پاسخ تمرینهای درس اول کتاب نگارش پایه هفتم (صفحات ۱۶، ۱۷، ۲۰ و ۲۱)
**پاسخ صفحه ۱۶ و ۱۷:**
**فعالیت شماره ۱ (درک متن):**
پس از خواندن داستان «سفر شکوفایی»، به این پرسشها پاسخ دهید:
۱. شخصیت اصلی داستان که بود و چه آرزویی داشت؟
* شخصیت اصلی داستان، جوانی بود که آرزو داشت در زندگی به موفقیت و کمال برسد.
۲. او برای رسیدن به آرزویش چه کرد؟
* او برای رسیدن به آرزویش، سفر طولانی و سختی را آغاز کرد تا نزد استادی دانا برود.
۳. استاد از او چه خواست؟
* استاد از او خواست که یک گلدان بسیار زیبا اما خالی را پر از سنگهای کوچک کند.
۴. وقتی جوان گلدان را پر از سنگ کرد، استاد چه پرسید و جوان چه پاسخی داد؟
* استاد پرسید: «آیا گلدان کاملاً پر شده است؟» و جوان با اطمینان پاسخ داد: «بله، کاملاً پر شده است.»
۵. سپس استاد چه کرد؟
* سپس استاد مقداری شن آورد و آن را داخل گلدان ریخت. شنها در فضاهای خالی بین سنگها جای گرفتند.
۶. این کار چند بار تکرار شد؟
* این کار دو بار دیگر نیز تکرار شد. بار دوم استاد مقداری ماسه به درون گلدان اضافه کرد که فضای بین شنها را پر کرد و بار سوم مقداری آب ریخت که ماسهها را در خود غرق کرد.
۷. منظور استاد از این آزمایش چه بود؟
* منظور استاد این بود که زندگی ما مانند این گلدان است. باید اولویتهای اصلی و بزرگ زندگی (سنگهای بزرگ) مانند خانواده، سلامتی و ارزشهای اخلاقی را اول قرار دهیم. اگر ابتدا زمان خود را با کارهای کوچک و کماهمیت (شن و ماسه) پر کنیم، جایی برای امور مهم و اساسی باقی نمیماند.
**پاسخ صفحه ۲۰ و ۲۱:**
**فعالیت شماره ۲ (واژهسازی):**
کلمات زیر را در جدول قرار داده و برای آنها معنی بنویسید:
| **کلمه** | **معنی** |
| :— | :— |
| شکوفایی | رشد کردن، به بار نشستن، رسیدن به کمال |
| کمال | بهترین حالت ممکن، بینقصی |
| گلدان | ظرفی برای کاشتن گل و گیاه |
| آزمایش | آزمون، امتحان |
| اولویت | چیزی که اهمیت و urgency بیشتری دارد |
**فعالیت شماره ۳ (جملهسازی):**
با چهار کلمه از کلمات بالا، جملههای کامل و زیبا بنویسید.
۱. آموزش و پرورش به شکوفایی استعدادهای دانشآموزان کمک میکند.
۲. هیچ انسانی به دنبال کمال مطلق نیست، اما باید برای پیشرفت دائمی تلاش کند.
۳. مادرم در گلدانِ سفالی، گلهای زیبایی کاشته است.
۴. سلامتی و خانواده باید اولین اولویتهای زندگی هر فرد باشند.
**فعالیت شماره ۴ (درستنویسی):**
جملات زیر را با دقت بخوانید و اگر غلط املایی دارند، آنها را درست کنید.
* او بر روی **صندلی** نشست. (درست است)
* این ماجرا **شیرین** و جالب بود. (درست است)
* من این کتاب را **میخوانم**. (درست است: میخوانم)
* هوا **سرد** شده است. (درست است)

**عنوان درس:** درس اول نگارش پایه هفتم – برنامهریزی برای نوشتن
**موضوع:** آموزش مرحلهای
برای نوشتن یک متن خوب، باید از قبل برنامه داشته باشیم. درست مثل وقتی که میخواهیم به سفر برویم و برای آن نقشه میکشیم، برای نوشتن هم لازم است نقشهای در ذهن خود طراحی کنیم.
اولین قدم این است که **موضوع** خود را مشخص کنیم. باید بدانیم قرار است در مورد چه چیزی بنویسیم.
بعد از انتخاب موضوع، نوبت به **ایدهپردازی** میرسد. تمام فکرها و ایدههایی که به ذهنمان میرسد را یادداشت میکنیم. لازم نیست در این مرحله به ترتیب یا زیبایی جملات فکر کنیم؛ فقط ایدهها را روی کاغذ میآوریم.
سپس، ایدهها را **مرتب** میکنیم. آنها را به ترتیب منطقی میچینیم تا متن ما نظم داشته باشد.
در مرحله بعد، نوشته را **پیشنویس** میکنیم. یعنی تمام جملات را با توجه به ایدههای مرتبشده، مینویسیم.
در پایان، نوشته خود را **ویرایش** میکنیم. آن را با دقت میخوانیم و اگر جایی نیاز به اصلاح داشت، آن را درست میکنیم. شاید بعضی کلمات را تغییر دهیم یا جملات را زیباتر کنیم.
با این روش، میتوانیم متنی منظم و روان بنویسیم که برای دیگران نیز قابل درک و جذاب باشد.
گام به گام درس اول نگارش هفتم
منوی دسترسی سریع:
راهنمای کامل درس اول نگارش هفتم
پاسخ تمرینات صفحه ۱۶ نگارش هفتم
پاسخ انشاهای صفحه ۲۰ نگارش هفتم
انشا درباره فصل پاییز برای نگارش هفتم
انشا درباره حیاط مدرسه برای نگارش هفتم
انشا درباره روزی که دوست دارم تکرار شود برای نگارش هفتم
بررسی و ارزیابی صفحه ۲۱ درس اول نگارش هفتم
پاسخ تمرینات املایی صفحه ۲۲ درس اول نگارش هفتم
پاسخ تمرینات صفحات ۲۳ و ۲۴ درس اول نگارش هفتم
راهنمای گام به گام نگارش هفتم / درس اول: اصول نوشتن / پاسخ سوالات صفحه ۱۶ نگارش هفتم، موضوع انشا صفحه ۱۷ پایه هفتم، پاسخ صفحات ۲۰، ۲۱، ۲۲، ۲۳ و ۲۴ درس اول نگارش هفتم
جواب صفحه 16 نگارش هفتم
مرحله اول برای برنامهریزی سفر نوشتن، این است که ذهن خود را دستهبندی کنیم. این کار در واقع ساختار فکر و اثر نوشتاری ما را مشخص میکند. در نمودار زیر، مسیر کلی و گامهای این سفر را مشاهده میکنید.

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر، روی آن کلیک کنید.
| بخش موضوع | زبان های ما |
| بخش آغازین | زبان، عامل پیوند با دیگران، پیام دادن و گفتوگو است. اکنون اگر از شما بپرسند «چند زبان داریم؟» جواب خواهید داد: «خب معلوم است یک زبان». اما با کمی تأمل، درمی یابیم که از راه های دیگر هم می توانیم پیام بدهیم و با دیگران سخن بگوییم. |
| بخش میانی | ما افزون بر این زبان، یعنی زبانی که با آن حرف می زنیم، زبان های دیگری هم داریم؛ مثلاً وقتی از دور یکی از دوستانمان را می بینیم و برایش دست تکان می دهیم در واقع بدون آنکه سخنی بر زبان آوریم، با او ارتباط برقرار می کنیم، سلام می کنیم و احوالش را می پرسیم. هنگامی که مُبصِر کلاس انگشتش را روی لب و بینی اش می گذارد، در واقع به دانش آموزان یادآوری می کند که ساکت باشند و نظم کلاس را بر هم نزنند. به کمک دیگر اعضای بدن هم می توانیم، پیامی را به دیگران بفهمانیم؛ مثل حرکت سر، چشم، ابرو و… به این زبان ها، «زبان های بدن» می گویند. |
| بخش پایانی | بنابراین، اگر زبان های بدن خود را خوب بشناسیم و به موقع آن ها را به کار بگیریم، با دیگران ارتباط موثرتری خواهیم داشت. |
جواب انشا های صفحه 20 نگارش هفتم
اکنون از میان موضوعهای پیش رو، یکی را برگزینید. پیش از هر چیز، چند دقیقه دربارهی آن فکر کنید و اجازه دهید ایدهها در ذهنتان جان بگیرند. پس از آن که نقشهای از آنچه میخواهید بنویسید در ذهن شما شکل گرفت، قلم به دست بگیرید و سفر نوشتن را آغاز کنید.
انشاء در مورد پاییز نگارش هفتم
به نام خداوند مهربان که این همه زیبایی را آفریده است. این نوشته را با نام او آغاز میکنم.
من عاشق فصل پاییز هستم. یکی از دلایلش این است که مدرسهها در این فصل باز میشوند. من دوباره دوستانم را میبینم، با آنها بازی میکنم و درس خواندن را برای ساختن آیندهام شروع میکنم. شاید بعضیها از شروع مدرسه خوشحال نباشند و ترجیح بدهند همیشه در خانه بازی و استراحت کنند، اما بعد از چند وقت حوصلهشان سر میرود و دلتنگ دیدار دوستان و معلمهای مهربان میشوند.
دلیل دیگر علاقهام به پاییز، زیبایی بینظیر این فصل است. برگهایی که در بهار و تابستان سبز بودند، حالا به رنگهای زرد، نارنجی، قرمز و قهوهای درمیآیند. همهجا رنگارنگ و چشمنواز میشود. وقتی به پارک میرویم، هر درخت رنگی به خود گرفته و منظرهای زیبا پدید آورده است.
پاییز فصل خوراکیهای خوشمزه هم هست. میوههایی مثل خرمالو، لیموشیرین، پرتقال و انار در این فصل به بازار میآیند. مادرم گاهی انارها را دانه میکند، روی آنها کمی گلپر و نمک میپاشد و در کاسههای کوچک برایمان میآورد که بسیار خوشمزه است. همینطور در پاییز، فروشندهها روی گاریهایشان لبوهای شیرین و داغ میفروشند. من گاهی با دوستانم لبو میخریم و در راه خانه با هم میخوریم که لذت زیادی دارد.
من به خاطر بارانهای پاییزی هم این فصل را دوست دارم. عاشق این هستم که در روزهای بارانی زیر باران بازی کنم. البته باید مراقب باشیم تا سرما نخوریم. اما حتی اگر مریض شویم، مادر برایمان سوپ گرم و شلغم میپزد و ما کنار بخاری میخوابیم تا حالمان بهتر شود.
هوای پاییز هم بسیار مطبوع است؛ نه زیاد گرم است و نه زیاد سرد. به همین خاطر میتوانیم راحت در حیاط، پارک یا خیابان بازی کنیم تا وقتی که خسته شویم.
پاییز با همه زیباییها، لحظههای خوب و خوراکیهای لذیذش، فصل مورد علاقه من است و همیشه منتظرش میمانم. در این فصل، خدا را به خاطر همه این نعمتهای زیبا شکر میکنم.
انشا در مورد حیاط مدرسه نگارش هفتم
خاطرات شیرین و تلخ ما همیشه با جایی گره خورده که سالهایی از عمرمان را در آن سپری کردهایم. جایی که برای اولین بار، قدم به دنیای دانش نهادیم و راه پیشرفت را آغاز کردیم.
حیاط مدرسه، گاهی آرامبخش و گاهی پر از دلهرهترین لحظههای دوران تحصیل ما بوده است. همان جایی که در آن راه میرفتیم، درس میخواندیم، بازی میکردیم، میخندیدیم و گاهی هم از شدت شوق، وقتی نمرههای خوب میگرفتیم، اشک شوق میریختیم. حیاط مدرسهی ما پر از درختان صنوبر و کاج است که زیر سایهی آنها با دوستانمان داستانهایمان را به اشتراک میگذاریم.
یک زمین فوتبال هم دارد با دروازههایی که همیشه چندین دانشآموز مشغول بازی هستند و توپ را به این سو و آن سو میبرند؛ گاهی میخندند و گاهی بحثشان میشود. زمین والیبال هم با توری که همیشه تیم مدرسه روی آن تمرین میکند تا برای مسابقات منطقه آماده شود.
حیاط مدرسهی ما گلهای تازهشکفتهای دارد که هر کدام عطر و بوی خاص خودشان را دارند؛ عطر نوجوانی! این گلها روزی باز میشوند و هرکدام به راهی میروند تا سازندگان فردای این سرزمین باشند. بله، این گلها همان دانشآموزانی هستند که هر سال، گروهی از آنان با مدرسه خداحافظی میکنند و گروهی تازه به آن وارد میشوند.
بیایید همیشه از مدرسه و حیاطش نگهداری کنیم تا در آینده نیز این فضا پر از انرژی مثبت و طراوت باشد.
انشا در مورد روزی را که دوست دارم، تکرار شود نگارش هفتم
بعضی از روزهای زندگی آنقدر زیبا و شیرین هستند که دوست داری بارها و بارها تکرار شوند. انگار طعم خوبشان زیر زبانت میماند و هر بار که به یادشان میافتی، یک لبخند آرام روی لبهات مینشیند.
یکی از آن روزهای به یاد ماندنی برای من، روزی است که مادربزرگ و پدربزرگم به سفر زیارتی کربلا رفتند. آن روز، خانه مادربزرگ پر از شور و شوق بود. همه در تکاپو بودند تا کارها مرتب و به موقع انجام شود. وقتی زمان بازگشتشان رسید، همه فامیل و آشنایان با دستهگل به استقبالشان رفتیم. مادربزرگ با دستهای پرمهر و چروکیدهاش که بوی خوش گلاب میداد، سرم را نوازش کرد و پدربزرگ مرا در آغوش گرفت. این محبت آنها قلب مرا سرشار از شادی کرد.
بعد از آن، همه با هم به خانه برگشتیم. آن شب، سفرهای برای خیرات پهن شد و حال و هوای خانه، لبخند را بر لب همه نشانده بود. من هم همراه بقیه بچهها، با این که سنوسال چندانی نداشتیم، سعی کردیم در کارها کمک کنیم. دوست داشتیم در این کار نیک و این فضای خوب، سهمی هرچند کوچک داشته باشیم تا مادربزرگ و پدربزرگ به نوههایی مثل ما افتخار کنند.
راستی که داشتن مادربزرگ و پدربزرگ، نعمتی بزرگ و دلنشین است. من همیشه از این که چنین مادربزرگ و پدربزرگی دارم، خوشحالم و به خودم میبالم.
همیشه باید قدر روزهای خوب و آدمهای اطرافمان را بدانیم. چون ممکن است زمانی چشمانمان را باز کنیم و ببینیم آن روزها و آن آدمها دیگر کنارمان نیستند و هیچوقت تکرار نمیشوند. پس هوشیار باشیم و قدر یکدیگر را بدانیم.
نتیجه بررسی و داوری صفحه 21 درس اول نگارش هفتم
یکی از نوشتههای اعضای گروه را انتخاب کنید و آن را بر اساس معیارهای زیر بررسی و تحلیل نمایید.

انشای دوستم از نظر بخشهای اصلی مانند مقدمه، بدنه و نتیجهگیری، بسیار خلاصه و کمجزئیات بود. برخی از کلمات به صورت نادرست نوشته شده بودند و از علامتهای نگارشی بهجز نقطه استفاده نشده بود. با این حال، متن بهطور کلی خوانا و قابل درک بود و قواعد دستور زبان در آن رعایت شده بود.
جواب درست نویسی صفحه 22 درس اول نگارش هفتم
هر کسی که به شهر میآید، میپرسد: “چه خبر؟”
تا زمانی که خودت تغییر نکنی، نمیتوانی باعث تغییر دیگران بشوی.
جواب صفحه 23 و 24 درس اول نگارش هفتم

در شهرها و روستاهای ایران که هوای پاک و خوبی دارند، مردم به کشاورزی و کار در مزارع مشغول هستند.
آنچه در عکس میبینیم، یک خانهٔ روستایی ساده و دلباز است که با سنگ ساخته شده و پنجرههای چوبی دارد. این پنجرهها رو به کوه و درختان سرسبز باز میشوند و نشان میدهند که اینجا هوای تمیز و طبیعت زیبایی وجود دارد. در این تصویر دختران و پسران را میبینیم که با همکاری و کمک به یکدیگر، با علاقه در زمین کشاورزی کار میکنند. پسرها که توان بدنی بیشتری دارند، زمین را شخم میزنند و دخترها با دستان ظریفشان به کاشت نهال و آبیاری گیاهان مشغولند. همه با نظم و همدلی کار میکنند تا در پایان، محصول خوبی به دست آورند.
هدف آنها این است که با فروش یا استفاده از این محصولات، زندگی خود را بگذرانند و کمکی هرچند کوچک به خانواده خود کنند تا شادی و رضایت را به خانهشان بیاورند.
از این تصویر زیبا درمییابیم که کار گروهی چقدر شیرین و لذتبخش است. ما نیز باید با همکاری و همراهی دوستانمان، در مسیر پیشرفت و آبادانی کشور گام برداریم و سهمی هرچند کوچک در جامعه خود داشته باشیم.








