امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم! ترجمه کلمه Wicked به فارسی با مثالهای کاربردییک فرد یا چیزی که "شرور" خوانده میشود، بسیار بد، پست، بیرحم یا ناعادل است. یک پادشاه شرور همه مردم روستا را به گرسنگی ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Wide به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه "wide" به معنای "گسترده" است و نقطه مقابل "narrow" (باریک) میباشد. شاخههای این درخت، فضای بسیار بزرگی را میپوشانند. این آبشار، پهنای بسیار ...
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم! ترجمه کلمه Wiggle به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه "تکان خوردن" به معنای حرکت دادن چیزی به آرامی از سمتی به سمت دیگر است. یک کرم خاکی بعد از باران، خودش ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Wild به فارسی با مثالهای کاربردیهر چیزی که بدون کمک و دخالت انسان به زندگی خود ادامه دهد یا رشد کند، "وحشی" نامیده میشود. این واژه برای توصیف درختان، ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم! ترجمه کلمه Willing به فارسی با مثالهای کاربردیکسی که میخواهد کاری انجام دهد، با انجام آن کار موافقت دارد. به چنین فردی میگوییم "حاضر" یا "مایل". این کلمه شبیه یک فعل ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Wimp به فارسی با مثالهای کاربردیاز کلمه "wimp" برای توصیف کسی استفاده میشود که از نظر روحیه، جسم یا اراده ضعیف به نظر میرسد. والتر به هوگو گفت "wimp" ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم! ترجمه کلمه Win به فارسی با مثالهای کاربردیهر کس که در رقابت پیروز شود و بهترین نتیجه را کسب کند، برنده است. برد نقطه مقابل باخت است. کلمه "win" از جمله ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Wind به فارسی با مثالهای کاربردیاین دو در واقع دو واژه جداگانه هستند که شکل نوشتاری یکسانی دارند. وقتی این واژه به حرکت هوا اشاره دارد، مانند "باد" تلفظ ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Wink به فارسی با مثالهای کاربردیوقتی یک چشم خود را میبندید و چشم دیگرتان باز میماند، به این کار "چشمک زدن" میگویند. چشمک زدن معمولاً نشانه شوخی یا بازیگوشی ...
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم ترجمه کلمه Wipe به فارسی با مثالهای کاربردیکلمه wipe به معنای پاک کردن چیزی است. از این واژه معمولاً برای تمیز کردن سطوح یا چیزهایی که کثیف شدهاند یا روی آنها ...