همین بخشیدنها و دست و دلبازیهای بیجا بود که باعث شد من به این وضع بیفتم. وقتی آدم بیش از حد توانش به دیگران کمک کند یا پول خرج کند، در نهایت خودش دچار مشکل میشود. این ضربالمثل دقیقاً اشاره به همین موضوع دارد که زیادهروی در بخشش، میتواند عواقب بدی برای خود فرد داشته باشد.

در این بخش به توضیح و مفهوم این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی همین بخشیدن ها مرا به این روز انداخته یعنی چه؟
گاهی بخششهای بیاندازه و بیموقع، آنقدر زیاد میشود که خود آدم را هم به دردسر میاندازد و نیازمند میکند.
این ضربالمثل معمولاً برای کسانی به کار میرود که در زندگی تعادل را رعایت نمیکنند. بعضیها گاهی در کمک کردن به دیگران، زیادهروی میکنند و آنقدر میبخشند که خودشان در تنگنا قرار میگیرند.
مثلاً ممکن است کسی پول زیادی به دیگری کمک کند، اما بعد نتواند هزینههای ضروری زندگی خودش را بپردازد. یا وسیلهای را به کسی هدیه بدهد که خود خانوادهاش بیشتر به آن نیاز داشتند.
نکته مهم این است که این حرف به معنای عدم کمک به دیگران نیست. برعکس، کمک به نیازمندان، باعث برکت و فراوانی در زندگی میشود. اما دین اسلام بر تعادل و میانهروی تأکید دارد. کمک کردن زمانی پسندیده است که کمککننده خودش دچار مشکل و سختی نشود.
این ضربالمثل معمولاً از زبان کسانی بیان میشود که به خاطر بخششهای بیحساب، خود را درگیر مشکل دیدهاند و از این رفتار پشیمان شدهاند.
گاهی هم این مثل در مورد بخشش خطاهای دیگران به کار میرود؛ یعنی کسی که همیشه از اشتباهات دیگران میگذرد، ممکن است باعث گستاخی آنها شود یا توقعهای نابجایی ایجاد کند که در نهایت برای خودش دردسرساز شود.













