در درس «تپه کوچک» از کتاب تفکر و پژوهش پایه ششم، دانشآموزان با موضوع تفکر و بررسی مسائل ساده و روزمره آشنا میشوند.
در این درس، از دانشآموزان خواسته میشود درباره یک تپه کوچک و آنچه ممکن است در اطراف آن وجود داشته باشد، فکر کنند.
هدف اصلی این است که آنها یاد بگیرند چطور با دقت به محیط اطراف نگاه کنند و برای پدیدههای ساده توضیح و تحلیل ارائه دهند.
در صفحه ۸۶، از دانشآموزان سوال میشود که اگر روی تپه بایستند، چه چیزهایی ممکن است ببینند یا احساس کنند.
در این بخش، آنها باید با استفاده از قوه تخیل و مشاهده، محیط تپه را توصیف کنند.
در صفحه ۸۷، تمرین بر روی یافتن راهحل برای یک مسئله کوچک متمرکز است.
مثلاً اگر مسیر عبور از تپه بسته باشد، چه راههای دیگری برای گذر وجود دارد؟
این بخش به تقویت مهارت حل مسئله در موقعیتهای ساده کمک میکند.
در صفحه ۸۸، از دانشآموزان خواسته میشود نتیجهگیری کنند و بگویند چه نکاتی را از این فعالیت یاد گرفتهاند.
آنها باید بتوانند بین مشاهده، تحلیل و نتیجهگیری ارتباط برقرار کنند.
این درس به طور کلی به پرورش مهارتهای فکری و پژوهشی دانشآموزان در مواجهه با موقعیتهای ساده و روزمره میپردازد.

در این درس، با داستان یک تپه کوچک آشنا میشویم. این تپه، در کنار یک روستای زیبا قرار داشت و منظرهی بسیار قشنگی به آنجا میداد.
روزی روزگاری، مردم روستا تصمیم گرفتند که از خاک این تپه برای ساختن خانههای جدید استفاده کنند. آنها شروع به کندن خاک تپه کردند. کمکم، تپه کوچکتر و کوچکتر شد. با این کار، دیگر آن منظرهی زیبا از بین رفته بود.
اما پس از مدتی، بارانهای شدیدی بارید. چون دیگر تپهای در کار نبود که آب را نگه دارد، سیل به سمت روستا سرازیر شد. آن وقت بود که همه فهمیدند آن تپهٔ کوچک، چقدر برای روستا مهم بوده است. تپه فقط برای قشنگی نبود؛ بلکه مانند یک سد طبیعی عمل میکرد و از روستا در برابر سیل محافظت میکرد.
مردم روستا از کار خود پشیمان شدند و فهمیدند که باید از چیزهایی که طبیعت به آنها داده است، به خوبی مراقبت کنند.
جواب سوالات تپه کوچک تفکر ششم
**پاسخ صفحههای ۸۶ و ۸۷: گفتوگو کنید**
در این بخش، داستانی درباره یک تپه کوچک بیان شده است. تپه احساس میکند که هیچکس به آن توجهی ندارد و از این موضوع ناراحت است. اما با گذشت زمان، متوجه میشود که چقدر برای محیط اطراف خود مفید و مهم است. این داستان به ما یادآوری میکند که هر کس و هر چیز، حتی اگر کوچک به نظر برسد، میتواند نقش مهمی در جهان داشته باشد.
در قسمت “گفتوگو کنید”، از شما خواسته شده تا درباره این موضوع با دوستان خود صحبت کنید. میتوانید در مورد این صحبت کنید که:
– آیا تا به حال احساس کردهاید که کسی به شما توجه نمیکند؟
– هر یک از ما چه تواناییها و ویژگیهای مثبتی داریم که میتوانیم با استفاده از آنها به دیگران کمک کنیم؟
– چگونه میتوانیم نقش مفیدی در خانواده، مدرسه یا محله خود داشته باشیم؟
هدف از این گفتوگو این است که به اهمیت هر فرد و تأثیر مثبتی که میتواند داشته باشد، پی ببریم.
—
**پاسخ صفحه ۸۸: فعالیت در خانه**
در این بخش، از شما خواسته شده تا یک فعالیت عملی انجام دهید. باید یک کار خوب و مفید برای یکی از اعضای خانواده، دوستان یا همسایهها انجام دهید، بدون اینکه آن را به کسی بگویید یا منتظر تشکر و پاداشی باشید.
مثلاً میتوانید:
– در انجام کاری به یکی از اعضای خانواده کمک کنید.
– وسیلهای را که ریخته، بردارید.
– یک کار کوچک و محبتآمیز انجام دهید که باعث خوشحالی دیگری شود.
پس از انجام این کار، از شما خواسته شده تا احساس خود را در یک یا دو خط بنویسید. این فعالیت به شما کمک میکند تا لذت کمک کردن به دیگران بدون چشمداشت را تجربه کنید و ببینید که چگونه کارهای کوچک میتوانند روز دیگران را بسازند.
جواب گفت و گو کنید صفحه 86 و 87 تفکر و پژوهش ششم
در این انیمیشن چه مشاهده کردید؟
پاسخ: داستان در مورد یک تپه کوچک است که در کنار کوههای بلند و با ابهتی قرار دارد. تپه کوچک، کوههای اطراف را بسیار دوست دارد، اما آنها مدام او را مسخره میکنند. تپه کوچک سعی میکند سنگهای درخشانی که در درونش دارد را به آنها نشان دهد، اما باز هم مورد تمسخر قرار میگیرد.
تپه کوچک از این رفتار بسیار ناراحت میشود و سنگهایش را به سمتی پرتاب میکند. کوههای بزرگتر برای اذیت کردن او نقشه میکشند. آنها ابرهای زیادی را جمع میکنند و یک ابر بزرگ بارانزا میسازند، سپس آن را بالای سر تپه کوچک میبرند تا خیس شود.
شب هنگام، کوهها به خواب میروند، اما تپه کوچک نمیتواند بخوابد. در افکارش، خود را بزرگتر از همه کوهها میبیند و تمام ویژگیهای آنها را دارد. ناگهان صدایی توجه او را جلب میکند. متوجه میشود صدا از همان سنگ کوچکی است که پرتاب کرده بود.
سنگ را برمیدارد و زیر قطرههای آب میگیرد. در کمال تعجب، از سنگ آوای زیبایی شنیده میشود! وقتی میفهمد سنگش چقدر ارزشمند است، آن را میبوسد و دوباره در جایش قرار میدهد و با آرامش به خواب میرود.
صبح روز بعد، ابرها رفتهاند. تپه کوچک از خواب بیدار میشود و میبیند که بزرگ شده است و رویش پر از گیاه است. کوهها با تعجب به او نگاه میکنند و دوباره مسخرهاش میکنند که ناگهان حجم زیادی فندق روی سرشان میریزد؛ زیرا تپه کوچک رشد کرده و به یک درخت تنومند تبدیل شده بود!
عناصر مختلف این انیمیشن نماد چه چیزهایی بودند؟ پاسخ خود را توضیح دهید.
پاسخ: نفت، طلا و آتشفشان.
تفاوت اصلی تپه کوچک با کوههای دیگر چه بود؟ چرا این نظر را دارید؟
پاسخ: او از نظر اندازه بسیار کوچکتر بود و در نگاه اول به نظر نمیرسید چیز مهمی داشته باشد؛ چون هنوز ارزش درونی خود را کشف نکرده بود. اما کوههای دیگر از تواناییهای خود آگاه بودند.
در طول داستان، چه تغییراتی در تپه کوچک و کوههای بزرگ رخ داد؟ چرا این طور فکر میکنید؟
پاسخ: تپه کوچک به ارزش واقعی خود پی برد و تلاش کرد تا رشد کند. اما کوههای بزرگ در بیخبری ماندند، تا جایی که تپه کوچک آنقدر بزرگ شد که از همه آنها پیشی گرفت.
اگر کوهها و تپه کوچک نماد انسانها باشند، آیا در زندگی واقعی با چنین برخوردهایی روبرو شدهاید؟ تجربه خود را بیان کنید.
پاسخ: بر عهده دانش آموز است.
در این داستان، تپه کوچک در ابتدا خودش را به خوبی نمیشناخت. برای کسی که خودش را نشناسد، معمولاً چه مشکلاتی پیش میآید؟
پاسخ: ناامیدی، احساس ناراحتی، پیشرفت نکردن و مواردی از این قبیل.
جواب فعالیت در خانه 88 تفکر و پژوهش ششم
اگر از شما بپرسند چقدر با خودتان آشنا هستید، چه جوابی میدهید؟ چطور خودتان را معرفی میکنید؟
پاسخ: من خودم را تا حدی میشناسم، نه خیلی زیاد و نه خیلی کم. میدانم که نمیتوانم کارهای خیلی بزرگ انجام دهم یا بعضی کارها از توان من خارج است، اما مطمئنم که آدم دلسوز و مهربانی هستم و کمی هم باهوشم. دوست دارم در آینده به هدفم برسم. هدف من این است که پزشک شوم و بتوانم به مردم کمک کنم. همچنین میخواهم پدر و مادرم را که زحمت زیادی برای من کشیدهاند، خوشحال کنم، چون آنها برایم بسیار مهم و ارزشمند هستند.
آیا فکر میکنید این تعریف برای معرفی شما کافی و مناسب است؟
پاسخ: بله، من به خودم اطمینان دارم و تمام تلاشم را خواهم کرد.
آیا میدانید چه کسی هستید و به کجا میخواهید برسید؟
پاسخ: من علاقه زیادی دارم که خواننده شوم، اما مطمئن نیستم که به این آرزویم برسم. دیگران معمولاً مسخرهام میکنند و میگویند تو در چه شرایطی هستی و خوانندگی چه شرایطی! اما من به هر حال تلاش خودم را میکنم تا به آرزویم برسم، چون تنها راه همین است.








