمایند:
**«لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا يَكُونُ، فَفِي الَّذِي قَدْ كَانَ لَكَ شُغُلٌ»**
این سخن به ما یادآوری میکند:
آنچه را که هنوز اتفاق نیفتاده و ممکن است هرگز رخ ندهد، آرزو نکن و در مورد آن سؤال نکن؛ زیرا آنچه تاکنون رخ داده، به اندازهی کافی تو را سرگرم و مشغول کرده است.
**توضیح:**
پرسش کردن کاری ارزشمند و کلید گنجینهی دانش است. در قرآن و روایات اسلامی نیز بارها به پرسیدن سفارش شده و حتی شرم کردن از پرسیدن در مورد مسائل مهم زندگی، نشانهی کمخردی دانسته شده است.
اما پرسشها باید دربارهی موضوعاتی باشد که به زندگی مادی یا معنوی ما مربوط است و امکان تحقق داشته باشد. اگر کسی وقت خود را صرف پرسیدن دربارهی چیزهای غیرممکن یا بسیار دور از ذهن کند، از پرداختن به مسائل مهم زندگی بازمیماند.
**مثالها:**
– برخی میپرسند: اگر انسانی با جن ازدواج کند، فرزندانشان چه ویژگیهایی خواهند داشت؟
– برخی دیگر در مورد ابعاد کشتی حضرت نوح (علیه السلام) یا انواع حیواناتی که در آن بودند، سؤال میکنند.
– حتی پرسشهایی مانند تعداد موهای سر یک نفر — مانند سؤال اشعث بن قیس از امام علی (علیه السلام) — که پاسخی قاطع از سوی ایشان دریافت کرد.
در حالی که انسان با نادانستههای بسیار مهمی روبرو است که پاسخ به آنها در سرنوشت او تأثیر مستقیم دارد. اگر تمام وقت خود را صرف یافتن پاسخ این پرسشهای بیفایده کند، ممکن است از مسائل اساسی زندگی غافل بماند.
آیا خردمندانه است که به جای پرداختن به آنچه ممکن و ضروری است، به دنبال پرسش دربارهی چیزهای غیرممکن باشیم؟













