خلاصه زندگی حضرت عیسی علیهالسلام
حضرت عیسی (ع) یکی از پیامبران بزرگ خدا است که داستان زندگی او بسیار شگفتانگیز است. ایشان بدون پدر و با قدرت بیپایان خداوند، از مادری پاکدامن به نام مریم متولد شدند. این تولد، خود نشانهای از عظمت خدا بود.
ایشان در سرزمین فلسطین زندگی میکردند و از همان کودکی، نشانههای پیامبری در او دیده میشد. وقتی به سن جوانی رسید، خداوند او را به پیامبری برگزید تا مردم را به سوی یکتاپرستی و انجام کارهای نیک دعوت کند.
حضرت عیسی (ع) دارای معجزات بسیاری بود. به فرمان خدا، بیماران را شفا میداد، نابینایان را بینا میکرد و حتی مردگان را زنده مینمود. او از خاک، مجسمهای به شکل پرنده میساخت و سپس با دمیدن در آن، پرندهای زنده میشد. این معجزات همه نشاندهنده قدرت خداوند بود.
ایشان مردم را به اخلاق نیک و دوری از ستم دعوت میکرد. اما گروهی از ثروتمندان و متکبران که راه او را مانع خواستههای خود میدیدند، به مخالفت با او برخاستند و تصمیم به کشتنش گرفتند.
خداوند او را از چنگال دشمنان نجات داد و به سوی خود بالا برد. باور پیروان واقعی او این است که حضرت عیسی (ع) در نزد خدا زنده است و در پایان زمان به زمین بازخواهد گشت.

حضرت عیسی (ع) که فرزند حضرت مریم (س) است، یکی از پیامبران بزرگ الهی به شمار میرود. نام مبارک این پیامبر ۲۵ بار در قرآن کریم ذکر شده و کتاب آسمانی که بر او نازل گردید، انجیل نام دارد.
از جمله معجزات ایشان میتوان به این موارد اشاره کرد: تولد از مادری پاک و باکره، سخن گفتن در زمان نوزادی و هنگامی که در گهواره بود، درمان نابینای مادرزاد، بهبود بخشیدن به فرد مبتلا به بیماری پوستی برص، آگاهی از امور پنهان و زنده کردن مردگان.
این نوشتار، به شرح زندگی حضرت عیسی (ع) میپردازد.
نام حضرت عیسی (ع)
در کتابهای تفسیر آمده است که واژهٔ «عیسی» ریشه در زبان عبری دارد و معنی آن «نجاتدهنده» است.
همچنین، ایشان با نام «مسیح» نیز شناخته میشوند که به مفهوم «فرخنده» و «بابرکت» است.
خلاصه زندگینامه عیسی (ع)
مادر حضرت عیسی (ع) حضرت مریم (س) بود. مادرش پیش از تولد او نذری کرده بود، به همین دلیل مریم از زمان کودکی در معبد بیتالمقدس و تحت سرپرستی حضرت زکریا (ع) بزرگ شد.
او در کنار انجام وظایفش در معبد، همواره به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول بود. مریم بانویی پاکدامن، راستگو و بااخلاق بود و به خاطر اخلاص و پاکیاش، خداوند غذاها و میوههای بهشتی برایش میفرستاد.
هنگامی که به حدود سیزده سالگی رسید، فرشته وحی در قالب انسانی بر او نمایان شد و بدون آنکه ازدواج کرده باشد، به او بشارت فرزندی داد. مریم از این خبر شگفتزده شد، اما فرشته به او گفت: «این کار برای خدا آسان است.»
خداوند در سرنوشت مریم، فرزندی پاک قرار داده بود که قرار بود هدایتگر مردم باشد.
عیسی (ع) کنار یک نخل خشکیده به دنیا آمد. خدا به مریم وحی کرد که تنه درخت را تکان دهد. با این کار، نخل سرسبز و پرثمر شد و مریم از خرمای تازهی آن خورد و از چشمهای که در کنارش جاری شد، آب نوشید. سپس کودکش را در آغوش گرفت و به سوی قومش بازگشت.
مردم که از پاکی و درستکاری مریم و خانوادهاش آگاه بودند، با دیدن این وضعیت بسیار تعجب کردند و گمان بد کردند و او را سرزنش نمودند.
خداوند به مریم دستور داده بود سکوت کند، بنابراین او فقط به کودک اشاره کرد. ناگهان عیسی (ع) به سخن درآمد و فرمود:
«من بنده خدا هستم، خداوند به من کتاب عطا فرموده و به پیامبری انتخابم کرده است. هر مکانی که باشم مبارک و سودمند قرارم داد و تا زمانی که زنده هستم به نماز و زکات سفارشم کرد و مرا در مورد مادرم نیکوکار قرار داد و گردنگش و بدبختم قرار نداده است. و سلام بر من! روزی که به دنیا آمدم و روزی که از دنیا میروم و روزی که زنده برانگیخته میشوم».
نبوت حضرت عیسی (ع)
حضرت عیسی (ع) یکی از پیامبران قوم بنیاسرائیل است، زیرا از طرف مادر، نسبش به حضرت یعقوب (ع) میرسد.
ایشان به میان بنیاسرائیل آمدند و مردم را به پرستش خدای یکتا و دوری از شرک و بتپرستی دعوت کردند. حضرت عیسی (ع) شریعت حضرت موسی (ع) را تأیید کردند و همچنین مژده آمدن پیامبری پس از خود را دادند که نام او «احمد» است.
خداوند به ایشان حکمت و بینش داده بود تا مردم را از گمراهی نجات دهند و روشن کنند که چه کارهایی حلال و چه کارهایی حرام است.
حضرت عیسی (ع) برای اثبات پیامبری خود، معجزههایی نشان داد، اما تنها عده کمی به او ایمان آوردند. کاهنان یهود نیز او را نپذیرفتند و دعوتش را رد کردند. در نهایت، از میان کسانی که به او ایمان آورده بودند، چند نفر به نام حواریون را انتخاب کرد تا در انجام رسالتش یاریاش دهند.
معجزات حضرت عیسی (ع)
یهودیان دعا و پیام حضرت عیسی (علیهالسلام) را نپذیرفتند و برای رد کردن ادعای او، از او معجزه خواستند. ایشان نیز به فرمان خداوند معجزاتی را نشان دادند. برخی از این معجزات عبارت است از:
– ساختن پرندهای از گِل و دمیدن روح در آن، که به اراده خداوند، پرنده زنده شد
– بینا کردن فردی که از زمان تولد نابینا بود
– درمان بیماری پیسی که در آن زمان درمانی نداشت
– زنده کردن مردگان به اذن خدا
– آگاهی دادن از چیزهای پنهان و نادیده
سرانجام عیسی (ع)
عیسی علیه السلام و یاران نزدیکش، سخت میکوشیدند تا مردم را به پرستش خدای یگانه و پیروی از آیین او فراخوانند. به تدریج، مردم به این دین جدید علاقهمند شدند.
دانشمندان یهود میدانستند که عیسی علیه السلام فرستاده خداست، زیرا موسی علیه السلام از آمدن او خبر داده بود؛ اما وقتی دیدند مردم به سوی مسیحیت میروند، از اینکه منافعشان به خطر بیفتد، ترسیدند و نگران شدند.
آنها برای جلوگیری از گسترش دین مسیح، تصمیم به کشتن او گرفتند. به امپراتور روم هشدار دادند که اگر فعالیتهای عیسی علیه السلام ادامه یابد، امپراتوری روم سقوط خواهد کرد و بدین ترتیب، او را وادار کردند تا در اجرای نقشههایشان کمک کند.
اما اراده خدا بر چیز دیگری بود. همکاری آنها برای کشتن عیسی علیه السلام به نتیجه نرسید و به اشتباه، فردی خبرچین و گمراه به نام «یهودا اسخریوطی» به جای او کشته شد.
یهودیان در مورد نتیجه نقشه قتل، دچار اختلاف شدند. بعضی گمان کردند او را کشتهاند و بعضی دیگر گفتند که به دار آویختهاند؛ اما قرآن در این زمینه میفرماید که او را نه کشتند و نه بر دار آویختند، فقط گمان کردند که این کارها را انجام دادهاند. خداوند توانا و حکیم، او را به سوی خود بالا برد.
پس از او، حواریون و شاگردانش، مسئولیت رساندن پیامش را بر عهده گرفتند. برخی از آنان تلاش فراوانی کردند و موفقیتهای بسیاری به دست آوردند و برخی دیگر، انحرافاتی در این آیین آسمانی پدید آوردند.
زندگینامه حضرت مریم (س)













