**صفحه ۱۰۳**
**فعالیت نوشتاری (۱)**
**موضوع:** روزی که نمیخواهم تکرار شود.
**مقدمه:**
همه ما روزهای خوب و بد زیادی را در زندگی تجربه میکنیم. اما بعضی روزها آنقدر سخت و ناراحت کننده هستند که فقط یک بار هم برای یادآوری آن کافی است. من یک روز به خصوص در ذهن دارم که واقعاً دوست ندارم دوباره اتفاق بیفتد.
**بدنه:**
صبح آن روز با یک خبر ناگوار شروع شد. انگار تمام دنیا به یکباره روی سرم خراب شده بود. احساس میکردم هیچ چیز درست نمیشود. در طول روز، همه چیز طوری پیش رفت که انگار قرار بود بدتر شود. اشتباهات کوچک، حرف های ناخوشایند و اتفاقات ناگوار پشت سر هم رخ دادند. آن روز به من ثابت کرد که گاهی زندگی میتواند چقدر غیرقابل پیشبینی و سخت باشد. یاد گرفتم که چطور با احساس ناامیدی و شکست کنار بیایم، حتی اگر در آن لحظه بسیار دشوار بود.
**نتیجهگیری:**
با نگاه به گذشته، میبینم که از آن روز درس های زیادی گرفتم. اگرچه آن روز بسیار سخت بود، اما به من قدرت بیشتری برای روبرو شدن با مشکلات داد. با این حال، هنوز هم آرزو میکنم که آن روز هرگز تکرار نشود.
—
**صفحه ۱۰۴**
**فعالیت نوشتاری (۲)**
**موضوع:** اگر معلم بودم…
**مقدمه:**
همه ما در زندگی خود معلم هایی داشته ایم که روی ما تاثیر گذاشته اند. من همیشه فکر کرده ام که اگر جای معلم هایم بودم، چطور تدریس می کردم و با دانش آموزانم چگونه رفتار می کردم.
**بدنه:**
اگر من معلم بودم، سعی می کردم کلاس درس را به یک محیط شاد و پرانرژی تبدیل کنم؛ جایی که دانش آموزان با اشتیاق به آن بیایند. به جای اینکه فقط از روی کتاب درس بدهم، سعی می کردم با بازی، داستان و کارهای عملی، مطالب را به آن ها یاد بدهم. برایم مهم بود که به حرف ها و ایده های همه دانش آموزان گوش بدهم و به آن ها احترام بگذارم. سعی می کردم نقاط قوت هر کدام را پیدا کنم و به آن ها کمک کنم تا توانایی های خودشان را باور کنند. با دانش آموزانی که درس برایشان سخت است، با صبر و حوصله بیشتری برخورد می کردم.
**نتیجهگیری:**
به نظر من، معلم بودن فقط درس دادن نیست، بلکه ساختن آینده یک کشور است. اگر من معلم بودم، تمام سعی خودم را می کردم تا علاوه بر علم آموزی، انسان های خوب و با اخلاقی نیز تحویل جامعه بدهم.
—
**صفحه ۱۰۵**
**فعالیت نوشتاری (۳)**
**موضوع:** مقایسه زندگی در شهر و روستا
**مقدمه:**
زندگی در شهر و روستا هر کدام ویژگی ها و شرایط خاص خودشان را دارند. بعضی افراد زندگی پر هیاهوی شهر را دوست دارند و بعضی دیگر آرامش روستا را ترجیح می دهند.
**بدنه:**
زندگی در شهر شلوغ و پرسرعت است. در شهرها امکانات زیادی مانند بیمارستان های مجهز، دانشگاه های بزرگ، پارک های تفریحی و مراکز خرید متنوع وجود دارد. پیدا کردن شغل در شهرها معمولاً راحت تر است. اما از طرف دیگر، شهرها هوای آلودهتری دارند، ترافیک در آنها زیاد است و زندگی در آن ها هزینه بالایی دارد. همچنین، مردم شهرها اغلب به دلیل مشغله زیاد، کمتر با همسایه ها و اطرافیان خود ارتباط صمیمی دارند.
در مقابل، زندگی در روستا آرام و ساده است. در روستاها هوای پاک، مناظر طبیعی زیبا و آرامش بیشتری وجود دارد. مردم روستاها معمولاً با یکدیگر روابط نزدیک و صمیمی تری دارند. هزینه زندگی در روستاها کمتر است. اما روستاها معمولاً امکانات شهری مانند بیمارستان های بزرگ یا دانشگاه را ندارند و پیدا کردن شغل مناسب در آن ها می تواند سخت تر باشد.
**نتیجهگیری:**
در نهایت، انتخاب بین زندگی در شهر یا روستا به علاقه و شرایط هر فرد بستگی دارد. بعضی ها هیجان و امکانات شهر را دوست دارند و بعضی دیگر آرامش و سادگی روستا را ترجیح می دهند.
—
**صفحه ۱۰۶**
**خودارزیابی**
**۱. درست یا نادرست**
– نادرست
– درست
– نادرست
– درست
**۲. جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.**
– **الف)** مقایسهای
– **ب)** توصیفی
– **ج)** روایی
– **د)** استدلالی
—
**صفحه ۱۰۷**
**۳. کدام گزینه در مورد انشاهای این درس درست است؟**
– گزینه **الف** (در هر سه انشا، نویسنده از تجربههای شخصی خود استفاده کرده است.)
**۴. کدام گزینه در مورد انشاهای مقایسهای درست نیست؟**
– گزینه **ج** (در انشاهای مقایسهای، حتماً باید یک طرف مقایسه برنده شود.)
**۵. در یک بند توضیح دهید که در انشای مقایسهای، چگونه میتوانیم مقایسهای منصفانه داشته باشیم.**
برای اینکه یک مقایسه منصفانه داشته باشیم، باید سعی کنیم نکات مثبت و منفی هر دو طرف را به طور کامل و بی طرفانه بیان کنیم. نباید فقط خوبی های یک طرف و بدی های طرف دیگر را بگوییم. بهتر است برای هر ویژگی که از یک طرف می گوییم، ویژگی مشابه آن را در طرف دیگر نیز بررسی کنیم. این کار به خواننده کمک می کند تا بتواند قضاوت درست و منصفانه ای داشته باشد.

**عنوان درس: درس هشتم | موضوع: پاسخ تمرینها | پایه نهم**
در این بخش، پاسخ سوالات و تمرینهای درس هشتم را با هم بررسی میکنیم. هدف این است که مطالب درس را بهتر و عمیقتر بفهمیم.
برای هر فعالیت، یک پاسخ کامل و روشن ارائه شده است. این پاسخها به شما کمک میکنند تا ببینید چطور میتوانید به سوالات جواب دهید و نکات اصلی درس را مرور کنید.
سعی کنید قبل از نگاه کردن به پاسخها، خودتان روی سوالات فکر کنید. سپس پاسخ خود را با جواب کتاب مقایسه کنید تا نقاط قوت و ضعف خود را پیدا کنید. این کار باعث میشود یادگیری شما پایدارتر و قویتر شود.
جواب انشاء ها و تمرینات درس 8 نگارش نهم
راهنمای سریع صفحات:
پاسخ انشاها و تمرینات درس هشتم نگارش نهم
پاسخ فعالیتهای نگارشی صفحه ۱۰۳ درس هشتم نگارش نهم
پاسخ تمرینات صفحه ۱۰۴ درس هشتم نگارش نهم
پاسخ بخش بررسی و داوری صفحه ۱۰۵ نگارش نهم
پاسخ بخش درستنویسی صفحه ۱۰۶ درس هشتم نگارش نهم
پاسخ بخش حکایتنگاری صفحه ۱۰۷ درس هشتم نگارش نهم
پاسخهای درس هشتم نگارش نهم (صفحات ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۰۵، ۱۰۶ و ۱۰۷)
این بخش شامل پاسخ فعالیتهای نگارشی صفحه ۱۰۳، تمرینات صفحه ۱۰۴، بخش بررسی و داوری صفحه ۱۰۵، تمرینات درستنویسی صفحه ۱۰۶ و بخش حکایتنگاری صفحه ۱۰۷ از درس هشتم کتاب نگارش نهم میباشد.
درس هشتم: ویرایش نوشته
جواب فعالیت نگارشی صفحه 103 درس 8 نگارش نهم
با توجه به درخواست شما، متنی ساده و روان ارائه میشود:
لطفاً این متن را به طور کامل برایم بازنویسی کن. میخواهم یک نسخه جدید و کاملاً متفاوت از آن داشته باشم. سعی کن زبان آن ساده و قابل درک برای همه باشد. از واژههای روشن و ساده استفاده کن و متن را طوری بنویس که هر کسی بتواند آن را بفهمد. شکل کلی و مفهوم متن باید مانند متن اصلی باشد، اما از جملهبندیها و واژههای تازهای استفاده کن.
توجه: اگر در این متن، شعری، آیهای از قرآن، دعا یا متنی مقدس وجود دارد، آن قسمت را اصلاً تغییر نده و دقیقاً مثل خودش نگه دار. فقط قسمتهایی که توضیح یا تفسیر هستند و نیز متن معمولی را بازنویسی کن.
فقط متن بازنویسی شده را بنویس و هیچ توضیح دیگری اضافه نکن.
🔶 به نظر شما کدام قسمتهای نوشته زیر قابلیت ویرایش دارند؟ فقط آن بخشها را نام ببرید.

جواب صفحه 104 درس 8 نگارش نهم
یک شب، هواپیمایی کوچک با دو موتور در آسمان نیوجرسی در حال پرواز بود. ناگهان وسیلهای که اکسیژن هواپیما را تولید میکرد، با صدای بلندی ترکید.
در این هواپیما پنج نفر حضور داشتند: خلبان، دالایی لاما (که جایزه صلح نوبل را دریافت کرده است)، شکیل اونیل (بازیکن معروف بسکتبال)، بیل گیتس (مؤسس شرکت مایکروسافت) و یک نوجوان.
هواپیما در حال افتادن به سمت زمین بود که خلبان ناگهان خود را به قسمت مسافران رساند و فریاد زد: «آقایان، هواپیما در حال سقوط است و فقط چهار چتر نجات داریم که یکی از آنها هم متعلق به خودم است.» سپس در خروجی را باز کرد و با چترش از هواپیما بیرون پرید.
بعد از او، شکیل اونیل بلند شد و گفت: «آقایان، من معروفترین ورزشکار دنیا هستم. مردم جهان به قهرمانان ورزشی نیاز دارند؛ پس یکی از این چترها حق من است.» او یکی از سه چتر باقیمانده را سریع برداشت و از هواپیما بیرون پرید.
در ادامه، بیل گیتس با عجله برخاست و با نگرانی گفت: «من باهوشترین فرد روی زمین شناخته میشوم و دنیا به افراد باهوش نیاز دارد.» سپس یکی از چترها را برداشت و از هواپیما به پایین پرید.
حالا فقط یک چتر نجات باقی مانده بود. دالایی لاما و نوجوان، لحظهای به چهره یکدیگر نگاه کردند، اما سکوت کردند. سرانجام دالایی لاما گفت: «پسرجان، من عمر زیادی کردهام و از زندگی لذت بردهام، اما تو هنوز در آغاز راه هستی. چتر را بردار و نجات پیدا کن. من در هواپیما میمانم.»
اما نوجوان با آرامش لبخندی زد و گفت: «نگران نباشید، پدر. ما الان دو چتر نجات داریم. چون باهوشترین مرد دنیا، وقتی عجله داشت، کولهپشتی من را به اشتباه برداشت و با آن پرید!»
جواب نتیجه برسی و داوری صفحه 105 نگارش نهم
با توجه به درخواست شما، متنی که ارائه دادید شامل دستورالعمل برای بازنویسی است و نه یک متن اصلی برای ویرایش. بنابراین، امکان بازنویسی آن وجود ندارد.
لطفاً متن اصلی مورد نظر خود را برای بازنویسی ارسال کنید.

پاسخ: این نوشته از پیش آماده شده است. نشانههای نگارشی در آن به درستی رعایت شده و هیچ گونه اشتباه املایی ندارد. به اصول درستنویسی توجه شده و با خطی زیبا و خوانا نوشته شده است. همچنین متن به گونهای است که به راحتی و با شیوایی قابل خواندن میباشد.
جواب درست نویسی صفحه 106 درس هشتم نگارش نهم
پس از انجام تکالیف زیاد ریاضی، مشغول خواندن شعر شدم.
به دلیل طولانی شدن سرمای زمستان امسال، فرارسیدن بهار با تأخیر همراه شد.
جواب حکایت نگاری صفحه 107 درس هشتم نگارش نهم
فردی برای دیدن دوست بیمارش به خانه او رفت. او مدت زمان زیادی آنجا نشست و شروع به تعریف خاطرات و صحبتهای مختلف کرد. در پایان از بیمار پرسید: «چه دردی داری که اینطور ناله میکنی؟»
بیمار پاسخ داد: «درد من از نشستن طولانی و حرفزدن بیوقفه توست.»
این داستان کوتاه به ما یادآوری میکند که هر کاری زمان و جای مناسب خود را دارد. وقتی به عیادت بیمار میرویم، باید مراقب باشیم که با صحبتهای بیجا و طولانی، باعث خستگی و آزار او نشویم.
در زندگی نیز باید موقعیتها را درک کنیم و متناسب با شرایط رفتار کنیم. همانطور که در مجلس عزاداری شوخی نمیکنیم، در زمان شادی نیز نباید بیجهت غمگین باشیم.
با درک احساسات دیگران و رفتار مناسب در هر موقعیت، میتوانیم ارتباط بهتری با اطرافیان داشته باشیم و از رنجاندن آنان پرهیز کنیم.








