در روزگاران قدیم، دانشمندی بزرگ و مهربان زندگی میکرد که دانش و خردش زبانزد همه بود. شاگردان زیادی نزد او علم میآموختند. روزی یکی از شاگردان از او پرسید: «استاد، چرا شما با این همه دانش و بزرگی، همیشه با ما که کمسوادتریم، با مهربانی و فروتنی رفتار میکنید؟»
استاد در پاسخ، دستور داد نهالی را نزدش آوردند. سپس از شاگردان خواست آن نهال را ببینند. همه به نهال کوچک و نرم نگاه کردند. سپس استاد گفت: «حالا درخت کهن و تنومند باغ را ببینید.»
شاگردان متوجه شدند که شاخههای درخت کهن، پربار و سر به آسمان کشیده است، اما شاخههای نهال جوان، هنوز به پایین خم شده است.
استاد با لبخند فرمود: «هرچه درخت پربرگ و بارتر و ثمرش بیشتر باشد، شاخههایش بیشتر به زمین نزدیک میشود. آدمی نیز چنین است؛ هرکه داناتر و خردمندتر باشد، باید فروتنتر باشد.»
این حکایت به ما میآموزد که دانش واقعی، انسان را متکبر نمیکند، بلکه بر فروتنی و ادب او میافزاید.

**عنوان درس:** درس دهم
**موضوع:** درک معنای واژهها و مفهوم شعر
**پایه:** ششم دبستان
در این درس، یاد میگیریم که چطور معنای کلمههای تازه و شعرهای ساده را بفهمیم. با یادگیری معنی واژهها، بهتر میتوانیم جملهها و متنها را درک کنیم. همچنین، با خواندن شعرهای زیبا، علاوه بر لذت بردن از آنها، پیام و احساسی که شاعر میخواهد برساند را نیز درک خواهیم کرد.
این درس به ما کمک میکند تا در برقراری ارتباط با دیگران، دقیقتر و روانتر باشیم و از خواندن و نوشتن لذت بیشتری ببریم.
حکایت درخت علم صفحه ۷۷ فارسی ششم
**عنوان: داستان درخت دانش**
**انتخاب سریع بخشهای مختلف:**
* داستان درخت دانش صفحه ۷۷
* مفهوم شعرهای داستان درخت دانش
* پاسخ پرسشهای صفحه ۷۷
* معنی واژههای داستان درخت دانش
* واژههای همخانواده درس دهم
* واژههای مخالف درس دهم
* پیام اصلی داستان درخت دانش
**توضیح داستان درخت دانش:**
در گذشته، مرد دانشمند و خردمندی در خانهای زندگی میکرد که حیاط بزرگی داشت. او در این حیاط، درخت بسیار بزرگی کاشته بود که ریشههای محکم و شاخههای پرشماری داشت. این درخت، نماد دانش و خرد آن مرد بود. همانطور که درخت با گذشت زمان رشد میکرد و بزرگ میشد، دانش و آگاهی مرد خردمند نیز روزبهروز بیشتر میشد.
مرد خردمند همسایهای داشت که فردی بیفکر و کمخرد بود. این همسایه مدام از سایهی همان درخت بزرگ استفاده میکرد و در زیر آن استراحت میکرد، اما با این حال، همیشه از وجود درخت ناراضی بود و شکایت میکرد. او به مرد دانشمند پیشنهاد داد که این درخت را قطع کند! دلیل او این بود که برگهای درخت، حیاطش را کثیف میکند و فکر میکرد که اگر درخت نباشد، مشکلاتش تمام میشود.
مرد خردمند که از نادانی همسایه متعجب شده بود، با مهربانی به او پاسخ داد و گفت: «ای همسایه، آیا تا به حال فکر کردهای که این درخت بزرگ، چه فواید زیادی برای تو دارد؟ تو در سایهی خنک آن مینشینی و استراحت میکنی، اما تنها به فکر چند برگ خشکای هستی که روی زمین میریزد. چرا به جای فکر کردن به مزیتهای بزرگ، به مشکلات کوچک توجه میکنی؟»
این داستان به ما میآموزد که در زندگی نباید فقط نکات منفی و مشکلات کوچک را ببینیم. باید یاد بگیریم که به فواید و جنبههای مثبت هر چیز یا هر فردی نیز توجه کنیم. بسیاری از اوقات، چیزهایی که از آنها شکایت داریم، در واقع برای ما سودمند هستند و ما قدردان آنها نیستیم.
معنی شعر های حکایت درخت علم
شیخ لبخندی زد و خطاب به او گفت: ای دوست ساده دل، آنچه به شکل درخت جستجو میکنی، در حقیقت همان دانش و آگاهی است.
تو تنها ظاهر قضیه را دیدهای و از حقیقت ماجرا غافلی؛ برای همین به سراغ معنای اصلی نرفتهای و در سطح ماجرا ماندهای.
گاهی آن دانش را درخت مینامم، گاهی خورشید،
گاهی آن را به دریا تشبیه میکنم و گاه به ابر.
علم هزاران فایده و برکت دارد،
که کوچکترینِ آن، زندگی جاویدان است.
جواب سوال صفحه 77 فارسی ششم
در این شعر، دانش به چه چیزهایی تشبیه شده است؟
پاسخ: درخت – خورشید – دریا – ابر
داستان درخت دانش در چه قالبی سروده شده است؟
پاسخ: مثنوی
قالب شعر به صورت پرسش و پاسخ در قالب مثنوی است و شکل آن به این صورت است:
…………………. * ……………………… *
…………………. △ …………………….. △
…………………. ◯ ……………………… ◯
«مثنوی» قالبی از شعر است که در آن هر بیت، قافیهی مستقل و جداگانهای دارد.
معنی کلمات حکایت درخت علم صفحه 77 فارسی ششم
پادشاهی تصمیم گرفت مردی عجیب و غریب را به شهری دیگر بفرستد. او این کار را با قصد مسخره کردن آن مرد انجام می داد. اما قبل از اینکه آن مرد ساده لوح سفر خود را آغاز کند، یک فرد دانا به پادشاه هشدار داد و گفت: “ای پادشاه آگاه! مراقب باش که ظاهر افراد تو را فریب ندهد. گاهی یک درخت که ظاهری خشک و بیثمر دارد، میوههای شیرین و فراوانی میدهد. از سوی دیگر، ممکن است درختی پربرگ و شاداب، هیچ میوهای نداشته باشد.”
سپس ادامه داد: “وقتی خورشید از افق بالا میآید و نور خود را از پشت ابرها میتاباند، نشانههای روشنی از روز نو پدیدار میشود. این نشانهها را نادیده نگیر. این سفر میتواند برای تو حکم یک عمر زندگی ارزشمند و پایدار را داشته باشد.”
کلمات هم خانواده درس دهم فارسی ششم
حساب – شمردن – محاسبه کردن
دراز – بلند – بسیار دراز
هیجان – شورانگیز
زیارت – زیارتکننده – گروه زیارتکنندگان
سپاس – تشکر – سپاسگزار – کسی که از او تشکر شده
نسخه – از رده خارج – جایگزین
عطّار – عطر – خوشبو
مسخره – تمسخر – ریشخند
نفوذ – تأثیرگذار – سوراخها – راه نفوذ
شگفتی – عجیب – چیزهای شگفت – شگفت – شگفتزده
ماندگاری – پایدار – بازماندهها – باقیمانده
آفرینش – آفریدگار – آفرینش – آفریده
تأثیر – نافذ – روزنهها – راه ورود
پافشاری – پایدار بر خواسته
کلمات متضاد درس دهم فارسی ششم
کوتاه با طولانی فرق دارد.
آخرین برعکس نخستین است.
فراوان در مقابل اندک قرار می گیرد.
طلوع نقطهٔ مقابل غروب آفتاب است.
خوشحالی ضد ناراحتی است.
جوان متضاد پیر است.
پیام حکایت درخت علم ششم
در این داستان، پیامی نهفته است که میگوید برای رسیدن به حقیقت هستی (خدا)، باید از قالبهای بیرونی و ظاهری گذر کرد و با نگاه به درون و معنویت، به حقیقت ناب دست یافت. به بیان دیگر، باید از ظواهر فاصله گرفت و به باطن و جوهره امور توجه کرد.








