سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

زمان مطالعه1 دقیقه

اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

در اینجا چند جمله پرمعنی و شعر زیبا دربارهٔ دوست و دوستی برای شما آورده‌ام:

**ضرب‌المثل‌ها:**
* دوست واقعی مانند یک گنج است.
* کسی که یک دوست خوب دارد، گویی به همه چیز دست یافته است.
* دوست کسی است که در روزهای سخت، کنار تو می‌ماند.
* ارزش دوست را وقتی می‌فهمی که او را از دست بدهی.
* با هر کسی نباید دوست شد؛ دوستی هم انتخاب عاقلانه می‌خواهد.

دکتر

**شعر:**
* **سعدی:**
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

* **سعدی:**
دوری از دوست باعث فراموشی می‌شود
عاشقان هرگز یکدیگر را فراموش نکنید
من و دوستم آنقدر با هم گفتگو داریم
که اگر از هم جدا شویم، حرف زیادی برای گفتن نداریم

* **شعر نو:**
دوست یعنی تکیه‌گاه مطمئن
یعنی همراه در شادی و غم
یعنی نوری در تاریکی راه
یعنی مهربانی پس از یک نگاه

یادمان باشد که دوستی یک هدیهٔ باارزش است و باید در حفظ و نگهداری آن بکوشیم.

اشعار و ضرب المثل هایی درباره دوست

در این نوشته، با یک ضرب‌المثل ایرانی و چند شعر دربارهٔ دوستی از کتاب «پیام‌های آسمان» پایهٔ نهم آشنا خواهید شد. با آدینوشاپ همراه باشید.

ضرب المثل درباره دوست

پیدا کردن رفیق کار سختی نیست، ولی حفظ کردن این رابطه و ماندگار کردنش است که چالش برانگیز است.

گاهی کسی که پارسال دوست صمیمی ات بود، امسال فقط یک آشنای معمولی شده است.

با دوستانت صادق و صمیمی باش و حتی با دشمنانت نیز با نزاکت و احترام برخورد کن.

بعضی از دوستی‌ها مانند قصه خاله خرسه هستند؛ به ظاهر برای کمک می‌آیند، اما در نهایت ممکن است باعث دردسر شوند.

گاهی کمی فاصله گرفتن، باعث استواری بیشتر دوستی می‌شود.

این آشنایان منفعت طلبی که دورت را گرفته‌اند، مانند پشه‌هایی هستند که فقط به دور شیرینی می‌چرخند.

یک دشمن باهوش و خردمند، بهتر از یک دوست بی‌خرد و نادان است. زیرا دست کم از حرف ها و اعمال دشمن دانا می‌توانی پند بگیری.

برقراری رابطه با افراد دانا و خردمند، ارزشمند و پسندیده است.

گاهی تمام وجودت را به کسی می‌دهی، اما در عوض فقط یک محبت سطحی و کوچک دریافت می‌کنی.

در یک رابطه صمیمی، هر کاری که دوستت انجام می‌دهد یا هر هدیه‌ای که می‌دهد، از جانب او ارزشمند و زیبا به نظر می‌رسد.

شعر کوتاه درباره دوست

دنیا زیباست و ثروت ارزشمند و جان گرانبهاست،
اما رفیق و همراه از همه چیز مهم‌تر است.
✨✨✨✨✨✨
بهترین لحظات زندگی، زمانی است که با دوست سپری می‌شود،
بقیهٔ عمر، بی‌ثمر و بی‌خبری است.
✨✨✨✨✨✨
چشمی دارم که تنها تصویر دوست در آن جای دارد،
دیدگانم زمانی شادند که دوست را در آنها ببینم،
دور کردن دوست از چشم کار درستی نیست،
پس یا دوست باید جای چشم باشد، یا چشمم خود اوست.
✨✨✨✨✨✨
خاک آستانهٔ دوست، آب زندگی من است،
اگر همهٔ جهان سرسبز باشد، دل ما با غم روی دوست خوش است.
در شهر هیچ صدایی جز پیچیدن موهای یار نیست،
و در جهان هیچ فتنه‌ای جز خم ابروی دوست وجود ندارد.
داروی مشتاق چیست؟ زهری که از دست معشوق می‌رسد،
و مرهم دل عشاق، زخمی است که از بازوی دوست می‌بینند.
اگر دوست مرا به خانهٔ خود راه دهد،
گوشم تا همیشه حلقه‌بر در خانهٔ او خواهد ماند.
اگر خاک وجودم در جهان پخش شود،
باد نمی‌تواند ذره‌ای از مرا از راه دوست دور کند.
اگر شب هجران، مرگ به سراغم آید،
روز قیامت چادرم را کنار دوست برپا خواهم کرد.
هر غزل من نامه‌ای است که حال دلم را بازمی‌گوید،
اما نامه نوشتن چه سود، وقتی به دست دوست نمی‌رسد؟
سعدیا، فخرفروشی نکن، شعر تو افسون است،
اما افسونت در برابر نگاه جادویی دوست خریداری ندارد.
سعدی
✨✨✨✨✨✨
مشتاقی و بی‌تابی من از حد گذشت، یارا،
اگر تو هم شکیبایی کنی، طاقت از کف خواهم داد.
یک بار با چشم مهربان به حال من بنگر،
که از خوان پادشاهان، گدایی هم بهره می‌برد.
اگر پادشاه بر بندگانش خشم گیرد،
حکمش نافذ است، اما ستم کردن حدی دارد.
من زندگی بدون تو را نمی‌پسندم،
چون بی‌همدم، آرامش و ماندنی نیست.
وقتی تشنه جان بسپارم، چه سود دارد
اگر بر خاک گورم از چشمانت آب جاری کنی؟
حال نیازمندی را نمی‌توان به زبان آورد،
وقتی بازگردی، تمام داستان را برایت خواهم گفت.
بازآ و جان شیرین مرا به خدمتت بپذیر،
دیگر چه بهانه‌ای برای درویش بی‌نوا مانده است؟
خدایا، به آشنا مهلت ده و سلامت بدار،
تا آنکه دیدار آشنا را دوباره ببیند.
در چشم خوبرویان،
نه مال پادشاه ارزش دارد، نه پارسایی زاهد.
ای کاش لیلی روبنده از چهره براندازد،
تا مجنونِ عاشق، دیگر در رنج نماند.
سعدی، قلم با سختی می‌رود و نیکبختی کمیاب است،
پس در برابر هر آنچه پیش آید، تسلیم باش.
سعدی
✨✨✨✨✨✨
ای باد صبا، اگر گذرت به دیار دوست افتاد،
بوی خوش موهای معطر او را برایم بیاور.
به جان او قسم، اگر پیامی از سوی دوست بیاوری،
جان خود را به شکرانه خواهم بخشید.
و اگر به حضورش راه نیافتی،
برای دیده‌ام، غباری از آستانهٔ درش هدیه بیاور.
من گدایی هستم که آرزوی دیدار دوست دارم، هیهات!
شاید تنها در خواب، تصویر چهره‌اش را ببینم.
دلم مانند درخت بید، از حسرت قد رعنا و بالای چون سرو دوست، لرزان است.
اگرچه دوست به چیزی ما را نمی‌خرد،
ما حتی به بهای یک جهان، مویی از سر دوست را فروش نیستیم.
چه باک اگر دلش از غم آزاد شود،
چون حافظِ مسکین، بنده و خدمتگزار اوست.
حافظ

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول