حتوا و مفهوم ضربالمثل “در پوست خود نمیگنجد” به احساسی اشاره دارد که وقتی کسی بسیار خوشحال، هیجانزده یا به شدت شادمان است، به گونهای که این شادی و هیجان آنقدر زیاد است که به نظر میرسد درون بدنش هم نمیگنجد و دوست دارد آن را با دیگران در میان بگذارد یا به نوعی بروز دهد.
این حالت معمولاً در مواقعی پیش میآید که یک خبر خوب، یک موفقیت بزرگ یا یک رویداد خوشایند غیرمنتظره برای فرد رخ داده باشد. در چنین شرایطی، فرد آنقدر پر از انرژی مثبت و احساسات خوب است که به سختی میتواند خود را کنترل کند و آرام بماند.
به بیان دیگر، این ضربالمثل نشاندهندهٔ شادی وصفناپذیری است که فرد در لحظه تجربه میکند و از درون، او را به حرکت و بیان وامیدارد.

در این نوشته، به بررسی مفهوم یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
ضرب المثل در پوست خود نمی گنجد یعنی چه؟
1- این کنایه نشاندهنده خوشحالی و شادی بسیار زیاد است. معمولاً میگویند کسی آنقدر خوشحال است که نمیتواند آرام بگیرد و احساساتش را کنترل کند.
2- معنی گنجیدن: یعنی چیزی در جای خودش قرار بگیرد یا درون چیزی جای گیرد.
نمیگنجد: یعنی جایی برای آن وجود ندارد یا در فضای مورد نظر جا نمیشود.
مثلاً: این جعبه خیلی کوچک است و همه این کتابها در آن جا نمیشوند.
یا: چون ذهنش پر از قصههای خیالی شده، حرفهای علمی و منطقی دیگر جایی در فکر او ندارند. (یعنی توانایی درک آن مطالب را ندارد.)
3- مفهوم اصلی این ضربالمثل: آنقدر شادی وجودش را فرا گرفته که انگار میخواهد از پوست خودش بیرون بزند و این هیجان درونی را به همه نشان دهد!
مثال: دوستم دیروز که نتیجه کنکور را دید، چشمانش از خوشحالی میدرخشید. او در برترین دانشگاه کشور و بهترین رشته پذیرفته شده بود و از شدت شادی و هیجان مدام در حال جستوخیز بود و بهراستی در پوست خودش جا نمیشد. هر لحظه امکان داشت احساساتش فوران کند!
بیشتر بخوانید: ضربالمثل با پوست
اختصاصی- آدینوشاپ













