
سریال در انتهای شب
کارگردان : آیدا پناهنده
نویسنده : آیدا پناهنده _ ارسلان امیری
ژانر : درام _ عاشقانه
بازیگران سریال در انتهای شب :
پارسا پیروزفر _ هدی زینالعابدین _ رایان سرلک _ نسرین نصرتی _ جمشید حسینی _ احمد پورخوش _ هاشم روحانی _ سحر گلدوست _ پدرام شریفی _ رضا بهبودی _ علیرضا داوودنژاد _ احترام برومند _ سیامک صفری _ کاظم هژیرآزاد _ پوریا رحیمی سام
تاریخ انتشار : ۳ / ۳ / ۱۴۰۳
سریال در انتهای شب چند قسمت است ؟ : ۹ قسمت
************خــریــد قـانـــونــی ســریــال در انتهای شب************
فصل یک | قسمت 1 | قسمت 2 | قسمت 3 | قسمت 4 |قسمت 5 | قسمت 6 |قسمت 7 |قسمت 8 | قسمت 9
معرفی شخصیت ها
ماهی : هدی زین العابدین درنقش ماهی ،زنی که عاشقانه برای پیشرفت زندگی اش تلاش میکند اما با قدرنشناسی همسرش مواجه میشود . درنهایت بخاطر اینکه هرچقد تلاش میکند بازهم به چشم بهنام نمی آید خسته میشود.
بهنام : پارسا پیروزفر درنقش بهنام ، مردی که دوست دارد فارغ از سختی ها زندگی کند و متناسب با روحیه هنری خود زندگی کند، مسولیت پذیر نیست و گمان میکند ماهی از او چنین آدم کوچک و ضعیفی ساخته است . لبا تمام این مشکلات همسر و فرزندش را عاشقانه دوست دارد و متعهد است .
ثریا : سحر گلدوست درنقش ثریا ، همسایه ماهی و بهنام که یک مادر مجرد است و بهمراه دخترش زندگی میکند . شیفته بهنام شده و هر کاری میکند تا او را مال خود کند.
رضا : پدرام شریفی در نقش رضا ، همکلاسی ماهی در دانشکده هنر بوده و یک دل که نه بلکه صد دل عاشق ماهی است . بعد از طلاق ماهی و بهنام فرصت را برای رسیدن به ماهی غنیمت میشمارد.
دارا : رایان سرلک درنقش دارا ، حاصلِ عشق بهنام و ماهی که با طلاق پدر و مادرش در محیطی پر تنش درحال رشد است .
پدر ماهی : علیرضا داوود نژاد درنقش پدرماهی ، تهیه کننده بازنشسته سینما که با فوت همسرش به تنهایی دو دخترش را بزرگ کرد . او نه زمان مجردی برای ماهی پدر خوبی بود و نه بعد از طلاق حاظر به حمایت دخترش است.

خلاصه داستان سریال درانتهای شب :
بهنام و ماهی یک زوج هستند که با تلاش فراوان و هزار قسط و زحمت یک خانه خوب در حومه تهران خریداری کردند، این خانه فاصله زیادی تا مرکز شهر دارد. بهنام و ماهی هردو شاغل هستند و برای رفتن به سرکار باید زمان زیادی را صرف رفت و آمد کنند ،مخصوصا بهنام که با وسایل نقلیه عمومی تردد میکند حدود ۴ و ۵ صبح باید از خانه بیرون برود. ماهی برای این زندگی خیلی تلاش کرده و مدیریت بالایی دارد ،بهنام از این سختی کشیدن ها خسته شده و مقصر همه چیز را ماهی میداند . ماهی از این ناسپاسی ها _ دیده نشدن ها _ سرد بودن رابطه اَش خسته شده است ، در نهایت هردو بجای کمی گفت و گو و پیدا کردن راه حل تصمیم به جدایی میگیرند .
این سریال مشکلات بعد از طلاق این دو زوج که هنوز عاشق یکدیگرند و فقط قصد لجبازی دارند را به تصویر میکشد.
ادامه مطالب حاوی اسپویل است. لطفا با ” مجله آدینوشاپ ” همراه باشید.
شروع مشکلات بهنام و ماهی
بهنام و ماهی با زحمت فراوان یک خانه در حومه تهران خریداری کردند . هردو شاغل هستند ، بهنام گواهی نامه ندارد و برای تردد از وسایل نقلیه عمومی استفاده میکند. برای سرکار رفتن مجبور است هر روز صبح ساعت ۵ از خانه بیرون رود در یکی از این صبح ها چون خواب آلود بوده اشتباهی سوار سرویس یک اداره امنیتی میشود بنابرین پس از رسیدن به مقصد توسط پلیس دستگیر میشود و مورد بازجویی قرار میگیرد ، با استعلام و .. مشخص میشود که بهنام جایوس نیست و واقعا خواب آلودگی باعث این اشتباه شده است. حالا بهنام بشدت عصبانی است و ماهی را مقصر میداند .
” +به فرمایشات حضرت عالی گوش دادم ، به اقتصاد خانواده کمک کنم پول یامفت به تاکسی ندم !
_ بهنام دق نده منو…
+مگه نگفتی پول مفت واسه تاکسی نده ، سوار اتوبوس نشو؟
_گفتم.
+گفتمو زهر مار …خب نتیجش شد این…گه بگیرن این زندگیو که برای روزی ۶۰ هزارتومان صرفه جویی باید غرور و ابرو و شرفتو به فنا بدی بره.
_چه ربطی به شرف داره ؟
_ربطش اینه منو اون بچه بدبختو از مرکز شهر برداشتی آوردی تو بیابون… صبحا باید ۳ ساعت زودتر پاشم! عصر باید با اون بچه تو اوج ترافیک مترو و اتوبوس باشم…
من تا شبا برسم خونه شده ۷ تا به خودم بنجبم شده وقت شام تا دوتا صفحه کتاب بخونم و یه ترانه کوفتی گوش بدم شده نصف شب ، شبم از فکر قرض و وام و قسط نمیتونم بخوابم !
_خب مثل ۹۰ درصد مردم این شهر
+قرار بود ما مثل مردم این شهر باشیم؟
_بهنام ناکامیاتو گردن من ننداز…
+نه گردن خودمه ، افسارمو دادم دست تو ”
در نهایت ماهی از این همه به چشم نیامدن و ناسپاسی خسته میشود و توافقی از یکدیگر جدا میشوند.

طلاق ماهی و بهنام
زمانی که با یکدیگر برای طلاق میروند پدر ماهی را جلوی دفترخانه میبینند بهنام پیشنهاد میدهد حالا که پدرت اینجاست و نمیتونیم پیاده بشیم پس بریم خونه ولی ماهی مقاومت میکند و میگوید نه میریم یک دفترخانه دیگر… بعدها مشخص میشود که بهنام با خواهر ماهی هماهنگ کرده بوده تا با این کار مانع طلاق شود!
در دفتر خانه مردی که قرار است صیغه طلاق را جاری کند میپرسد ” مهریه پرداخت شده یا بخشیده شده؟”
بهنام: مهریه نداشت .
ماهی بهت زده میپرسد : مهریه نداشتم؟ درسته طلا نبود ولی ۲۵ تا شاخه گل داشتم که!تو ۲۴ تا بده …
و طلب دریافت خود شاخه گل ها را میکند .
بهنام به گل فروشی میرود برای خرید ۲۴ شاخه گل مریم ،در آنجا مرد فروشنده میگوید تعداد شاخه گل زوج برای مرده میبرن… بهنام بی تعلل یک شاخه روی گل ها میگذارد چون هنوز هم ماهی را دوست دارد…
در حالی که هردو عاشق یکدیگرند فقط به دلیل غرور بی جای بهنام از یکدیگر جدا میشوند.
شروع روابط ثریا با بهنام
ثریا یک مادر مجرد است که با دخترش بتنهایی در واحد روبرویی بهنام و ماهی مستاجر است روزی که بهنام برای طلاق به دفترخانه رفته بود مجبور میشود” دارا ” را نزد ثریا بگذارد . در سکانس اول بازی ثریا کاملا مشخص است که شیفته بهنام شده ،حتی زمانی که بهنام متاهل بوده حالا با طلاق ماهی ،راه برای ثریا هموار تر شده است.
حالا که ماهی نیست ،بهنام قبول میکند دارا و دختر ثریا بیشتر باهم بازی کنند و همین باعث دیدار های بیشتر بهنام و ثریا میشود .
ثریا مرتب انواع دمنوش هارا با تزیین عالی برای بهنام می برد
وعده های غذایی را با کدبانویی تمام برای بهنام آماده میکند، چپ و راست جلویش اشک میریزد و خود را ناتوان جلوه میدهد کار ها و رفتار های کوچک بهنام را بزرگ جلوه میدهد دقیقا همانکاری را میکند که بهنام نیاز دارد و ماهی انجام نداد…
در یکی از همین شبهایی که باهم شام میخورند و بچه ها بازی میکنند شروع میکند به اجرای نقشه نهایی خود :
” ثریا : دارم میگردن نبال خونه(بغض مصنوعی)
بهنام : چرا؟
+اینجوری بهتره ، تا وقتی چشم تو چشم باشیم نمیشه…
_چی نمیشه؟
+نمیشه…
_بزار یکم فکر کنیم.
+نه آخه منم اینجوری دلرم اذیت میشم، میبخشیناااا فکر میکنم دارم یه کار بدی میکنم …گناه میکنم!
_گناه چرا ؟
+وابسته شدم به شما
_خب شده باشی، چیش بده؟
+درست نیست، اینجوری من میام خونه شما، میریم بیرون… درست نیست!
_چیکار کنیم درست باشه هم تو راحت باشی هم بچه هامون… مثلا ازدواج کنیم؟
+ازدواج اینطوری خوب نیست … از سراجبار ، انگار دارین لطف میکنین به ادم(مظلوم نمایی) ”
همان شب وقتی بهنام تنها میشود ،مدام به ماهی فکر میکند و ماهی هم همینطور .
به ماهی پیام می هد بیداری؟ در همین حین پیامی از ثریا میرسد با این مضمون : ” یه مدت کوتاه باهم محرم بشیم آقا بهنام جان”
بهنام درحالی که کاملا دو به شک است و مدام صفحه چت ماهی را نگاه میکند در یک تصمیم آنی به پیشنهاد ثریا جواب مثبت میدهد ، باتوجه به اینکه بهنام مرد سرد مزاجی است و یکی از دلیل های ماهی برای جدایی جای خواب جدا بوده مشخص است که بهنام عاشق ثریا نیست فقط با جایگزین کردن زنی جدید و سرگرمی جدید میخواهد خود را از فکر ماهی نجات دهد یا شاید هم حرص ماهی را در بیاورد . اینگونه رابطه عاشفی بهنان و ثریا شروع میشود و ثریا روی خرابه های زندگی ماهی میخواهد خانه آرزوهایش را بسازد.
صیغه محرمیت را خودشان میخوانند.
مهریه ثریا و مهریه ماهی
مهریه ماهی ۲۵ عدد شاخه گل مریم بود که چون ارزش مادی نداشت بهنام کاملا فراموش کرده بود که ماهی هم مهریه ای دارد و حین طلاق گفت خانم مهریه نداره بخون حاج آقا …
اما مهریه صیغه یکماهه ثریا ،گردنبند قیمتی یادگار مادر بهنام بود .
” خیلی ها در مورد مقایسه این دو سکانس گفته بودند هر مردی عاشقی کردن بلد است اما برای زن مورد علاقه اش، زنی که خودش با قلبش میخواهد به او توجه کند و همین مهریه قیمتی ثریا نشان دهنده فرقی است که بهنام برای آن دو قائل است .
مشکل ماهی تمام مدت این بود که به چشم بهنام نمی آید ، توجهی نمیکند و همین نشان میدهد که بهنام توجه کردن بلد است ، هدیه قیمتی و با ارزش دادن بلد است اما برای کسی که خودش میخواهد!
و برخی هم نظر داده بودند که بله همینجوریه… مردا برای زن عقدیشون مهریه نمیدن ولی برای زن صیغه ایشون با ارزش ترین چیزاشونو هدیه میدن ! فقط کافیه که دوست داشته باشن و دلشون بخواد برات کاری کنن. ”
سرد شدن علاقه بهنام و ثریا و علت منع دیدار دارا و بهنام
یک شب بهنام ، دارا را بخاطر نمرات کمش مواخذه کرده بود و باز هم ماهی را مقصر شمرده بود فردا صبح دارا که میخواست ببیند پدرش هنوز دوستش دارد یا نه و به دنبالش میگردد، داخل کمد قایم شده بود .
بهنام برای بردن دارا به مدرسه وارد اتاق دارا شد اما کسی در اتاق نبود کل خانه را زیر و رو کرد و بچه را پیدا نکرد ، حول زده در حالی که کلید ها را درون در جا گذاشت از خانه خارج شد و ثریا را صدا کرد تا محل را با ماشین او بگردند .
وقتی دارا را پیدا نکردند به آگاهی رفتند و شکایتی مبنی بر گمشدن پسرش ثبت کردند، پلیس مادر دارا را فرا خواند .
ماهی به همراه رضا به آگاهی آمد و درآنجا بهنام دید که ماهی هم خواهان زیادی دارد حتی از خود بهنام بهتر! اما ثریا چی؟ آیا از ماهی بهتر است؟
زمانی که بهنام و ثریا از خانه خارج شدند مردی که انگار آنهارا زیر نظر داشت از طریق در پارکینگ که هنوز باز بود وارد ساختمان شد و به طبقه ماهی و بهنام رفت،کلید های درون در را که دید وارد خانه بهنام شد صدایی از اتاق دارا شنید و وارد اتاق شد و دارا را درون کمد پیدا کرد .
سپس با بهنام تماس گرفت و گفت بچت پیش منه بیا!
Film Dar Entehay Shab
بهنام بهت زده سریع به خانه رفت انگار که باورش نشود ، تمام وسایل خانه بهم ریخته بود و روی درو دیوار ها نوشته بودند بیشرفت! سپس به پارکی که گفته بود رفتند و آنجا فهمید که این مرد همسر سابق ثریا هست و برای گوشمالی دارا را با خود برده بود تا کمی بهنام و ثریا بترسند .
با روشن شدن این ماجرا که همسر سابقِ معشوقه بهنام دارا را به قصد درس دادن به ثریا و بهنام دزدیده است ، ماهی امنیت جانی و روانی پسرش را در خطر دید و برای همیشه دارا را پیش خود برد و اجازه دیدن بهنام را قطع کرد !
رو به بهنام گفت : ” یاد بگیر هرکیو تو کوچه و خیابون دیدی زود نپری بغلش ، قبلش یکم فکر کن کیه ”
همه این اتفاقات باعث شد بهنام دست از رفتار بچگانه اش که قصد چزاندن ماهی توسط زنی دیگر داشت ، بردارد و نسبت به ثریا دلسرد شود.
رابطه رضا و ماهی
ماهی و رضا زمانی که دانشجوی هنر بودند با یکدیگر همکلاسی و هم رشته بودند ، رضا به شدت عاشق ماهی بود ولی ماهی بی توجه به رضا عاشق استاد خوش سیمای خود “بهنام” بود . درنهایت هم که با بهنام ازدواج کرد و رضا و عشقِ ماهی تنها ماندند.
ماهی در یک موسسه فرهنگی هنری کار میکند و قصد برگذاری نمایشگاه با آثار هنرمندان بِنام دارند ، بنابراین با رضا که حالا نقاش بزرگی میباشد تماس میگیرند بلکه یکی از آثارش را دراختیار موسسه قرار دهد.
رضا که خبر طلاق ماهی و بهنام را شنیده به سرعت نزد ماهی می آید و در حین مکالماتش میگوید :
” من هنوزم دوست دارم ، مثل قبل، شاید بیشتر از قبل، من خود واقعیتو دوس دارم … خود ماهرخ … نه ماهی که ازت ساختن تا دوست داشته باشن! ”
درتمام مدت رضا مثل پروانه به دور ماهی میچرخد و هرجا که بتواند حمایتش میکند ، اما ماهی توانایی وارد رابطه جدید شدن را ندارد و در نهایت رضا خسته میشود.
نظر کلی درمورد این سریال
این سریال بطور عالی مشکلات طبقه متوسط جامعه که چیزی نمانده تا زیر خط فقر بیوفتند را نشان میدهد ، مشکلاتی که بقول ماهی ۹۰ درصد جامعه با آن دست و پنجه نرم میکنند را به تصویر میکشد و نشان میدهد زن و شوهر هایی که پشتیبانی ندارند چگونه تلاش میکنند تا زندگی خود را به نقطه امن مالی برسانند و در این راه چه سختی هایی میکشند و بارها کم می آورند.
مرد ها در امتداد این تلاش ها ممکن است همچین خسته شوند که جنازه شان به بالشت برسد . تبدیل شوند به یک ربات بی احساس ،چون زمانی که انرژی و وقت کافی
برای رسیدن به علایق شخصی و استراحت وجود نداشته باشد همین میشود خب! آدم خودش هم یادش میرود چه برسد ابراز علاقه و…
اما درست در این زمان به زنی نیاز دارند که هنوز دوستشان داشته باشد، تلاش هایشان را بزرگ بپندارد و قدردانی کند ،عشق و احساسات بدهد تا این مرد احساس خوب بودن به دست بیاورد و در عوض او هم بتواند به خانمش عشق بورزد.
Dar Entehaei Shab
ولی بعضی از زوج ها انقدر در این راه به جایی رسیدن غرق میشوند که همه چیز حتی توجه به یکدیگر را یادشان میرود درنهایت یا طلاق عاطفی میگیرند یا روی برگه جدا میشوند . آنهم درحالی که عاشق یکدیگرند اما زیر بار مشکلات و دیده نشدن تلاششان کم آورده اند. درهمین حین زنی که کار بلد و حقه باز است از راه میرسد هرچه را که مرد میخواهد از لحاظ احساسی به او میدهد و در ازای آن دستاورد زن قبلی را نوش جان میکند و بی دغدغه زندگی میکند.
اشتباه نکنید آن زن شیفته مرد و زندگی شده است که زن قبلی ساخته! آیا اگر جوان آسمان جُل روز اول هم بود هنوز میخواستش؟
جایی در سریال ماهی میگوید : ” به این نتیجه رسیدم که مردا ته تهش دلشون میخواد به داف شنگول تو خونه داشته باشن به جای زنی که زیادی میخواد توی زندگی کمکشون کنه ”
بنظرم خیلی عالی مشکلات اکثر زوج ها را در این روزا به تصویر کشیده است 👌
بازی عالی هدی زین العابدین و پارسا پیروز فر ارزش دیدن این سریال را چند برابر کرده است . فقط صحنه هایی با بازی ثریا ممکن است شما را به مرز جنون برساند. مخصوصا جاهایی که ” ثریا میگوید من ساده ام راحت گول میخورم ” احتمالا دوست دارید یا خودتان را خفه کنید یا ثریا را !
حتما این سریال را تماشا کنید، بنظرم بدرد زندگیتون میخوره 👏
************خــریــد قـانـــونــی ســریــال در انتهای شب************
فصل یک | قسمت 1 | قسمت 2 | قسمت 3 | قسمت 4 |قسمت 5 | قسمت 6 |قسمت 7 |قسمت 8 | قسمت 9









برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.