همانطور که میدانید، ضربالمثلها بخش مهمی از فرهنگ و زبان ما هستند و هر کدام داستان و مفهومی پنهان در خود دارند. یکی از این ضربالمثلها، “با دم شیر بازی کردن” است.
این عبارت معمولاً برای هشدار دادن به کسی به کار میرود که بیمحابا و بدون توجه به عواقب کار، خود را در موقعیت خطرناکی قرار میدهد. وقتی کسی “با دم شیر بازی میکند”، در واقع دارد با یک نیروی بسیار قوی و خطرناک، شوخی و بیمبالاتی میکند؛ درست مانند کسی که با دم یک شیر درنده بازی کند.
شیر، نماد قدرت و درندگی است و بازی کردن با دم آن، یعنی نزدیک شدن به خطری بزرگ، بدون داشتن توانایی کافی برای مقابله با آن. این مثل به ما یادآوری میکند که نباید با چیزهایی که میتوانند آسیبهای جدی به ما برسانند، легگیری و بیاحتیاطی کنیم.
پس هرگاه شنیدید کسی درباره کسی میگوید: “دارد با دم شیر بازی میکند”، بدانید که آن شخص در حال خطر کردن بزرگی است و احتمال دارد به خاطر این بیاحتیاطی، صدمه جدی ببیند.

در این نوشته، با مفهوم، پیشینه و معنای اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی با دم شیر بازی کردن یعنی چه؟
با دم شیر بازی کردن یعنی خودت را به خطر بیندازی و از نتیجه کار خطرناکی که میکنی، خبر نداشته باشی.
وقتی کسی کار پرخطری انجام میدهد، اما اغلب از ضرر آن آگاه نیست، دیگران به او میگویند: “داری با دم شیر بازی میکنی!”
همه میدانیم شیر یک حیوان درنده است. اگر کسی به او نزدیک شود، ممکن است مورد حمله قرار گیرد و جان خود را از دست بدهد. حالا تصور کنید کسی بیاید و با دم شیر که نقطه حساسی برای اوست، بازی کند! مسلماً شیر عصبانی میشود و او را به راحتی از بین میبرد! 😯
البته هیچ انسان عاقلی نه با دم شیر، بلکه با خود شیر هم بازی نمیکند. اما فردی که خردمند نباشد، ممکن است دست به چنین کار پرخطری بزند.
انسانها دارای قدرت تفکر هستند و با عقل خود درک میکنند که نباید به سلامتی خود یا چیزهای مرتبط با زندگیشان آسیب برسانند. مثلاً اگر در یک رستوران باشید و شخصی به شما بگوید غذایتان سمی است، حتماً آن غذا را نمیخورید. حتی اگر آن فرد را نشناسید و ندانید راست میگوید یا نه، عقلتان به شما میگوید: “هرجا احتمال ضرر وجود دارد، از آن دوری کن.”
حالا اگر کسی کار خطرناکی انجام دهد، یکی از این دو حالت پیش میآید:
یا میداند که آن کار خطرناک است و عاقبت خوبی ندارد، اما حاضر به ریسک میشود. در این حالت، عقل خود را کنار گذاشته است.
یا واقعاً نمیداند که کارش خطرناک است. در این صورت، اگر فرد عاقلی به او تذکر دهد، حتماً از کار خود دست برمیدارد.
با دم شیر بازی کردن هم دقیقاً همین طور است؛ نمونهای از یک کار پرخطر است که فرد انجامدهنده یا از خطر آن آگاه است یا بیخبر. وقتی به کسی میگویند: “داری با دم شیر بازی میکنی”، در واقع میخواهند او را از خطر کارش آگاه کنند. اگر بعداً آسیبی به او رسید، نباید بگوید: “نمیدانستم” یا “کسی به من هشدار نداد!”













