یک ضربالمثل قدیمی و پرمعنی وجود دارد که میگوید: “دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد.”
این جمله چه مفهومی دارد؟
اشاره به این حقیقت دارد که افراد باهوش و خردمند، حتی وقتی چیزی را میدانند، باز هم برای اطمینان بیشتر یا یادگیری بهتر، سؤال میپرسند. آنها از پرسیدن خجالت نمیکشند، چون میدانند که هیچکس از اول همهچیز را نمیداند و پرسش، کلید رسیدن به دانش بیشتر است.
اما در مقابل، افراد نادان یا کسانی که خود را بالاتر از دیگران میبینند، معمولاً نه چیزی میدانند و نه حاضرند برای فهمیدن آن سؤال بپرسند. آنها یا از این میترسند که با سؤال پرسیدن، خود را کمسواد نشان دهند، یا فکر میکنند که همین مقدار دانشی که دارند کافی است.
پس این جمله به ما یادآوری میکند که عاقلانهترین کار این است که همیشه مشتاق یادگیری باشیم و هیچ وقت از پرسیدن نترسیم.

در این بخش به بررسی معنی و مفهوم این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه همراه ما باشید.
دانا هم داند و هم پرسد، نادان نداند و نپرسد یعنی چه؟
یک انسان خردمند همیشه در جستجوی دانش است و هرگز گمان نمیکند که به همه چیز آگاه است. اما فرد نادان تصور میکند همه چیز را میداند و به همان اطلاعات کم خود نیز مطمئن است!
هرچه انسان خردمندتر شود، بیشتر درمییابد که «هیچ نمیداند»! زیرا دانش پایانی ندارد و دنیا پر از علوم ناشناختهای است که ما هنوز با آنها آشنا نشدهایم.
یکی از راههای کسب علم، پرسیدن سوال است. وقتی فرد از کسی که داناتر است سوال میپرسد، ابهاماتش برطرف میشود و اگر چیزی را اشتباه فهمیده باشد، اصلاح میشود. اما اگر کسی سوال نپرسد و بیتفاوت باشد، چگونه میتواند از نادانی خود رها شود؟ در این صورت، همچنان در باورهای نادرست خود باقی میماند!
فرد نادان تا زمانی که شیرینی دانش را نچشیده باشد، شاید هرگز به سوی آن حرکت نکند و همیشه خود را بینیاز از یادگیری بداند!
پرسیدن عیب نیست، ندانستن عیب است. سوال پرسیدن راه درست را به انسان نشان میدهد. اگر کسی به خاطر خجالت سوال نکند، تنها به خودش آسیب میزند.
البته هر سوالی هم لازم نیست! مانند کسانی که از حضرت علی علیه السلام میپرسیدند بگو تعداد موهای سر ما چقدر است!! این سوال پرسیدن عین جهالت است!
اینها خلاصهای از تفاوتهای فرد دانا و نادان بود. اگر شما نیز نکات دیگری در نظر دارید، اینجا بنویسید 🙂
بیشتر بدانید: دشمن دانا به از دوست نادان!
اختصاصی-آدینوشاپ













