
ریال افعی تهران
- کارگردان : سامان مقدم
- تهیهکننده : جواد فرحانی
- نویسنده : پیمان معادی
- بازیگران : پیمان معادی _ سحر دولتشاهی _ آزاده صمدی _ مریلا زارعی _ پژمان جمشیدی _ تورج اصلانی _ بهادر مالکی _ مهسا حجازی _ احسان منصوری _ بابک ملک زاده _ ماهور نعمتی
- با حظور افتخاری : مهران مدیری _ هومن سیدی _ امین حیایی _ سروش صحت _ رضا یزدانی
سریال افعی تهران چند قسمت است ؟ 14 قسمت
خرید و دانلود قانونی سریال افعی تهران
قسمت اول – قسمت دوم – قسمت سوم – قسمت چهارم – قسمت پنجم – قسمت ششم – قسمت هفتم
قسمت هشتم – قسمت نهم – قسمت دهم – قسمت یازدهم – قسمت دوازدهم – قسمت سیزدهم
خلاصه سریال افعی تهران
افعی تهران یک قاتل زنجیره ای است که مردهای مرتکب به گناه نابخشودنی کودک آزاری را با سمی خاص به قتل میرساند.
پلیس که برای دستگیر این قاتل زنجیره ای درمانده شده است از آرمان بیانی ، یک کارگردان و نقد کننده سینما که قصد ساخت فیلم اولش را دارد درخواست میکند این سریال را کارگردانی کند ، شاید با این دام افعی تهران خودش را نشان دهد . بعد ها مشخص میشود که چرا مجوز ساخت این سریال را در دستان یک کارگردان فیلم اولی گذاشتند.
این فیلم بیشتر زندگی نامه خود آرمان بیانی را روایت میکند تا افعی تهران،کسی چه میداند شاید خود آرمان افعی تهران باشد!
معرفی شخصیت های سریال افعی تهران
آرمان بیانی : پیمان معادی ستارهِ درخشندهِ فیلمنامه های جنایی در نقش ارمان بیانی ، نویسنده و کارگردان سریال افعی تهران است . در زندگی شخصی اش مشکلات بسیاری وجود دارد.
مژگان مشتاق : سحر دولتشاهی در نقش مژگان مشتاق ، تراپیست آرمان که در جهت حل مشکلات و شکاف های روحی آرمان تلاش میکند .
الهه : آزاده صمدی در نقش الهه ، همسر سابق پیمان که درحال حاضر در کیش سکونت دارد و بخاطر بابک مجبور است با آرمان در ارتباط باشد.
بابک : ماهور نعمتی در نقش بابک ، پسر آرمان و الهه.
مرضیه امینی : مریلا زارعی در نقش مرضیه امینی ، در کودکی دچار حادثه تلخِ کودک آزاری شده و حالا مرتکب به چندین قتل شده که تمامی مقتولان کودک آزار بوده اند ، او بعنوان افعی تهران دستگیر شده است.
یاور بیانی : احسان منصوری در نقش یاور بیانی پدرِ آرمان ، آرمان تا به این سن پدرش را مسبب تمامی آسیب های روحی خود و درجا زدن هایش میداند.
مونا : مهسا حجازی در نقش مونا، همسر دوم یاور که حالا در فیلم آرمان بعنوان بازیگر ایفای نقش میکند تا آرزوی یاور را براورده کند.
مادر آرمان : پریسا صبور نژاد در نقش مادر آرمان ، با زیاده خواهی اش نه میگذارد یاور بماند و برای آرمان پدری کند و نه خودش مادری میکند .
ادامه مطالب حاوی اسپویل است ، با ” مجله آدینوشاپ ” همراه باشید.
بالاخره نوبتی هم باشه نوبتِ سریالِ مورد علاقه من هست، سریال بی نظیر “ افعی تهران ” با ژانر اجتماعی_ جنایی که به طرز غیر قابل وصفی ذره ذره تاثیر و عوارض طلاق والدینی که بی رحم هستند بر روی فرزندشان و نابودی زندگی شخصی و اجتماعی و آینده پریشانش را به تصویر میکشد.
سریال به آرامی اما با حفظ هیجان و نشان دادن جزئیات به طرز عالی جلو میرود .
سکانس اول سریال افعی تهران
در حوالی تهران قتلی رخ داده ، مقتول به طرز عجیبی کشته شده و جنازه در کنار جاده رها شده ! پلیس درحال تجسس است که در همین حین آرمان بیانی ( پیمان معادی) خودش را به صحنه میرسند و با یکی از مامور ها شروع به صحبت میکند و سوالهایی میپرسد و تند تند جزئیات را یاد داشت میکند ، در بدو ورود به صحنه جرم میپرسد : ” باز هم کار افعی تهران بوده؟ ”
در همین ابتدا متوجه میشویم افعی تهران که اسم فیلم احتمالا زندگینامه این فرد است یک قاتل سریالی است که تمامی مقتول های خود را با سمی خاص به قتل میرساند .
در همین حین بازرس اصلی پرونده به سراغ ارمان می آید و دومین مکالمه مهم سریال صورت میگیرد :
بازرس ” مگه نگفتم یه بار دیگه اینجا پیدات نشه؟!”
آرمان ” آخه من فیلم سازم ، راجب این قاتل دارم فیلم میسازم ، کجا تحقیق کنم اگر اینجا نیام!”
+ ” کدوم فیلم آقا؟ نه ما نه بالادستی ها اجازه ساخت همچین فیلمی رو نمیدن. ”
در همین سکانس کوتاه در ابتدای سریال دوشخصیت اصلی سریال به ما معرفی میشود
۱_ افعی تهران که یک قاتل سریالی است
۲_آرمان بیانی فیلم نامه نویس و فیلم ساز که برخلاف مخالفت های پلیس در صدد جمع آوری اطلاعات درمورد افعی تهران است بلکه بتواند فیلمش را بسازد!
سکانس دوم سریال افعی تهران
سکانس دوم سریال در اتاق مشاوری به نام خانم دکتر مژگان مشتاق تصویر برداری میشود.
خانم دکتر با خواندن مشخصات آرمان،دراصل شرایط او را بیشتر به بیننده معرفی میکند . این اولین جلسه درمان آرمان است :
+” آرمان بیانی ، تک فرزند ، ۵ساله جدا شدی ، یک پسر ۵ ساله داری ! ، ۳ سال با همسرت زندگی کردی
آرمان در همین مکالمات به بیماری عجیبش اشاره میکند که ۱ سال زمان زندگی کردن دارد، بهتر بگویم تا یک سال دیگر حافظه اش را بطور کلی از دست میدهد دلش میخواهد تا قبل از اتمام این یکسال یا دراصل تا شروع ۵۰ سالگی اش اولین فیلم خود را بسازد، آن هم زندگینامه افعی تهران! چه مشکوک!
آرمان خطاب به دکتر :
” من با مادرم زندگی میکرد و یه پدر بی مسولیت داشتم که هیچوقت نبود هرازگاهی پیداش میشد و یه تایمی بود و باز سر به نیست میشد ، من خیلی راحت با شرایطی که داشتم میتونستم بشم خلافکار!
یاد یک جمله ای از ترمن کاپوتی میوفتم :” ترمن کاپوتی یک کتابی در مورد یک قاتل مینوشته و میگفته یک احساس خیلی نزدیکی با این قاتل داشته در حدی که از یک جاهایی حس میکرده میتونن جای هم باشن و فرق زیادی باهم ندارن مثل دوتا برادر دوقلو که تویِ یک خونه یکیش از در جلو میره بیرون و میشه ترومن کاپوتی و یکی از درپشت میره و میشه اون قاتل! این دقیقا حسیه که من به افعیه تهران دارم…
دکتر :” چرا بهش میگن افعی تهران؟ ”
آرمان :” این اسمیه که خبرگذاری ها روش گذاشتن چون همه طعمه هاشو با یک سم خاص مسموم میکنه، ولی برای من اینکه چرا به قتل میرسونه جذاب تره ، همه کسایی که افعی تهران به قتل رسونده سابقه کودک آزاری دارند!
من نمیدانم چرا همان روز اول که این قسمت منتشر شده بود تا این سکانس را دیدم احساس کردم یک لذت خاصی توی نگاه آرمان بود هنگام ادای این جمله!شاید احساس کردم افعی تهران خود آرمان است، و واقعا که چقدر عجیب در این نقش غرق شده بود و عالی به تصویرش کشید. نگاه خیره خانم دکتر را که دید شاید بنظر من کمی احساس ترس کرد که سریع گفت این مهم ترین دلیلیه که دوس دارم فیلمشو بسازم!
سکانس سوم سریال افعی تهران
در یک سالن تئاتر تصویر برداری میشود ، آرمان یک منتقد سینماست حالا به همراه دوستش به دیدن یک تئاتر رفته زمانی که فیلمنانه و بازیگر هارا ناتوان میبیند خود را به خواب میزند و خُر و پُف سر میدهد .
بازیگر ها اعتراض میکنند و آرمان را کامل محترمانه از سالن بیرون میفرستند .
آرمان به باجه بلیط فروشی میرود و درخواست برگرداندن هزینه بلیطش میکند او گمان میکند که دوستش نیز بلافاصله بعد از بیرون آمدن آرمان به سبب دوستی شان بیرون می آید اما زهی خیال باطل .
در سکانس سوم درواقع روابط آرمان با دوستانش را به تصویر میکشند .
واقعا چقدر عالی ، مرحله به مرحله آرمان ، زندگی کاری، زندگی شخصی، زندگی اجتماعیش را معرفی میکنند.
زمانی که آرمانمنتظر دوستش ایستاده فردی بنام فرهاد که تهیه کننده است به ملاقاتش می آید و خبر خوشی دارد او مجوز ساخت فیلم افعی تهران را گرفته و یک اسپانسر مالی هم پیدا کرده.
گویا با توجه به قتل جدید ، بالادستی ها با ساخت این فیلم قصد تله گذاری برای افعی تهران دارند.
درحالی که فرهاد و آرمان با یکدیگر صحبت میکنند پسر فیلم فروشی مشاهده میشد که در کنار خیابان بساط خود را پهن کرده ماومور ها برای دستگیری اش اقدام میکندد و پسر برخی از وسایلش را جا میگذارد و فرار میکند.
آرمان وسایلش را جمع میکند این پسر در آینده راننده شخثی آرمان میشود، بله کاملا حساب و کتاب شده همه افراد جز به جز معرفی و وارد فیلم میشوند.
سکانس هفتم سریال افعی تهران
در سکانس هفتم پدرِ آرمان و همسرش مونا معرفی میشوند .
خانمی به نام مونا با آرمان تماس میگرد و میگوید یاور در خانه است و در را باز نمیکند و برای باز کردن در توسط قفل ساز به حظور آرمان نیاز است، آرمان خود را به منزل پدری میرساند و برخلاف انتظارش میبیند که مونا خانمی بسیار جوان و زیباست.
درحال که قفل ساز در را باز میکند مونا به سراغ یاور که حالا فوت شده میرود اما در تمام این مدت آرمان با حالتی شبیه به شُک روانی دست و پنجه نرم میکند ، او در طول کل سریال یک خاطره را مدام به یاد می آورد و حالا هم این تصویرات دست از سرش بر نمیدارند.
صحنه پر تکرار و آزار دهنده که احتمالا ریشه عمیقی و موثری در زندگی آرمان دارد :
” عروسک های شکسته پدرش بر روی زمین افتاده ، یاور با مادر آرمان گلاویز شده و قصد کتک کاری دارد، آرمان ک خیلی کم سن و سال است با یک چکش کوچک بر روی انگشت پای یاور میزند تا مادرش را نجات دهد، در ذهن بچه گانه اش بهترین کار است … یاور که از دست آرمان عصبی شده او را به درون زیر زمین می اندازد و زندانی میکند “
این آزار دهنده ترین خاطره آرمان از کودکی اش است که مدام در سرش تکرار میشود، در ادامه سریال متوجه دلیل آن میشویم .
آرمان گمان میکرده یاور آدم پلیدی است که مادر بیچاره اش را به باد کتک گرفته پس به کمک مادرش رفته و تلاش کرده است .
اما بار ها و بار ها خودش را بخاطر این نجات لعنت میکند، اصلا مقصر اصلی زندگی اش را احتمالا خودش میداند که مادرش را نجات داده، ای کاش یاور او را کشته بود چون همه داستان کاملا برعکس بود و آدم خائن و مقصر مادرش بوده ولی خب یک بچه ۶ ساله چطور باید میفهمید!
سکانس نهم سریال افعی تهران
آرمان بعد از خاکسپاری پدرش در حالی که آشفته است وارد دفتر کارش میشود و متوجه میشود.
همسرش الهه که در کیش سکونت دارد قصد ازدواج مجدد دارد اما مشکلاتی دارد که مجبور است پسرشان بابک را نزد آرمان بگذارد.
آرمان که حس مبکند پدر خوبی نیست و احساس عمیقی نسبت به بابک ندارد و او را مزاحم اولین روزِ مهمِ شروعِ برآورده شدن آرزوی کارگردانی خود میداند و بسیار بدخلقی میکند.
بیشتر دنبال این است تا بابک را از سر خود باز کند.
دستگیری مرضیه امینی
در قسمت دوم درست زمانی که آرمان و مسئول پرونده افعی تهران درحال صحبت با یکدیگر برای چگونگی ساخت فیلم هستند، خبر میرسد افعی تهران دستگیر شده است.
اگر دقت کنید متوجه میشوید آرمان کمی درفکر فرو میرود، انگار انتظار ندارد!
آرمان در راه رسیدن به ارزویش یعنی ساخت فیلم ان هم با سناریو مورد علاقه اش است شاید کمی ترسیده باشد که با دستگیری افعی تهران همه چیز خراب شود .
در مراحل بازجویی ها چون قرار است این فیلم در جِلدِ یک مستند باشد ، کارگردان هم حظور دارد .
به دید من خیلی چیز ها مرموز بود :
مثل این مورد که آرمان چند کتاب به مرضیه هدیه داد تا وقتش را پر کند و در همین حین با اعتماد بنفسی عجیب رو به مرضیه گفت : ” کسی چه میدونه افعی تهران چندتا قتل داشته! حتی تو ! تو میدونستی تهش اعدام میشی فقط خواستی با جا زدن خودت به جای افعی تهران معروف بشی! ”
بعد از این چیزی طول نکشید که برای یکی از اعترافاتش شرط گذاشت که حتما در حظور آرمان اعتراف میکند .
مرضیه یک داستان آشنا داشت، بارها مورد تجاوز قرار گرفت بود .
از بچگی تا بعد از ازدواج
سرنوشت مرضیه برای دخترش داشت تکرار میشد، این حجم از فشار روانی را با کشتن کودک آزار های زندگی اش و تک تک متجاوزانی که میشناخت یا به نوعی نقش داشتند خالی میکرد.
برای اعتراف آخرین قتلش شرط گذاشت که پدرش و آرمان حتما باید حظور داشته باشند.
در این سکانس دلیل این همه خشم و نفرت و شروع همه چیز را آشکار کرد.
در بچگی بقال محل او را مورد آزار قرار میداد ، به پدرش گفته بود اما بجای پشتیبانی توسری خورده بود و به سکوت محکوم شده بود و این روند ادامه داشت!
تمام بدبختی خود را از چشم پدری میدید که حمایتش نکرد و بعنوان یک مادر چنین زندگی برای دخترش نمیخواست.
روند اعدام مرضیه خیلی زود پیش رفت ، روز اعدام حال آرمان خیلی بهم ریخته بود انگار غم داشت شاید هم سرگردان بود!
رابطه آرمان با خانم دکتر مشتاق
در جلسات مشاوره آرمان یک حالت جبهه گیری نسبت به روان پزشک داشت ، انگار پول میگرند تا گوش کنند بدون ذره ای درک و احساس و این فکر ها آزارش میداد .
خانم دکتر به مرور ثابت کرد که حال و احساس بیمار هم مهم است .
از یک جایی به بعد خانم دکتر برای من مبهم بود ، انگار حرف های آرمان را با دل و جان گوش میکرد جوری که قصه خودش بازگو میشد.
انگار خودش هم مثل ارمان از آدم های مهم زندگی اش آسیب دیده بود.
کم کم رابطه عاطفی بینشان شکل گرفت درحالی که رابطه عاطفی بین دکتر و بیمار بر خلاف قوانین است .
دکتر مشتاق که تسلط بیشتری بر روی خودش دارد و هدف اصلی خود را درمان آرمان میبیند ، روی احساسات خود چشم میبندد و در جهت برگرداندن الهه تلاش میکند .
رابطه آرمان با الهه
آرمان و الهه کاملا عاشقانه ازدواج کردند.
در سکانسی از سریال آرمان میگوید : ” الهه زن شادی بود میدونست چجوری خوشحال باشه من از دیدن اون الهه به وجد میومدم عاشقش بودم ولی رفته رفته از چیزی که بود فاصله گرفت شد شبیه من آروم ساکت یکی که دیگه خوشحال نبود ، تا روزی که دیگه نتونست ادامه بده و گذاشت رفت ” این حکایت خیلی ها است .
این سریال واقعا عالی رابطه دونفر که شبیه هم نیستند و فقط یک طرف تلاش بر نگهداری رابطه میکند را به تصویر کشیده .
دلیل اصلی جدایی آرمان و الهه
آرمان دلیل جدایی خود را اینگونه بازگو میکند :
” روزی که درد زایمان به سراغ الهه اومد من خونه نبودم ، بعد تلاش کردم خودمو سریع برسونم بیمارستان ولی توی ترافیک گیر افتادم، الهه بخاطر این نبودن هیچوقت منو نبخشید ! ”
اما الهه واقعیت را میگوید :
” روزی که زایمان کردم آرمان پشت در بیمارستان بود ولی میترسید از پدر شدن برای همین نتونست بیاد داخل ” تاثیر اشتباه والدین تا ابد روی بچه ها میماند، واقعا پسری که محبت پدر ندیده چجوری باید بلد باشد پدری کند؟ شاید آرمان میترسیده که شبیه پدرش شود .
الهه این موضوع را نمیتواند درک کند!
رابطه آرمان با بابک
آرمان از پدر بودن میترسید ، فکر میکرد هرگز نمیتواند پدر خوبی باشد چون طعم پدر داشتن را نچشیده .
ولی بنظرم اکثر بچه هایی که بشدت از دست یکی از والدین خود رنجیده اند تلاش میکنند تا نسبت به آنها پدر و مادر بهتری باشند .
رابطه آرمان و بابک هم از این موضوع مستثنی نیست .
به مرور آرمان یاد گرفت چگونه از پسرش حمایت کند چگونه او را سرگرم کند چگونه بابک را خوشحال کند.
دراصل چگونه یک پدر کافی و عالی باشد روزی که عروسی الهه بهم خورد و برای بردن بابک آمد متوجه شد که آرمان برای بابک دقیقا همان پدری شده که آرزویش را داشته است.
قتل پدر مرضیه امینی
درقسمت ۱۲ سریال ، دقیقا همان شب که الهه بابک را برد، آرمان وانمود کرد غم دوری از پسرش را نمیتواند تحمل کند با ۲،۳ نفر تماس گرفت که همراهی اش کنند برای رفتن به شمال تا غمش را کم کند .
درحالی که میدانست کسی نصفِ شب جوابش را نمیدهد! یک ویدیو از خودش درحال تماشای ساحل و طلوع افتاب پر کرد و برای الهه ارسال کرد .
در همین گیرو دار ، جایی دیگر از شهر پدر مرضیه در خواب با بالشت خفه شد و به قتل رسید !
احتمالا افعی تهران هنوز زنده است و شاید آرمان باشد !
چون مرضیه آخرین اعترافش را در حظور آرمان کرد و گفت مسئول تمام اتفاقات حمایت نکردن پدرش بوده ، حتی بازپرس پرونده به این قضیه اشاره میکند و به آرمان میگوید : ” چرا مرضیه باید این اعتراف رو در حظور تو انجام بده؟ شاید قصد داشته پدرش رو به تو بسپاره چون میدونسته خودش دیگه نمیتونه ! ”
ولی خب همان کلیپ و رفتن به شمال آرمان را نجات میدهد.
افعی تهران اصلی کیست؟
افعی تهران کیست ؟
در قسمت های پایانی سریال میبینیم مادر آرمان هنوز زنده است و در یک آسایشگاه بستری است این در حالی است که در جلسات تراپی گفته بود مادرش مرده و با جزئیات تعریف کرده بود .
خانم دکتر بعد از شنیدن دلیل ناراحتی الهه برای نبودن آرمان در زمان زایمانش متوجه اولین دروغ آرمان شده بود و احتمال این را میداد که آرمان دروغ های بیشتری هم گفته باشد .
بنابراین با کمی جستجو متوجه زنده بودن مادر آرمان شد و پرنده پزشکی وی را چک کرد .
متوجه شد مادر آرمان به یک بیماری مبتلاست ، دارویی خاص مصرف میکند و سمی که افعی تهران برای کشتن طعمه هایش استفاده میکند دقیقا ترکیب همین دارو با چند افزودنی دیگر است!
سریع آرمان را خبر کرد و یک جلسه گذاشت .
روی برگه نوشته هایی حاکی از اینکه میداند آرمان افعی تهران است نوشت و درنهایت آرمان نوشت از من نمیترسی؟
دکتر مشتاق پاسخ داد نه ، چون بهت حق میدم!
و تمام مدارک را تحویل ارمان داد تا ازبین ببرد .
بله اگر تمام اتفاقات از ابتدای سریال را کنار هم میگذاشتید متوجه میشدید قاتل اصلی آرمان است .
نظر کلی درمورد سریال افعی تهران
من این سریال را خیلی دوست داشتم، برای رسیدن هر قسمت لحظه شماری میکردم
ارزش یکبار دیدن که چه عرض کنم واقعا این سریال را چند بار میتوان دید و خسته نشد ، استفاده از بازیگر های حرفه ای که هرکدام نقششان را به نحو احسنت اجرا کردند از قدرت تکلم بگیر تا زبان بدن ، واقعا اجرای بازیگر ها بینظیر بود مخصوصا پیمان معادی .
به حدی که انگار شخصیت آرمان آفریده شد.
البته یک اتفاق متفاوت از سایر فیلم و سریال های ایرانی هم افتاد :
قاتل بیننده را شیفته خودش کرد و حتی هنگام قتل پدر مرضیه شخصیتی قهرمان به خودش اختصاص داد.
روانی نبود فقط تقاص پس دادن را به آن دنیا واگذار نمیکرد خودش تقاص کسانی که زندگیش را نابود کردند گرفت بر خلاف تمام فیلم هایی که شخصیت مجرم دلنشین بود و دعا میکردیم دستگیر نشود، ولی دستگیر میشد اینبار تمام مدارک جرم نابود شد و قاتل دستگیر نشد.
بنظر من هیچ سریالی انقدر عمیق و عالی طلاق و تاثیر آن روی فرزندان برخورد اجتماع با این موضوع برخورد خانواده هایی با طرز فکر قدیمیِ ترس از آبرو تا مرز سرپوش گذاشتن بر روی تجاوز به دخترشان و فراهم کردن شرایط برای تکرار این دست درازی ها به تصویر نکشیده بود .
والدین باید بدانند که تاثیر رفتارشان با یکدیگر تا ابد در ذهن فرزند میماند ، اگر تصمیم به جدایی گرفتند.
حداقل بعد از جدایی فرزندشان را فراموش نکنند و یک فردِ روانیِ پر از عقدهِ حاصل از رفتارِ خودشان تحویل جامعه ندهند .
بقول خانم دکتر شاید حق با آرمان بود او مورد ظلمی قرار گرفته بود که حقش نبود و فقط انتقام گرفت تمام طعمه های قاتل کسانی بودند که آزارش داده بودند.
کودک آزاری صرفا تجاوز نیست میتواند همان دستکاری روانی باشد که تا ابد در ذهن و شخصیت و زندگی فرد آثارش میماند .
دیدن این سریال به شدت پیشنهاد میشود!













من سر رشته ایی از سینما ندارم ولی ب عنوان یک مشاور حقوقی که روزانه با مراجعه کنندهای زیادی روبرو هستم این فیلمو ی فیلم کامل میدونم که تا حالا در مورد طلاق دیدم وقتی مراجعه ایی میاد دفترم چند جلسه اول سعیم اینه که بدونن داره با بچشون چیکار میکنن ولی خیلیاشون بی اهمیتن گاهی طلاق واقعا تنها راه نجاته زوجینه ولی بدترین تصمیم داره ب مراجعهای بعد از اینم پیشنهاد بدم قبل از تصمیم این فیلمو ببینن