**پاسخ درس دوم هدیههای آسمان چهارم ابتدایی**
**صفحه ۱۸ و ۱۹: درک مطلب**
پاسخ سوالات این صفحات به این صورت است:
* پیام اصلی این درس این است که خداوند در همه جا حضور دارد و از تمام کارهای ما، حتی کوچکترین آنها، با خبر است. ما هرگز تنها نیستیم.
* وقتی کسی بداند که خدا همیشه ناظر اوست، سعی میکند کارهای خوب انجام دهد و از انجام کارهای بد خودداری کند. این نگاه، مانند یک محافظ درونی عمل میکند.
* احساس حضور خداوند میتواند در موقعیتهای مختلف به ما کمک کند. برای مثال، وقتی میترسیم با یاد خدا آرامش پیدا میکنیم، یا وقتی میخواهیم کاری را انجام دهیم، مراقب هستیم که رضایت خدا را جلب کنیم.
**صفحه ۲۰: فعالیت کلاسی**
در این بخش، دانشآموزان باید درباره این موضوع گفتوگو کنند که اگر همیشه به یاد داشته باشیم خدا ما را میبیند، رفتارمان چگونه خواهد بود. برای نمونه:
* در نبود پدر و مادر، از وسایل خانه به درستی استفاده میکنیم.
* اگر پول یا وسیلهای روی زمین پیدا کنیم، آن را به صاحبش برمیگردانیم.
* در مدرسه، وقتی کسی بر ما نظارت ندارد، باز هم قوانین را رعایت میکنیم.
* به دیگران قول نمیدهیم که نتوانیم به آن عمل کنیم.
**صفحه ۲۱: کامل کنید**
جمله زیر باید با توجه به مفهوم درس کامل شود:
“اگر باور داشته باشیم که خدا در همه حال ما را میبیند، سعی میکنیم کارهای **خوب و پسندیده** انجام دهیم و از کارهای **نادرست و زشت** دوری کنیم.”

در این درس، با داستان زندگی یکی از بزرگترین دانشمندان و ریاضیدانان ایران و جهان، یعنی خواجه نصیرالدین طوسی آشنا میشویم. او در زمان حمله سپاه مغول به ایران زندگی میکرد. در آن دوران، بسیاری از کتابهای علمی و کتابخانهها در آتش خشم و غارت دشمنان سوختند.
خواجه نصیرالدین طوسی، با هوش و درایت خود، نه تنها جان بسیاری از دانشمندان را نجات داد، بلکه توانست اعتماد فرمانده مغول، هلاکوخان را به دست آورد. او هلاکوخان را متقاعد کرد که به جای نابودی مراکز علمی، از آنها حمایت کند. به لطف تلاشهای خواجه نصیر، رصدخانه مراغه ساخته شد که در زمان خود یکی از پیشرفتهترین مراکز علمی دنیا بود. در این رصدخانه، دانشمندان بسیاری گرد هم آمدند و به مطالعه ستارگان و علوم مختلف پرداختند.
این درس به ما میآموزد که چگونه میتوان در سختترین شرایط، با دانش و خرد، از فرهنگ و علم حفاظت کرد و حتی آن را گسترش داد. خواجه نصیرالدین طوسی نشان داد که یک فرد میتواند با رفتار عاقلانه و استفاده از فرصتها، بر مشکلات بزرگ غلبه کند و خدمت بزرگی به جامعه بشریت انجام دهد.
گام به گام درس دوم هدیه های آسمانی چهارم دبستان
انتخاب صفحه مورد نظر:
راهنمای درس دوم هدیه های آسمانی کلاس چهارم
پاسخ سوالات “برایم بگو” صفحه ۱۸ هدیه چهارم
پاسخ سوالات “بگرد و پیدا کن” صفحه ۱۸ هدیه چهارم
پاسخ سوالات “گفت و گو کنید” صفحه ۱۹ هدیه چهارم
پاسخ سوالات “ببین و بگو” صفحه ۲۰ هدیه چهارم
پاسخ سوالات “ایستگاه فکر” صفحه ۲۱ هدیه چهارم
راهنمای هدیه های آسمانی کلاس چهارم / درس دوم: کودکی بر آب
جواب برایم بگو صفحه 18 هدیه چهارم
**از زبان حضرت موسی (علیه السلام):**
من در زمانی به دنیا آمدم که فرعون، پادشاه مصر، فرمان داده بود هر پسر نوزادی از قوم بنیاسرائیل را کشته شوند. مادرم برای نجات جانم، مرا در یک جعبه گذاشت و روی رودخانه نیل رها کرد. جعله به سمت قصر فرعون حرکت کرد. فرعون و همسرش آسیه، که در کنار رودخانه قدم میزدند، مرا دیدند. آسیه که خودش بچهای نداشت، به من دلبستگی پیدا کرد و فرعون را راضی کرد تا مرا به فرزندی قبول کنند. اینگونه بود که به خواست خدا، از مرگ نجات یافتم.
**از زبان آسیه:**
من آسیه، همسر فرعون هستم. سالها آرزو داشتم مادر شوم. یک روز که با فرعون کنار رودخانه نیل راه میرفتیم، جعلهای را روی آب دیدیم که به سمت ما آمد. داخل آن یک نوزاد پسر بود. فرعون فریاد زد: “این بچه را بکشید! شاید همان کسی باشد که سلطنت مرا نابود میکند.” اما من که محو زیبایی کودک شده بودم، به فرعون گفتم: “او را نکش. او میتواند مایه روشنی چشمان ما باشد.” حرفهای من روی او اثر کرد و قبول کرد که او را به عنوان فرزند خود بزرگ کنیم. بالاخره به لطف خدا، صاحب یک فرزند شدم.
**از زبان خواهر موسی:**
در زمان حکومت فرعون بر مصر، مادرم یک پسر به دنیا آورد. پیشگوها به فرعون گفته بودند که نوزاد پسری متولد خواهد شد که تاج و تخت او را از بین میبرد. به همین دلیل، فرعون دستور داده بود همه پسرهای تازه متولد شده را بکشند. مادرم با اعتماد به خدا، برادرم را در جعلهای گذاشت و آن را روی رودخانه نیل رها کرد. من از کنار رودخانه، جعله را دنبال کردم. جعله به محل فرعون و همسرش آسیه رسید. برادرم گرسنه بود و گریه میکرد. فرعون دستور داد زنهای زیادی برای شیر دادن به او بیایند، اما او شیر هیچکدام را نخورد. من که شاهد این صحنه بودم، جلو رفتم و گفتم: “اگر بخواهید، میتوانم زنی را معرفی کنم که از این کودک نگهداری کند و به او شیر بدهد.” این خبر به آسیه رسید و او مادرم را به قصر دعوت کرد. وقتی برادرم را در آغوش مادرم گذاشتند، آرام شد.
جواب بگرد و پیدا کن صفحه 18 هدیه چهارم
حضرت موسی ـ علیه السلام ـ از پیامبران بزرگ الهی است. خداوند او را مأمور کرد تا با فرعون مقابله کند و مردم بنیاسرائیل را راهنمایی نماید. هنگامی که موسی به پیامبری برگزیده شد، آسیه نیز به او ایمان آورد. فرعون وقتی از این موضوع باخبر شد، بسیار خشمگین شد و آسیه را تهدید کرد که از عقیدهاش برگردد؛ اما آسیه در ایمان خود پابرجا ماند.
این زن باایمان، از برترین زنان جهان است. او تا آخرین لحظهی زندگی در برابر ستم فرعون مقاومت کرد و با شهامت از دنیا رفت. آسیه به همه مردان و زنان مؤمن نشان داد که نباید از مبارزه با ستمگران بترسند. خداوند در قرآن این زن نیکوکار را به عنوان الگویی برای مؤمنان معرفی میکند.
با توجه به درس و متن بالا مشخص کنید هر کدام از مطالب قسمت (الف) با کدام مطلب قسمت (ب) ارتباط دارد.

در کتاب هدیه های آسمان پایه چهارم، صفحه ۱۹، از تو خواسته شده است که به دنبال پاسخ سوال بگردی و آن را پیدا کنی.
جواب گفت و گو کنید صفحه 19 هدیه چهارم
خدای مهربان در همه حال، پشتیبان و حامی انسانهای نیکوکار است. به نظر شما در داستان «کودکی بر آب»، چه قسمتهایی نشان میدهد که خدا از آدمهای خوب حمایت میکند؟
پاسخ:
آن قسمت که مادر، کودکش را به رودخانه سپرد، و زمانی که بچه به سلامت به ساحل رسید و فرعون و آسیه او را به عنوان فرزند خود پذیرفتند.
جواب ببین و بگو صفحه 20 هدیه چهارم
کدام عکس به کدام بخش از داستان کودکی حضرت موسی – علیه السلام – مربوط میشود؟ لطفاً آنها را به ترتیب اتفاقات زندگی ایشان مرتب کنید.

پاسخ: آیه به ترتیب داستان را بیان میکند:
نترس و اندوهگین نباش؛ ما کودک تو را باز میگردانیم.
برادرت را دنبال کن و چشم از ا بر ندارد!
این کودک میتواند نور چشم من و تو باشد. او را نکش.
همراه درس
Hamgamdars.com
جواب ایستگاه فکر صفحه 21 هدیه چهارم
این نقاشیها بخشهایی از زندگی حضرت موسی (علیه السلام) را به تصویر کشیدهاند. داستان آنها را در زیر میخوانید:
**تصویر شماره ۱:**
زمانی که سپاه دشمن به حضرت موسی (ع) و همراهانش نزدیک شد، ایشان به فرمان خداوند عصای خود را به رودخانه زد. در این لحظه، آب از هم شکافت و راهی برای نجات آنان پدید آمد تا بتوانند از میان آب عبور کنند و از دست ستمگران در امان بمانند.
**تصویر شماره ۲:**
حضرت موسی (ع) به دستور خدا، عصای خود را در برابر جادوگران فرعون به زمین انداخت. ناگهان عصا به اژدهای بزرگی تبدیل شد و همگان را شگفتزده کرد.
**تصویر شماره ۳:**
در دوران کودکی حضرت موسی (ع)، مادرش از ترس دشمنان، او را درون صندوقی گذاشت و به رود سپرد. به اراده خدا، مأموران فرعون او را از آب گرفتند و فرعون و همسرش، وی را به عنوان فرزند خود پذیرفتند.








