امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Toll به فارسی با مثالهای کاربردیعوارض نوعی هزینه است که برای استفاده از برخی راهها یا خدمات عمومی پرداخت میشود. وقتی رانندگان از ایالت ویسکانسین وارد ایلینوی میشوند، ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Ton به فارسی با مثالهای کاربردییک تُن واحد اندازهگیری وزن است که برابر با ۲۰۰۰ پوند یا ۹۰۷ کیلوگرم میباشد. معمولاً وزن کامیونها، ابزارآلات، مصالح و محمولهها را با ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم! ترجمه کلمه Tool به فارسی با مثالهای کاربردیابزار وسیلهای است که برای درست کردن یا ساختن چیزهای مختلف از آن استفاده میشود. ابزارهای گوناگونی وجود دارد. پیچگوشتی یک ابزار است. ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم! ترجمه کلمه Top به فارسی با مثالهای کاربردیاز کلمه «بالا» برای اشاره به بلندترین نقطه یا بخش یک چیز استفاده میکنیم. روی کوه برف زیادی نشسته است. او روی بادکنک ...
بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم! ترجمه کلمه Toss به فارسی با مثالهای کاربردی ساده گذشته فعل ماضی toss پرتاب کردن tossed پرتاب شد tossed پرتاب شده کلمه «تاس» (Toss) معنایی نزدیک به «پرتاب کردن» ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Totally به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه "کلاً" یک واژه است که کاربردهای مشابهی با "very" و "really" دارد. همچنین معنی آن نزدیک به "completely" و "entirely" است. مثالها: ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Touch به فارسی با مثالهای کاربردیوقتی با انگشتان خود چیزی را حس میکنید، میگویید آن را "لمس" کردهاید. اگر این را لمس کنید، میتوانید نرمی آن را احساس کنید. ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Tough به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه "تاف" (tough) یک صفت است که برای توصیف چیزی یا کسی که سخت، دشوار یا چالشبرانگیز است به کار میرود. (توجه کنید ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم ترجمه کلمه Tow به فارسی با مثالهای کاربردیوقتی یک کامیون یا خودرو، وسیله نقلیه دیگری را که خراب شده یا به صورت غیرقانونی پارک شده است، میکشد، از کلمه «بکسل» ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم! ترجمه کلمه Toy به فارسی با مثالهای کاربردیاسباب بازی، وسیلهای است که بچهها با آن بازی میکنند. کودکان عاشق بازی کردن با اسباببازیها هستند. اسباببازیها به بچهها کمک میکنند تا ...