این ضربالمثل داستان پندآموزی در خود دارد. میگویند مردی هر روز صبح با کوزهای به کنار چشمه میرفت تا برای خانوادهاش آب بیاورد. او کوزهای داشت که ترک کوچکی در بدنهاش بود. به همین دلیل، تا زمانی که به خانه میرسید، تقریباً نیمی از آب آن نشت میکرد و خالی میشد.
این موضوع باعث ناراحتی مرد شده بود. یک روز از کوزه شکسته پرسید: «آیا از این که همیشه نصف آب را از دست میدهی، شرمنده نیستی؟» کوزه در پاسخ گفت: «امروز که از کنار جاده برمیگشتیم، به گلدانهای کنار راه دقت کن.»
مرد نگاه کرد و دید که در یک سمت جاده، دقیقاً همان مسیری که کوزه هر روز آب میریخت، گلها و گیاهان زیبایی روییده و منظره سرسبز و قشنگی به وجود آوردهاند. او тогда فهمید که این ترک ظاهراً یک نقص نیست، بلکه عاملی بوده برای آبیاری ناخودآگاه آن زمین و رویاندن آن همه زیبایی.
این حکایت به ما میآموزد که گاهی چیزی که ما آن را یک عیب یا کمبود میدانیم، در طرح بزرگتر زندگی، میتواند منشأ خیر و برکت شود. این مثل زمانی به کار میرود که بخواهیم به کسی بفهمانیم بهتر است شرایط یا رفتار فردی را همان طور که هست بپذیرد، زیرا ممکن است همین وضعیت به ظاهر ناخوشایند، نتایج خوب و مفیدی به همراه داشته باشد.

در این نوشته میخواهیم با هم معنی و مفهوم این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. لطفاً تا پایان با ما همراه باشید.
معنی بگذار در کوزه آبش را بخور چیست؟
1- یعنی مدرکی که برای به دست آوردنش کلی زحمت کشیدهای، الان دیگر به دردت نمیخورد. باید آن را کنار بگذاری و سراغ کار دیگری بروی.
2- معمولاً از این ضربالمثل برای مسخره کردن کسی استفاده میشود که به مدرک تحصیلیاش زیاد مغرور شده. با گفتن این جمله به او میفهمانند که مدرکش حتی به اندازهی درِ یک کوزه هم ارزش ندارد.
⇐ البته این همیشه به معنای بیارزش بودن مدرک نیست. گاهی مدرک فرد واقعاً باارزش است، اما جامعه طوری است که شغل مناسبی برای او پیدا نمیشود.
3- در گذشته، آب را داخل کوزه نگه میداشتند و روی آن را با یک درپوش میپوشاندند تا آب خنک بماند و برای کارهای روزانه از آن استفاده کنند. درِ کوزه فقط یک فایده داشت: کمک میکرد آب خنک بماند.
در این ضربالمثل هم، مدرک یا هر چیز دیگری که دربارهی آن صحبت میشود، به درِ کوزه تشبیه شده؛ یعنی فقط یک فایدهی کوچک دارد و کاربرد مهمی ندارد.
پیشنهاد: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی-آدینوشاپ













