گاهی در زندگی پیش میآید که از چیزی یا کسی بسیار بیزاریم، اما همان چیز به شکلی عجیب و مداوم در اطراف ما حاضر میشود. این دقیقاً مفهوم اصلی این ضربالمثل است.
مار از گیاه پونه خوشش نمیآید و از آن دوری میکند. اما با این حال، گاهی همین گیاه پونه دقیقاً در کنار خانه و لانهاش شروع به رشد میکند. انگار سرنوشت آن را به سوی چیزی که از آن فراری است، میکشاند.
ما انسانها نیز اغلب در زندگی با موقعیتها یا افرادی روبرو میشویم که سعی داریم از آنها دوری کنیم، اما به نظر میرسد آنها به طور پیوسته و غیرمنتظرهای سر راهمان قرار میگیرند. این ضربالمثل به زیبایی این تجربه مشترک را نشان میدهد.

در این نوشته، میخواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی را با هم مرور کنیم. در ادامه با آدینوشاپ همراه باشید.
معنی مار از پونه بدش میاد جلو خونه اش سبز میشه
میگویند مار از بوی گیاه پونه خوشش نمیآید، اما اتفاقاً کنار لانهاش پونه میروید! البته این ضربالمثل منشأ درست علمی ندارد، چون در واقع مار از پونه بدش نمیآید. از طرفی، مار در بیابان خشک زندگی میکند و پونه جای مرطوب را دوست دارد. با این حال، مردم در این موارد از این ضربالمثل استفاده میکنند:
۱. وقتی کسی از شخصی بدش میآید، ولی همیشه او را جلوی چشم خود میبیند. انگار هرچه بیشتر از چیزی بدت بیاید، بیشتر به چشمت میآید.
۲. این ضربالمثل معنایی نزدیک به این جمله دارد: “از هرچه بدت بیاد، سرت میاد”.
۳. مفهوم اصلی این مثل این است که اگر علاقهای در کار نباشد، آدم نسبت به مسائل حساس میشود. ممکن است حتی از دیدن کسانی که از آنها خوشش نمیآید هم ناراحت شود.
۴. معمولاً افراد نسبت به چیزی یا کسی که از آن بیزارند، حساسیت نشان میدهند. همیشه نگرانند که مبادا دوباره با آن روبهرو شوند. متأسفانه همین حساسیت باعث میشود آن چیز بیشتر به چشم بیاید و بیشتر اذیت شوند. گاهی بیخیالی و ساده گرفتن شرایط، مانند یک داروی آرامشبخش عمل میکند!
پیشنهاد: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.













