قوم ثمود گروهی از مردم در گذشتههای دور بودند که در منطقهای به نام حجر زندگی میکردند. خداوند پیامبری به نام صالح را برای هدایت آنان فرستاد. صالح به آنان گفت که فقط خدا را عبادت کنند و از بتپرستی دست بردارند. اما بیشتر مردم قوم ثمود به حرفهای او گوش ندادند و سرکشی کردند.
آنها از صالح نشانهای برای اثبات پیامبری او خواستند. پس معجزهای رخ داد و از دل کوه، شتری بزرگ پدید آمد. این شتر نشانه روشنی از قدرت خدا بود. صالح به قومش گفت: «این شتر را آزار ندهید و به او آسیب نرسانید. او حق دارد از آب و علف این سرزمین استفاده کند، همانطور که شما استفاده میکنید.»
اما گروهی سرکش از قوم ثمود، شتر را کشتند و فرمان خدا را نادیده گرفتند. پس از این کار، عذاب الهی بر آنان نازل شد و زمین لرزهای شدید رخ داد که همگی آنان را نابود کرد. تنها کسانی نجات یافتند که به صالح ایمان آورده و از او پیروی کرده بودند.
داستان قوم ثمود درس عبرتی برای همه انسانهاست که نشان میدهد سرکشی در برابر فرمان خدا و آزار پیامبران و نشانههای الهی، چه عاقبت تلخی دارد.

آشنایی با قوم ثمود
ثمود نام گروهی از عربهای قدیم بود که پیامبرشان، حضرت صالح علیه السلام، برای هدایت آنان فرستاده شد. این قوم سرکش پس از آنکه معجزهٔ پیامبرشان — که به ناقهٔ صالح معروف است — را از بین بردند، گرفتار عذاب الهی شدند. خداوند در قرآن آنان را مشرک خوانده است. در ادامه بیشتر با این مردم سرکش آشنا خواهیم شد. با آدینوشاپ همراه باشید.
معرفی قوم ثمود
قوم ثمود گروهی از عربهای اصیل بودند که در منطقهای به نام «وادی القری» بین مدینه و شام زندگی میکردند. این قوم متعلق به دورانهای بسیار قدیم، حتی پیش از تاریخ ثبتشده است. تاریخ اطلاعات کمی از زندگی آنان به یادگار گذاشته و با گذشت قرنها، تقریباً هیچ اثری از تمدن آنان باقی نمانده است. به همین دلیل، نمیتوان به راحتی به حرفهایی که درباره این قوم زده میشود اعتماد کرد.
آنچه قرآن از اخبار این قوم بیان میکند، این است که آنان عرب بودند. این موضوع را از نام پیامبرشان، صالح(ع)، که یک نام عربی است، میفهمیم. همچنین از آیه ۶۱ سوره هود برمیآید که ایشان از همان قوم بودهاند. پس روشن میشود که آنان مردمی عرب بودهاند که نام یکی از بزرگانشان صالح بوده است.
این قوم پس از قوم عاد به وجود آمدند و تمدنی داشتند که در آن به آبادانی زمین میپرداختند. در دشتها قصرهای باشکوه میساختند و در دل کوهها خانههای امن و استواری برای خود بنا میکردند. یکی از کارهای اصلی آنان کشاورزی بود؛ آنان چاهها و چشمههایی حفر میکردند و نخلستانها، باغها و مزرعههای فراوانی پدید میآوردند.
قوم ثمود بر اساس شیوه معمول قبایل زندگی میکردند و بزرگان و ریشسفیدان در میان آنان حکمرانی داشتند. در شهری که حضرت صالح(ع) به پیامبری مبعوث شد، هفت طایفه زندگی میکردند که پیوسته به فساد و کارهای ناشایست مشغول بودند و کار خوبی از آنان دیده نمیشد. سرانجام، آنان در زمین سرکشی کردند، به پرستش بتها روی آوردند و در طغیان و نافرمانی از هر حدی گذشتند.
—
(1)
(2)
(3)
مکان زندگی ثمود
در متون تاریخی آمده است که سرزمین قوم ثمود در منطقهای به نام “حِجر” واقع بوده که در کنار دریای سرخ، نزدیک وادیالقری و در مسیر راه حجاز به شام قرار داشته است. بر اساس یک روایت، هنگامی که سپاه اسلام در سفر خود از مدینه به سوی تبوک از نزدیکی این منطقه میگذشت، پیامبر(ص) از ترس اینکه مبادا همراهانش به سرنوشت قوم ثمود دچار شوند، به آنان دستور داد از آب آنجا ننوشند و با چشمانی اشکآلود از آن محل عبور کنند. جوادعلی، محقق تاریخی، معتقد است که آنان در مناطق مرتفع حجاز و اردن کنونی زندگی میکردهاند. در قرآن کریم، مکان دقیق زندگی قوم ثمود مشخص نشده است.
معجزه حضرت صالح و عذاب قوم ثمود
حضرت صالح سالهای بسیار، قوم ثمود را به پرستش خدای یکتا دعوت کرد. اما آنها با упряمی و سرسختی، دعوت او را نپذیرفتند و به جای گوش دادن، به او تهمتهای ناروا زدند و کارشکنی کردند. آنان گفتند: «آیا باید از انسانی مثل خودمان پیروی کنیم؟ اگر این کار را بکنیم، قطعاً در گمراهی و دیوانگی افتادهایم! آیا فقط بر او وحی نازل شده است؟ نه، او آدم بسیار دروغگویی است که دنبال هوسهای خودش میرود.»
صالح (علیهالسّلام) با دلسوزی تمام آنان را پند داد و از عذاب سخت خدا بیم داد. به آنان گفت: پیش از آنکه عذاب فرا برسد، خود را با ایمان نجات دهید؛ از خواب غفلت بیدار شوید و از سرکشی دست بردارید، زیرا ریشه گمراهی، غرور و خودبینی است.
اما سرکشی و تکبر قوم ثمود به جایی رسید که وجود صالح و یارانش را نشانه بدشانسی خود دانستند و آنان را دروغگو خواندند و سبب بدبختی خود پنداشتند؛ در حالی که باید آن حضرت و همراهانش را مایه برکت و سعادت جاودانه میدانستند.
صالح (علیهالسّلام) به آنان فرمود: «طائِرُکُمْ عِنْدَ اللهِ بَلْ اَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ»؛ یعنی فال بد و طالع شوم شما نزد خداست و این اوست که شما را به خاطر کردارتان گرفتار بلا و آزمایش میکند.
این رویدادها در حقیقت آزمایشی بزرگ از سوی خداوند بود؛ هشداری برای بیداری کسانی که شایستگی دارند تا از خواب غفلت برخیزند و با تغییر راهشان، به سوی کمال و خداوند بزرگ بازگردند.
درخواست معجزه از طرف قوم ثمود
قوم ثمود از پیامبرشان، حضرت صالح (علیهالسلام)، نشانهای روشن برای اثبات پیامبری او خواستند. درخواست آنان این بود که از دل کوهی سنگی که آن را مقدس میدانستند و پرستش میکردند، یک شتر مادهی شیرده بیرون آید. خداوند این درخواست را برآورده کرد و معجزه رخ داد.
حضرت صالح (علیهالسلام) به قوم هشدار داد که به این شتر آسیبی نرسانند و او را به حال خود رها کنند، وگرنه عذاب الهی گریبانگیرشان خواهد شد. ویژگیهای این شتر با دیگر شتران تفاوت داشت؛ از جمله نحوهی آب خوردنش که در قرآن به آن اشاره شده است.
ایشان قانونی برای تقسیم آب قرار دادند: یک روز آب برای قوم ثمود بود و روز بعد تنها شتر میتوانست از آب بنوشد. او بار دیگر تأکید کرد که اگر به شتر آسیبی برسانند، عذاب الهی آنان را فرا خواهد گرفت.
بر اساس قرآن، قوم ثمود در برابر دعوت حضرت صالح به دو گروه مخالف یکدیگر تقسیم شدند. این درگیریها آنقدر شدت گرفت که آنان به نه گروه مختلف تقسیم شدند و با برنامهریزی برای فساد، با یکدیگر پیمان بستند که: “بیایید سوگند بخوریم که شبانه به صالح (علیهالسّلام) و خاندانش حمله کنیم و همه را بکشیم، سپس به ولیّ خون بگوییم ما هنگام کشتن آنان حاضر نبودهایم و راست میگوییم.”
در حقیقت، بر اساس آیهی ۷۵ سوره اعراف، آنان به سه دسته تقسیم شدند: سران متکبر، ضعیفان باایمان و ضعیفان بیایمان.
قرآن همچنین از نه گروه گناهکار در قوم ثمود نام میبرد که همپیمان شدند تا صالح (علیهالسلام) و خانوادهاش را در شبیخونی بکشند و سپس قتل آنان را انکار کنند؛ اما آنان نمیدانستند که خدا از نقشهشان باخبر است و آنان را نابود خواهد کرد. بر اساس برخی روایات، این نه نفر در غاری پنهان شدند و خداوند غار را بر سرشان فرود آورد و همگی نابود شدند.
کشته شدن ناقةالله
با وجود تمام سفارشها و هشدارهای پیامبر صالح علیهالسلام برای محافظت از مادهشتر و آسیب نرساندن به آن، قوم ثمود از این دستور سرپیچی کردند و در نهایت آن مادهشتر را کشتند. اگرچه فقط یک نفر از میان ثمودیان این کار را انجام داد، اما قرآن کریم این عمل را به همه آنان نسبت داده است؛ زیرا همه کافران در این تصمیم شریک بودند و آن فرد را به کشتن ناقه تشویق کردند.
عاقبت قوم ثمود
پس از آنکه قوم ثمود ناقه (شتر ماده) حضرت صالح را کشتند، ایشان به مردم هشدار داد که فقط سه روز دیگر فرصت دارند و پس از آن زندگی دنیایی آنها به پایان میرسد. در روایات آمده است که در روز اول، رنگ چهرههایشان زرد، در روز دوم سرخ و در روز سوم کاملاً سیاه شد. سرانجام در همان روز سوم، عذاب الهی بر آنها نازل شد و همگی نابود گشتند؛ به گونهای که هیچ یک زنده نماندند و همگی مانند گیاهان خشکیده از بین رفتند. اما زمانی که عذاب فرود آمد، حضرت صالح و کسانی که به او ایمان آورده بودند، نجات یافتند.
1) سوره اعراف، آیه 74.
2) سوره شعراء، آیه 148.
3) سوره نمل، آیه 48.
پیشنهادی: تحقیق در مورد هدف زندگی از دیدگاه قرآن
منبع: ویکی فقه، حوزه













