امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Surge به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه «سَرج» به معنای افزایش ناگهانی است. از این واژه برای توصیف طوفان، مشکلات، تقاضای مردم، نوسان برق و موارد مشابه استفاده میشود. ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Surround به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه "surround" برای مواقعی به کار میرود که یک چیز یا یک نفر، کاملاً در میان چیزها یا افراد دیگر قرار گرفته باشد. ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم! ترجمه کلمه Swallow به فارسی با مثالهای کاربردیوقتی چیزی از گلو پایین میرود، میگوییم آن را قورت دادهاید. مایک قهوهاش را با جرعههای بزرگ سر کشید. اگر گلویتان درد میکند، ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Swamp به فارسی با مثالهای کاربردیباتلاق جایی است که آب و زمین به هم میآمیزند. زمین در این مناطق آنقدر خیس و نرم است که نمیتوان روی آن ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم! ترجمه کلمه Swap به فارسی با مثالهای کاربردیمبادله کردن یعنی چیزی را با چیز دیگری عوض کنیم. وقتی دو نفر با هم توافق میکنند که چیزهایی را بین خودشان جابهجا ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Sway به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه «Sway» به حرکت آرام و رفت و برگشتی اشاره دارد. بعضی چیزها به طور مشخص این حرکت را دارند، مخصوصاً وقتی باد ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Sweat به فارسی با مثالهای کاربردیوقتی بدن شما برای خنک کردن خودش آب آزاد میکند، این عمل را عرق کردن مینامیم. علاوه بر این، بدن در مواقعی که فرد ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Sweep به فارسی با مثالهای کاربردیوقتی کسی چیزی را "جارو میکند"، یعنی از یک جارو برای پاک کردن و تمیز کردن کف استفاده میکند. ساده گذشته فعل ماضی ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Sweet به فارسی با مثالهای کاربردیاگر چیزی مزهی شیرین دارد، به این معنی است که حاوی نوعی قند است که این طعم را ایجاد میکند. آبنبات شیرین است، ...
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم! ترجمه کلمه Swell به فارسی با مثالهای کاربردیوقتی چیزی "متورم میشود"، یعنی حجمش بیشتر میشود یا بزرگ میگردد. ساده گذشته فعل ماضی swell متورم شدن swelled متورم شد swollen/swelled متورم ...