سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی شعر ستایش فارسی ششم به همراه کلمات

زمان مطالعه1 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

به نام آن که زندگی و آگاهی را به ما بخشید.

**توضیح شعر:**

دکتر

این بیت، یک شروع و سپاس بسیار زیباست. شاعر کار خود را با نام و یاد خدا آغاز می‌کند. او خدا را کسی می‌داند که به انسان «جان» یا روح بخشیده است. جان چیزی است که به موجودات، زندگی و حس و درک می‌بخشد. با این شروع، شاعر نشان می‌دهد که همه چیز، حتی توانایی سرودن شعر، از سوی خداوند است و اوست که سرچشمهٔ همهٔ خوبی‌هاست.

**معنی کلمات:**

* **به نام:** کار خود را با نام و یاد خدا شروع می‌کنم.
* **آن که:** آن کسی که (اشاره به خدا دارد).
* **جان:** روح، زندگی، نیروی درک و احساس.

معنی شعر ستایش فارسی ششم به همراه کلمات

نام درس: درس یک | موضوع: درک معنای واژه‌ها و مفهوم شعر | پایه ششم دبستان

معنی کلمات و شعر به نام آن که جان را

در کتاب فارسی پایه ششم، بخشی به نام “ستایش” وجود دارد که در آغاز کتاب قرار گرفته است. این شعر زیبا، در واقع یک دعا و نیایش است که شاعر از خداوند متعال کمک و راهنمایی می‌خواهد.

شاعر در این شعر می‌گوید: ای خداوند مهربان، تو را ستایش و سپاس می‌گویم. تو هستی که جهان را آفریدی و به همه موجودات زندگی بخشیدی. از تو درخواست می‌کنم که در تمام کارهایم، به ویژه در یادگیری دانش و دانایی، مرا یاری کنی و راه درست را به من نشان بدهی. به من عقل و خردی بده که بتوانم خوب را از بد تشخیص دهم و همیشه راه حق و حقیقت را دنبال کنم.

**کلمات کلیدی و مهم شعر:**

* **ستایش:** به معنای نیایش، دعا و سپاسگزاری از خداوند است.
* **پروردگار:** به معنای خداوند، آفریننده و پرورش‌دهنده جهان.
* **جهان آفرین:** یعنی آفریننده جهان.
* **جان آفرین:** یعنی بخشنده زندگی و جان به موجودات.
* **یادگیری:** فرا گرفتن علم و دانش.
* **دانایی:** خرد، عقل و حکمت.
* **خِرَد:** عقل، هوش و توانایی تشخیص درست از نادرست.
* **راه حق:** راه درست، راه راست و حقیقت.

برافروخت : روشن کردن،نور بخشیدن ، شعله ور ساختن
فضل : بخشش ، نیکویی ، کمال
فیض: بخشش ، برکت ،عنایت ، لطف
فروغ: روشنایی ،نور
اندر: درآن
تاب: قدرت و توانایی ، طاقت
تجلی: ظهور، تابش، آشکار شدن ، روشن شدن
حق تعالی: خداوند بلند مرتبه
خرد: تدبیر، بینش ، عقل
جان: روان ، روح ، نفس
گلشن: بوستان

به نام آن که جان را فکرت آموخت چراغ دل به نورجان برافروخت
معنی: به نام پروردگاری که به انسان توان اندیشیدن داد و دلش را همچون چراغی با نور جان روشن کرد.

زفضلش هر دو عالم ، گشت روشن زفیضش خاک آدم ، گشت گلشن
معنی: از بخشش او، هر دو جهان روشنایی یافت و از فیض او، خاکِ بی‌ارزشِ آدم، به باغی زیبا تبدیل شد.

جهان، جمله، فروغ نور حق ، دان حق اندر وی زپیدایی است پنهان
معنی: تمام دنیا را جلوه‌ای از نور خداوند بدان و بدان که خدا در همه چیز، چه پیدا و چه پنهان، حضور دارد.

خرد را نیست تاب نور آن روی برو از بهر او، چشم دگر جوی
معنی: خرد انسان توان دیدن روی حقیقی خدا را ندارد؛ پس برای دیدن او باید به چشم دل متوسل شد.

در او هر چه بگفتند از کم وبیش نشانی داده اند از دیده ی خویش
معنی: هر چه مردم درباره خدا گفته‌اند، کم یا زیاد، از دریچه دید خودشان بوده است.

به نزد آن که جانش در تجلی است همه عالم ، کتاب حق تعالی است
معنی: برای کسی که روحش آیینهٔ نمایانِ خداوند است، همهٔ جهان، کتابی برای شناخت پروردگار است.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول