سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی درس اول فارسی یازدهم نیکی (آرایه ها + کلمات)

زمان مطالعه4 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

**توضیح درس اول فارسی یازدهم: نیکی (آرایه‌های ادبی و واژه‌ها)**

**معنی شعر:**
یکی رهبُی دید بی دست و پای

دکتر

**مفهوم کلی:**
این شعر داستان مردی را تعریف می‌کند که با فردی از راهبان یا عابدان روبرو می‌شود. این راهب، دست و پایی ندارد و از نظر جسمی ناتوان است. شاعر با این تصویر می‌خواهد نشان دهد که گاهی افرادی هستند که با وجود محرومیت‌های ظاهری و جسمی، به درجات بالای معنوی و روحانی رسیده‌اند. این متن به ما یادآوری می‌کند که نباید افراد را فقط از روی ظاهر و شرایط فیزیکی‌شان قضاوت کنیم، زیرا ممکن است در درونشان گوهرهای ارزشمندی از اخلاق و ایمان وجود داشته باشد.

معنی درس اول فارسی یازدهم نیکی (آرایه ها + کلمات)

نام درس: درس اول با موضوع نیکی
بخش: مفهوم واژه‌ها و درک شعر

در این بخش به بررسی معنای واژه‌ها و مفهوم شعر می‌پردازیم. هدف این است که با کمک کلمات ساده و جملات روان، محتوای درس را به شکلی روشن و قابل درک برای همه بیان کنیم. ساختار کلی درس حفظ می‌شود، اما از بیان تازه و ساده‌ای استفاده می‌شود تا مطالب برای دانش‌آموزان به راحتی قابل فهم باشد.

معنی شعر یکی روبهی دید بی دست و پای

در صفحه‌های ۱۲ و ۱۳ کتاب فارسی یازدهم شعری وجود دارد که در ادامه معنی و مفهوم آن را به زبان ساده بیان می‌کنیم.

این شعر درباره اهمیت علم و دانش است. شاعر می‌گوید علم و دانایی، روشنی‌بخش زندگی انسان است و مانند چراغی می‌ماند که تاریکی‌های نادانی را از بین می‌برد. او تأکید می‌کند که انسان باید برای کسب علم تلاش کند و هیچگاه از یادگیری خسته نشود، زیرا دانش است که به انسان ارزش و عزت می‌بخشد.

همچنین شاعر به این نکته اشاره می‌کند که علم، مرز و محدودیت ندارد و مانند دریایی بی‌کران است که هرچه بیشتر در آن پیش بروی، چیزهای بیشتری برای یادگیری پیدا می‌کنی. در پایان، شاعر از ما می‌خواهد که قدر این نعمت بزرگ را بدانیم و از آن برای ساختن آینده‌ای بهتر استفاده کنیم.

۱ .یکی روبهی دید بیدست و پای فروماند در لطف و صنع خدای

یک نفر، روباهی را دید که نمی‌توانست به خوبی حرکت کند و ضعیف بود. از دیدن این صحنه، از مهربانی و خلقت خداوند متعجب شد.

**توضیح کلمات:**
* **فروماندن:** یعنی بسیار شگفت‌زده شدن.
* **صُنع:** به معنای آفرینش و ساختن است.
* **بیت:** این بیت از دو جمله تشکیل شده.
* **روه:** در اینجا نقش مفعولی دارد.

**زیبایی‌های ادبی:**
* بین کلمات “دست و پا” و “لطف و صنع” ارتباط معنایی زیبایی وجود دارد.
* “بی‌دست و پا” کنایه از ناتوانی و ضعف است.
* تکرار صدای “ی” در کلمات، آهنگ خوشایندی ایجاد کرده.
* “فروماندن” در اینجا کنایه از حیرت و تعجب کردن است.

۲ .که چون زندگانی به سر می‌برد؟ بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟

روباه چگونه زندگی خود را می‌گذراند؟ با این دست و پایی که مشکل دارد، چطور و از کجا خوراک خود را پیدا میکند؟

**بررسی زبان و ادبیات:**
– **چگونه:** به معنای “چطور” است.
– **ساختار جمله:** دو بخش دارد که هر کدام سه قسمت اصلی دارند. در بخش دوم، مفعول با توجه به مفهوم جمله پیشین حذف شده است.
– **دست و پا:** از صنعت ادبی “مراعات نظیر” استفاده شده است.
– **به سر بردن:** کنایه از گذراندن زندگی و روزگار است.

۳ .در این بود درویش شوریده رنگکه شیری برآمد، شغالی به چنگ 

یک درویش پریشان حال در فکرهای خود غرق شده بود که ناگهان شیری را دید. این شیر، یک شغال را شکار کرده بود.

**بررسی اجزای شعر:**
– **در این بود:** در این فکر بود
– **شوریده رنگ:** حال پریشانی داشت
– **برآمد:** ظاهر شد
– **شُغال:** جانوری از خانواده سگ‌سانان و از گروه گوشتخواران
– **این:** اشاره‌گر
– **بیت:** دو مصراع
– **درویش شوریده رنگ:** بخش اصلی جمله

**زیبایی‌های ادبی:**
– **شیر و شغال:** هماهنگی معنایی و تضاد
– **شوریده رنگ:** اشاره به آشفتگی درونی
– **به چنگ آوردن:** اشاره به شکار کردن

۴ .شغال نگون‌بخت را شیر خورد بماند آنچه روباه از آن سیر خورد

شیر مشغول خوردن یک شغال بدبخت شد. کمی بعد، روباه آمد و باقیمانده لاشه آن را خورد و کاملاً سیر شد.

**واژه‌ها:**
– **نگون‌بخت:** یعنی بدبخت و بی‌اقبال.
– **شغال:** یک حیوان پستاندار از خانواده سگ‌سانان و گوشتخوار است.
– **بیت:** این بخش از سه جمله تشکیل شده است.

**زیبایی‌های ادبی:**
– آوردن نام حیواناتی مانند شغال، روباه و شیر در کنار هم، نوعی هماهنگی و پیوند معنایی ایجاد کرده است.
– کلمات “شیر” و “سیر” از نظر آوایی شبیه به هم هستند، ولی در معنی کاملاً متفاوت‌اند.
– واژه “نگون‌بخت” به صورت کنایه برای اشاره به فردی که بختش برگشته و بدشانس است به کار رفته است.

۵ .دگر روز باز اتّفاق اوفتادکه روزی‌رسان قوت روزش بداد

یک روز دیگر، همین ماجرا دوباره تکرار شد و خداوند غذای مورد نیاز روباه را برایش فراهم کرد.

۶ .یقین، مرد را دیده، بیننده کردشد و تکیه بر آفریننده کرد

یقین به اینکه خدا روزی‌دهنده است، چشمان آن مرد را باز کرد و به او بینش و آگاهی بخشید. پس از آن، او به خدا توکل کرد و کارش را رها کرد.

**بررسی اجزای متن:**

* **دیده:** به معنای چشم یا بیننده است.
* **بیننده:** به معنای آگاه و هوشیار است.
* **شد:** به معنای رفتن و تغییر حالت است.
* **تکیه:** به معنای اعتماد و اطمینان است.
* **ساختار:** این بیت از سه جمله تشکیل شده است.

**صنایع ادبی:**

* **دیده و بیننده:** این دو کلمه با هم ارتباط معنایی دارند (مراعات نظیر).
* **دیده:** این کلمه دارای **ایهام** است و به دو معنا به کار رفته:
۱. چشم
۲. آنچه دیده می‌شود (که با کلمه “بیننده” ارتباط معنایی دارد).
* **بیننده کردن:** کنایه از آگاه و دانا کردن است.
* **تکیه کردن:** کنایه از توکل و اعتماد کردن است.

۷ .کزین پس به کنجی نشینم چو مور که روزی نخوردند پیلان به زور

مرد با خودش فکر کرد: از این پس، مثل یک مورچه کوچک در گوشه‌ای آرام می‌نشینم و کاری نمی‌کنم. زیرا حتی فیل‌های قدرتمند نیز با همه توانشان، تنها همان روزی از پیش مقدر شده خود را می‌خورند.

وَ ما مِن دابَّهِ فِی االَرضِ اِلّا عَلَی الله رِزقُها

۸ .زَنَخدان فرو برد چندی به جیبکه بخشنده، روزی فرستد ز غیب

مرد برای مدتی دست از تلاش کشید و بیکار در گوشه‌ای نشست. او امید داشت که خداوند روزی‌اش را از جایی که دیده نمی‌شود، برایش بفرستد.

**واژه‌ها و توضیحات:**
– زَنَخدان: چانه
– جیب: گریبان، یقه
– بخشنده: روزی‌دهنده، خداوند
– غیب: جهان پنهان، جایی که دیده نمی‌شود
– چندی: مدتی
– بیت: دو جمله
– زنخدان و روزی: نقش مفعول

**زیبایی‌های ادبی:**
– “زنخدان به جیب فرو بردن”: کنایه از فکر و اندیشه عمیق
– “جیب” و “غیب”: جناس ناقص
– اشاره به آیه «اِنّ الله هُوَ الرَّزّاق»

۹ .نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست چو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست

هیچ کس، چه آشنا و چه غریبه، برایش دلتنگ نشد و رنجش را درک نکرد. او آنقدر ضعیف و ناتوان شده بود که مانند سازی به نام چنگ، لاغر و خمیده به نظر می‌رسید.

**قلمرو زبانی:**
تیمار خوردن: ناراحت شدن برای کسی
چنگ: سازی با کاسه‌ای گرد و دسته‌ای خمیده که تارهایی دارد
بیت: از سه بخش تشکیل شده
«-َش» در دو سطر: نشان‌دهنده مالکیت و اضافه است

**قلمرو ادبی:**
بیگانه و دوست: تضاد و نماینده همه افراد جامعه
چنگ، رگ، استخوان و پوست: هماهنگی معنایی میان کلمات
تشبیه: او مانند چنگ شده بود
دوست و پوست: شباهت آوایی ناقص
چنگ: دارای دو معنای可能的 ۱. یک ساز موسیقی ۲. انگشتان دست (که با واژه‌های رگ، استخوان و پوست در ارتباط است)

۱۱ .چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش ز دیوار محرابش آمد به گوش:

وقتی که دیگر به خاطر ناتوانی و ضعف جسمی، هیچ طاقت و توانی برایش باقی نماند، از گوشه خلوتگاهش (که نماد عالم غیب است) صدایی شنید که می‌گفت:

**قلمرو زبانی:**
– «چو» به معنای «وقتی که» است.
– «محراب» در اصل جایگاه پیشنماز در مسجد است و در اینجا به معنای گوشهٔ خلوت و جای عبادت به کار رفته.
– «بیت» یعنی دو جمله.
– «ـَش» در «صبرش» هم می‌تواند به صبر او اشاره کند (صبرش تمام شد) و هم می‌تواند به عنوان متمم معنا دهد (برایش دیگر صبری نماند).
– «ـَش» در «محرابش» به خود او برمی‌گردد (محراب او).

**قلمرو ادبی:**
– «هوش و گوش» از نوع جناس ناقص هستند.
– «دیوار محراب» مجازی از عالم غیب یا دنیای درون است.
– «به گوش آمدن» کنایه از شنیدن یک صدا یا پیام است.

۱۱ .برو شیر درّنده باش، ای دَغَل مَیَنداز خود را چو روباهِ شَل

ای حیله‌گر! برو مانند شیر نیرومند، کوشش و توانایی خود را به نمایش بگذار و مانند روباه ناتوان، خود را در گوشه‌ای رها نکن.

**قلمرو زبانی:**
دَغَل: فردی ناراست و حیله‌گر
شَل: دست و پایی که از کار افتاده و ناتوان است
بیت: چهار جمله دارد
شیر درّنده: نقش مسند
دغل: منادا
روباه: متمم

**قلمرو ادبی:**
تو مثل شیر: تشبیه
شیر و روباه: تناسب و تضاد
شیر: نماد قدرتمندی، خودکفایی و تلاش
روباه: نماد تنبلی، وابستگی و حیله‌گری

۱۲ .چنان سعی کن کز تو ماند چو شیرچه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟

در زندگی باید آنقدر تلاش کنی و کار انجام دهی که از دسترنج تو، چیزی برای نیازمندان و ضعیفان باقی بماند؛ همان‌طور که شیر پس از خوردن، غذا را برای دیگران می‌گذارد.
چرا باید مانند روباه باشی و فقط چشم به باقی‌ماندهٔ غذای دیگران داشته باشی؟

**قلمرو زبانی:**
سعی: به معنی تلاش و کوشش / مانَد: یعنی می‌مانَد / وامانده: یعنی باقی‌مانده / این بیت از سه جمله تشکیل شده / کلمهٔ «سعی» در جمله نقش مفعولی دارد / و «سیر» نقش مسند دارد.

**قلمرو ادبی:**
شیر و سیر: جناس ناقص دارند / «تو مانند شیر» و «تو مانند روباه»: هر دو تشبیه هستند / شیر و روباه: با هم هماهنگی معنایی و تضاد دارند.

۱۳ .بخور تا توانی به بازوی خویشکه سَعیَت بُوَد در ترازوی خویش

از توان و نیروی خودت بهره بگیری؛ زیرا نتیجه کوشش تو، در نهایت به خودت بازمی‌گردد.

**قلمرو ادبی:**
بازو: نمایانگر قدرت و توانایی
سعی: نشان از تلاش و کوشش دارد
مصراع دوم: نمادی از این است که نتیجه کارهای تو به خودت بازمی‌گردد
بخور: اشاره به تلاش برای به دست آوردن روزی
در ترازو بودن: کنایه از حاصل شدن و به دست آمدن
تلمیح به «لَیسَ لِالِنسانِ الّا ما سَعی» و «کُلُّ نَفسِ بِما کَسَبَت رَهینَه»

۱۴ .بگیر ای جوان، دست درویش پیر نه خود را بیفکن که دستم بگیر

ای جوان! بکوش تا یاری‌رسان دیگران باشی، نه اینکه خودت را ضعیف و درمانده جلوه بدهی تا دیگران به فریادت برسند.

**قلمرو زبانی:**
درویش: نیازمند، ندار
بیفکن: ضعیف جلوه دادن
بیت: چهار مصراع
دست و خود: نقش مفعولی
جوان: نقش ندا

**قلمرو ادبی:**
جوان و پیر: تضاد و تناسب
دست: آرایهٔ تکرار
دستم بگیر: کنایه از یاری کردن
خود را افکندن: کنایه از تظاهر به ناتوانی

۱۵ .خدا را بر آن بنده بخشایش استکه خلق از وجودش در آسایش است

بخشش و مهربانی خداوند شامل کسی می‌شود که دیگران از وجودش آرامش و برکت دریافت می‌کنند.

در حوزه زبانی:
– بخشایش به معنای گذشت و رحم کردن است.
– بیت از دو جمله تشکیل شده است.
– کلمه «بخشایش» نقش نهاد دارد.
– «را» در مصراع اول، اضافه را جدا می‌کند (بخشایشِ خدا).

در حوزه ادبی:
– کلمات خدا، خلق، بخشایش و بنده با هم ارتباط معنایی دارند (مراعات نظیر).
– از حرف «ب» به صورت موزون استفاده شده است (واج‌آرایی).
– واژه «وجود» به جای رفتار و کردار فرد به کار رفته است (مجاز).
– این بیت به حدیثی از پیامبر اشاره دارد (تمثیل و تلمیح).

۱۶ .کَرَم ورزد آن سر که مغزی در اوست که دون همّت‎انند بی مغز و پوست

انسان‌های خردمند و باهوش، ذاتاً بزرگوار و سخاوتمند هستند. در مقابل، کسانی که از خرد و اندیشه بی‌بهره‌اند، شخصیتی پست و افکاری محدود دارند.

**واژه‌شناسی:**
– **کَرَم:** به معنای بخشندگی و بزرگواری است.
– **دون‌همّت:** به کسی گفته می‌شود که بلندپرواز نیست و فکر و طبعی محدود دارد.
– در این بیت سه جمله وجود دارد و کلمه «کَرَم» مفعول است.

**صنایع ادبی:**
– **سر:** اشاره به تمام وجود یک شخص دارد.
– **مغز:** نماد فکر و عقل است.
– **پوست:** کنایه از ظاهر و نمای بیرونی است.
– **پوست و مغز:** این دو کلمه با هم هماهنگ و در تضاد هستند.
– **بی‌مغز:** کنایه از فرد نادان و بی‌خرد است.
– در این بیت، صدای «ر» به کرات تکرار شده است.

۱۷ .کسی نیک بیند به هر دو سرایکه نیکی رساند به خلقِ خدای

**معنی:** هر کس در هر دو جهان (دنیا و آخرت) رستگار و سعادتمند خواهد بود که به دیگران نیکی کند.

**قلمرو زبانی:**
– **سرا:** به معنای خانه و جایگاه است.
– **دو سرا:** اشاره به دو جهان، یعنی دنیا و آخرت دارد.
– **بیت:** در اینجا به دو جمله که با سبک زیبایی کنار هم قرار گرفته‌اند گفته می‌شود.
– **نیک و نیکی:** در این عبارت نقش مفعولی دارند (یعنی کاری که روی آن انجام می‌شود).
– **خدای:** نقش مضاف‌الیه دارد و به “نیک” اضافه شده است.

**قلمرو ادبی:**
– **هر دو سرای:** این عبارت به صورت استعاره از دنیا و آخرت استفاده شده است.
– **خلق و خدا:** این دو کلمه با هم “مراعات نظیر” دارند، زیرا بین انسان‌ها (خلق) و خداوند رابطه‌ای معنادار برقرار است.
– **نیک و نیکی:** این دو کلمه “جناس” هستند، زیرا از نظر آوایی شبیه هم ولی از نظر املا و معنی کمی متفاوت‌اند.
– همچنین این بیت به صورت غیرمستقیم به حدیثی اشاره دارد که می‌گوید: «دنیا کشتزار آخرت است» و همچنین به آیات قرآن کریم اشاره می‌کند که می‌فرمایند: «پس هر کس به اندازه ذره‌ای کار خیر انجام دهد، [نتیجه] آن را می‌بیند» و «اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی کرده‌اید».

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول