سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

غزل شماره ۶۵ از غزلیات شهریار؛ دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز …

زمان مطالعه1 دقیقه

غزل شماره ۶۵ از غزلیات شهریار؛ دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز …
تاریخ انتشار : 10 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : دسته‌بندی نشده
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

غزل شماره ۶۵ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. اشعار شهریار از تنوع بالایی در موضوعات و سبک‌ها برخوردار است. از غزل‌های عاشقانه تا قصاید دینی و اجتماعی، تمامی این‌ها نشان‌دهنده توانایی شهریار در به کارگیری انواع قالب‌های شعری است. همچنین غزل شماره ۶۶ از غزلیات شهریار؛ فَرُّخا از تو دلم ساخته با یاد هنوز … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۶۵ از غزلیات شهریار؛ دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز ...

آنچه در این نوشته می‌خوانید

غزل شماره ۶۵

دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز

دکتر

سرم آمد به برِ سینه؛ سلام ای شیراز

وامداریم و سر افکنده ز خجلت در پیش

که پس‌انداخته‌ایم این‌همه وام ای شیراز

توسن بخت نه رام است خدا می‌داند

ورنه دانی که مرا چیست مرام ای شیراز

نَکهت باغ گل و نُزهت نارنجستان

از نسیمم بنوازند مشام ای شیراز

نرگسم سوی چمن خوانَد و سروم سوی باغ

من مردد که دهم دل به کدام ای شیراز

به قیام از بر هر گنبدِ سبزی، سروی

چون عروسانِ خرامان به خیام ای شیراز

توئی آن کشور افسانه که خشت و گِل تست

با من از عهد کهن پیک و پیام ای شیراز

سرورانت مگر از سرو روانت زادند؟

که در آفاق بلندند و بِنام ای شیراز

قرن‌ها می‌رود و ذکر جمیل سعدی

همچنان مانده در اَفواهِ اَنام ای شیراز

خواجه بفشرد سخن را و فکندش همه پوست

تا به لب رانْد همه جان کلام ای شیراز

زان می لعل که خمخانه به حافظ دادی

جرعه‌ای نیز مرا ریز به جام ای شیراز

زان خرابات که بر مسند آن خواجه مقیم

گوشه‌ای نیز مرا بخش مقام ای شیراز

پختگان سوخته خوانندم و انصافم کو

آتشی را که تویی من هله خام ای شیراز

تُرک‌جوشی زده‌ام نیم‌پز و نامطبوع

تب عشقی که بتابیم تمام ای شیراز

شهسوار سخنم لیک نه با آن شمشیر

که به روی تو برآید ز نیام ای شیراز

شاید از گرد و غبار سفرم نشناسی

شهریارم، به در خواجه غلام ای شیراز

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۴ از غزلیات شهریار؛ تا دهن بسته‌ام از نوش‌لبان می‌برم آزار …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۳ از غزلیات شهریار؛ گر به پیرانه سرم بخت جوانی به سر آید …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ فارسی شهریار است و در وصف زیبایی‌ها و ویژگی‌های شهر شیراز نوشته شده است. حالا بیایید به زبان ساده‌تری این شعر را توضیح دهیم:

1. دورنمای در و بام: شاعر از دور، نمای شهر شیراز را می‌بیند و به آن سلام می‌کند. این نشان‌دهنده عشق و ارادت او به این شهر است.

2. وامداریم و سر افکنده: شاعر احساس شرمندگی می‌کند، زیرا نسبت به شیراز و زیبایی‌های آن بدهکار است و نمی‌تواند به خوبی از آن قدردانی کند.

3. توسن بخت نه رام است: شاعر می‌گوید که بخت او به راحتی در اختیارش نیست و اگر بود، می‌توانست به خوبی از زندگی‌اش لذت ببرد.

4. نکهت باغ گل و نُزهت نارنجستان: عطر گل‌ها و درختان نارنج در شیراز او را شاداب می‌کند و او را به یاد زیبایی‌های این شهر می‌اندازد.

5. نرگسم سوی چمن خوانَد: شاعر بین دو انتخاب مردد است؛ آیا باید دل به چمن بزند یا به باغ؟

6. سروهای سبز: او سروهای بلند و زیبای شیراز را با عروسانی که در حال حرکت هستند مقایسه می‌کند.

7. کشور افسانه: شیراز را کشوری افسانه‌ای می‌داند که با خاک و گل ساخته شده است، اما دارای زیبایی‌های خاصی است.

8. ذکر جمیل شهریار: سعدی، شاعر مشهور، نامش هنوز هم بر زبان‌هاست و مردم درباره او صحبت می‌کنند.

9. می لعل و خمخانه حافظ: شاعر از حافظ، شاعر بزرگ دیگر شیراز، یاد می‌کند و از او می‌خواهد که جرعه‌ای از شراب به او بدهد.

10. آتشی را که تویی: شاعر خود را مانند آتشی می‌داند که شیراز منبع آن است.

11. تب عشقی: او به عشق و شور و شوقی که نسبت به شیراز دارد اشاره می‌کند.

12. شهریارم، به در خواجه غلام: در پایان، شاعر خود را مانند یک شهریار معرفی می‌کند که در برابر خواجه (حافظ) به عنوان یک غلام است.

در کل، این شعر بیانگر عشق عمیق شاعر به شیراز است و زیبایی‌ها، تاریخ و فرهنگ غنی این شهر را ستایش می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساسات عمیق، حس تعلق و ارادت خود را به این شهر منتقل می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۲ از غزلیات شهریار؛ اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۱ از غزلیات شهریار؛ یاد آن که جز به روی منش دیده وا نبود …

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول