حتوا با همان ساختار و معنی، اما با بیانی تازه و ساده:
**درک معنی و کاربرد ضربمثل “کلاه خود را قاضی کردن”**
این ضربالمثل تصویر جالبی را در ذهن ما ایجاد میکند. فرض کنید کسی خودش کلاهش را برمیدارد و برای آن حکم صادر میکند. این کار کاملاً بیمعنی به نظر میرسد، چون کسی معمولاً نمیتواند در مورد چیزی که خودش مالک آن است، قضاوت منصفانهای داشته باشد.
در زندگی واقعی، این مثل دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد. وقتی میگوییم کسی “کلاه خود را قاضی کرده”، یعنی:
* او تنها بر اساس فکر و نظر شخصی خودش عمل کرده.
* بدون اینکه با دیگران مشورت کند یا نظرشان را بپرسد، تصمیم گرفته.
* فقط حرف خودش را درست میداند و به عقاید دیگران اهمیتی نمیدهد.
به بیان سادهتر، این فرد مانند یک قاضی است که فقط به حرف یک طرف ماجرا (که خودش است) گوش میدهد و سپس حکم نهایی را صادر میکند.
**مثال برای درک بهتر:**
تصور کنید در یک بحث خانوادگی، برادرتان بدون اینکه به حرف شما گوش دهد یا دلیلتان را بپرسد، سریع نتیجهگیری کند و بگوید: “حق با من است!” در این حالت به او میگویند: “تو داری کلاه خودت را قاضی میکنی!”
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که برای قضاوت و تصمیمگیری درست، باید به حرفها و دیدگاههای مختلف گوش دهیم و فقط به فکر خودمان اکتفا نکنیم.

در این نوشته، میخواهیم معنی، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
کلاه خود را قاضی کردن کنایه از چیست؟
وجدان خود را قاضی کردن یعنی این که در هر کاری، انصاف را رعایت کنیم و بر اساس درست و نادرستِ درونیمان تصمیم بگیریم.
وقتی میخواهند بگویند کسی را به حال خود بگذارند تا بدون تأثیر از دیگران، بر اساس وجدانش در مورد حقی قضاوت کند، از این ضربالمثل استفاده میکنند.
ریشه ضرب المثل
ریشه این داستان به مرد بیگناهی برمیگردد که به دروغ به دزدی متهم شده بود. او حتی در فکرش هم چنین کاری نکرده بود. مأموران شهر او را به پیش قاضی فراخوانده بودند. مرد، تا روز دادگاه، در نگرانی و ترس به سر میبرد.
همسرش که او را اینگونه پریشان دید، پرسید: «تو که کاری نکردهای، چرا اینقدر میترسی؟ برو در دادگاه از خودت دفاع کن. کسی که دستش پاک است، از حسابرسى هیچ ترسی ندارد.»
مرد جواب داد: «اما میدانی من وقتی جلوی قاضی میایستم، دستپاچه میشوم. ممکن است از ترس من، فکر کنند واقعاً گناهکارم!»
*پیشنهادی: طلا که پاکه چه منتش به خاکه*
زن گفت: «پس برو از همین حالا کلاهت را قاضی کن.» مرد با تعجب پرسید: «چه منظوری داری؟» زن توضیح داد: «کلاهت را روبرویت بگذار و همه حرفهایی که میخواهی در دادگاه بزنی، برای کلاه تمرین کن. فرض کن این کلاه، خود قاضی است.»
مرد همین کار را کرد. کلاهش را جلوی خود گذاشت و شروع کرد به دفاع از خودش. آنقدر دلیل و برهان آورد که ترسش کاملاً ریخت و با اطمینان کامل میتوانست صحبت کند.
وقتی روز بعد او را به پیش قاضی بردند، به خوبی توانست در برابر قاضی و شاکی — که او را با دزد واقعی اشتباه گرفته بود — از خود دفاع کند و در نهایت، از این دردسر بزرگ نجات پیدا کند.
💬 از آن پس، هرگاه بخواهند کسی را به راستگویی و دفاع از حق تشویق کنند، میگویند: «برو کلاهت را قاضی کن»؛ یعنی در خلوت با وجدان خودت صادق باش و ببین وقتی کسی نیست و خودت را گول نمیزنی، چه حرفی برای گفتن داری و از چه کسی طرفداری میکنی.
بیشتر بخوان: ضرب المثل با کلاه
اختصاصی-آدینوشاپ













