بیایید بیشتر با کتاب کلیله و دمنه آشنا شویم
این کتاب، یک اثر ادبی بسیار قدیمی و ارزشمند است که در اصل متعلق به کشور هندوستان میباشد. داستانهای آن به زبان سانسکریت نوشته شده بود و نام اولیه آن “پنجاتنترا” بود.
هدف اصلی این کتاب، آموزش درسهای اخلاقی و پندهای زندگیساز به شیوهای داستانی و جذاب است. نکته جالب اینجاست که قهرمانان بیشتر این داستانها، حیوانات هستند. برای مثال، یک داستان از زبان دو شغال به نامهای “کلیله” و “دمنه” روایت میشود و به همین دلیل، کتاب نیز به این نام معروف شده است.
این کتاب در طول تاریخ سفر زیادی کرده است. ابتدا از زبان سانسکریت به زبان فارسی باستان (پهلوی) ترجمه شد. سپس در دوران شکوفایی تمدن اسلامی، دانشمندان ایرانی آن را به عربی برگرداندند. بعدها نیز به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه گردید.
پیام اصلی کلیله و دمنه، آموزش خرد و عقلانیت برای مدیریت بهتر زندگی و جامعه است. این کتاب به ما میآموزد که چگونه با تفکر و تدبیر میتوان از پس مشکلات برآمد و روابط بهتری با دیگران داشت.

کلیله و دمنه مجموعهای از داستانهای آموزنده است که قهرمانان آن بیشتر حیوانات هستند. پندها و دانشی که در این قصهها نهفته است، سبب شده در طول سالهای بسیار، مورد استقبال دانایان قرار گیرد و آن را به عنوان یکی از راههای یادگیری زندگی و اخلاق به کودکان خود معرفی کنند.
دلیل نامگذاری این کتاب به «کلیله و دمنه» آن است که بسیاری از روایتهای آن درباره دو شغال با نامهای «کلیله» و «دمنه» است و قصهها از زبان آن دو روایت میشود.
کلیله و دمنه اثر کیست؟
کلیله و دمنه کتابی است که فیلسوفی هندی به نام «بیدبا» آن را نوشته است. او این کتاب را به دستور پادشاهی به نام «دبشلیم» به زبان سانسکریت نوشت و در نوشتن آن از چند کتاب هندی کمک گرفت که مهمترین آنها «پنچا تنترا» نام دارد.
کتاب «پنچا تنترا» که به معنای «پنج فصل» است، نوشتهٔ «ویشنو شارما» میباشد و دربرگیرندهٔ داستانهای پندآموز اخلاقی است که قهرمانان آن حیوانات هستند. بیدبا از این کتاب الهام گرفت و آن را پایهٔ اصلی داستانهای کلیله و دمنه قرار داد.
موضوع کتاب کلیله و دمنه
داستانهای این کتاب در فاصله سالهای ۱۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد مسیح، در هند رخ میدهد. نویسنده در این اثر، بسیاری از مسائل مربوط به زندگی انسانها را به حیوانات جنگل نسبت داده است. موضوعاتی مانند مسئولیتهای خانوادگی، وظایف افراد در جامعه، ویژگیهای اخلاقی پسندیده، دوری از رفتارهای ناپسند و روشهای اداره یک کشور، همه در قالب داستانهایی دربارهٔ حیوانات بیان شدهاند. این کار هم باعث جذاب شدن مطالب میشود و هم تأثیرگذاری آن را بیشتر میکند.
کتاب کلیله و دمنه در واقع چکیدهٔ آموزههای گذشتگان برای نسلهای بعد است، تا آنان نیز با آداب، اصول و قوانین زندگی آشنا شوند.
ترجمههای کلیله و دمنه
«برزویه» که از پزشکان بزرگ ایران در دوران پادشاهی خسرو انوشیروان ساسانی بود، این کتاب را با نام «کلیلگ و دمنگ» به زبان پهلوی ترجمه کرد. امروزه نسخه اصلی این ترجمه در دسترس نیست، اما ترجمهای به زبان سریانی وجود دارد که بسیاری آن را نزدیکترین نسخه به ترجمه اصلی برزویه میدانند.
پس از ظهور اسلام، «عبدالله بن مقفع» این کتاب را از زبان پهلوی به عربی برگرداند. ترجمه او با استقبال زیادی روبرو شد و به عنوان پایهای برای ترجمههای بعدی قرار گرفت. امروزه نسخههای مختلفی از ترجمه ابن مقفع موجود است.
کتاب کلیله و دمنه بارها از عربی به فارسی ترجمه شده است. «ابوالفضل بلعمی» به دستور نصر بن احمد سامانی آن را به نثر فارسی درآورد و پس از آن «رودکی» شاعر بزرگ، آن را به شعر تبدیل کرد. متأسفانه ترجمه بلعمی به مرور زمان از بین رفته و از شعر رودکی نیز تنها چند بیت برجای مانده است.
بین ترجمههای بلعمی و رودکی و ترجمه نصرالله منشی، افراد دیگری نیز اقدام به ترجمه این کتاب کردند، اما امروزه هیچ اثری از ترجمههای آنان در دست نیست.
در سده ششم هجری، «نصرالله منشی» که از دبیران بهرام شاه غزنوی بود، کلیله و دمنه را به شیوهای آزاد به فارسی ترجمه کرد. او تنها به برگرداندن متن اصلی بسنده نکرد، بلکه در جاهای لازم، توضیحاتی از خود یا دیگران افزود و با نثری ساده و روان، اثری متمایز در زبان فارسی پدید آورد. کلیله و دمنهای که امروزه به زبان فارسی شناخته میشود، در واقع همین ترجمه است که گاهی با نام «کلیله و دمنه بهرامشاهی» نیز از آن یاد میشود.
همزمان با نصرالله منشی، ترجمه دیگری توسط «محمد بن عبدالله بخاری» انجام شد. بخاری در ترجمه خود، عیناً مطالب کتاب اصلی را بدون کم و کاست به فارسی برگرداند و به همین دلیل نثر او سنگین و دشوار شد.
بابهای کلیله و دمنه
در نسخهای که از زبان پهلوی به سریانی ترجمه شده، این کتاب ده فصل دارد که عبارتاند از:
۱- فصل شیر و گاو
۲- فصل کبوتر گردنبنددار
۳- فصل میمون و لاکپشت
۴- فصل بیفکری
۵- فصل موش و گربه
۶- فصل جغد و کلاغ
۷- فصل شاه و پنزوه
۸- فصل شغال
۹- فصل سرزمینها و روحانیان
۱۰- فصل شاه موشان و وزیرانش
اما در کتاب کلیله و دمنهای که نصرالله منشی نوشته، پانزده فصل دیده میشود. ده فصل اول با کتاب هندیها یکی است و پنج فصل بعدی را ایرانیان به آن افزودهاند. این فصلهای اضافه شده عبارتاند از:
۱- برزویه پزشک
۲- راهب و قاقم
۳- بلاد و برهمنان
۴- زاهد و زرگر
۵- پسر پادشاه و یارانش
حکایتی از کلیله و دمنه
در این بخش، یکی از داستانهای آموزنده از کتاب کلیله و دمنه را با هم میخوانیم.
حکایت قورباغهای که قربانی مکر خودش شد
قورباغهای کنار لانهٔ یک مار زندگی میکرد. هر بار که قورباغه بچهدار میشد، مار میآمد و بچههایش را میخورد.
قورباغه با خرچنگی دوست بود. یک روز نزد خرچنگ رفت و گفت: «دوست عزیز، من دشمن قدرتمند و بیرحمی دارم. نه میتوانم در برابر او مقاومت کنم و نه میخواهم از اینجا بروم، چون اینجا خانهام است و در آرامش زندگی میکنم.»
خرچنگ به او گفت: «گاهی برای غلبه بر قدرتمندان باید از هوش و فکر استفاده کرد. نزدیک اینجا یک راسو زندگی میکند. تو چند ماهی بگیر و آنها را از جلوی خانهٔ راسو تا لانهٔ مار بچین. راسو با دنبال کردن ماهیها به لانهٔ مار میرسد و او را از بین میبرد تا تو در امان باشی.»
قورباغه این کار را کرد و مار نابود شد. اما چند روز بعد، راسو دوباره هوس ماهی کرد و همان مسیر را دنبال کرد. این بار به جای ماهی، قورباغه و تمام بچههایش را خورد.
این داستان به ما یادآوری میکند که نیرنگ و حیلهگری، اگرچه ممکن است راه حل فوری به نظر برسد، اما در نهایت میتواند به ضرر خودمان تمام شود.
منبع: https://davatonline.ir













