گاهی برای انجام بعضی از کارها، فقط داشتن اشتیاق و اراده کافی نیست. این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که برای کارهای بزرگ و دشوار، به نیروی زیاد و تجربهی کافی نیاز داریم. مثلاً نمیتوان از یک بز انتظار داشت ...
این ضربالمثل در مورد کسی به کار میرود که بسیار خسیس و مالاندوز است. وقتی میگویند "فلانی برای لای جرز خوبه"، منظور این است که او آنقدر بخیل است که حتی حاضر است سکهها و پولهایش را در لای دیوار ...
این ضربالمثل زمانی به کار میرود که وضعیت یک نفر یا یک موقعیت، با گذشت زمان هیچ تغییری نکرده باشد. انگار همه چیز درست مانند گذشته است و هیچ چیز تازهای به وجود نیامده است. تصور کنید آش همیشگی، در ...
این ضربالمثل پند ارزشمندی درباره ارزش سکوت و زیانهای حرف بیمورد به ما میدهد. مفهوم اصلی آن این است: گاهی بهترین کار این است که ساکت بمانی، حتی اگر حرف درستی برای گفتن داشته باشی، چون سکوت تو را از ...
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که نباید به افراد یا چیزهای غیرقابل اعتماد تکیه کنیم. وقتی دیواری سست و فرسوده باشد، اگر به آن تکیه بدهیم، ممکن است فرو بریزد و به ما آسیب برساند. در زندگی هم همینطور ...
گاهی در میان صحبتهای روزمره، این ضربالمثل قدیمی را میشنویم: "عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل". اما واقعاً چه معنایی پشت این جمله نهفته است؟ این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که کسب دانش و تخصص در یک ...
این ضربالمثل در مورد کسی به کار میرود که به خواب غفلت و بیخبری فرو رفته است. وقتی کسی از وضعیت اطرافش کاملاً بیخبر باشد و هیچ تلاشی برای فهمیدن یا تغییر شرایط نکند، میگویند او "خفته" است. حالا اگر ...
این ضربالمثل برای توصیف افرادی به کار میرود که خیلی زود رنجش به دل میگیرند و حتی از خودشان هم ناراحت میشوند! این آدمها معمولاً حساس و زودرنج هستند. آنقدر که گاهی بدون دلیل مشخصی، از دست خودشان هم عصبانی ...
حتما! در ادامه متن شما به شکلی ساده و کاملاً جدید بازنویسی شده است: گاهی پیش میآید که فردی برای پنهان کردن واقعیت، دروغی میگوید. اما نکته اینجاست که وقتی حقیقت یک چیز است و دروغ چیز دیگری، به مرور ...
این ضربالمثل قدیمی درباره قدرت و تأثیر پول در زندگی است. در گذشته، وقتی کسی میخواست خبر مهمی مانند تولد یک نوزاد در خانواده شاه را به همه اطلاع دهد، نوازندگان نقاره و ناقاره میزدند تا مردم باخبر شوند. اما ...