سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی کلمه Stuff به فارسی با چند مثال

زمان مطالعه1 دقیقه

Meaning and usage of stuff word
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی کلمات انگلیسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Stuff به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “stuff” کاربردهای مختلفی دارد. وقتی به عنوان اسم استفاده می‌شود، معنی آن “چیزها” یا “کارها” است و تقریباً برای اشاره به هر چیزی به کار می‌رود. وقتی هم به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای “پر کردن” یا “جای دادن” می‌دهد.

دکتر

در نمونه‌های زیر، “stuff” به عنوان یک اسم غیرقابل شمارش به کار رفته است:

**چیزها:**

Is this your stuff?
Whose stuff is this?
I have a lot of stuff in my house.
How much stuff do you have in your car?
Do you have a lot of stuff in your pocket?
This stuff is bad for you. You shouldn’t drink it.

آیا این وسایل مال شماست؟
این چیزها متعلق به چه کسی است؟
من چیزهای زیادی در خانه‌ام دارم.
چه مقدار وسیله در ماشینت داری؟
آیا چیزهای زیادی در جیبت داری؟
این چیزها برایت مضر است. نباید آن را بنوشی.

**فعالیت‌ها:**

We had a lot of stuff that we needed to do after school.
Sheila likes to do stuff with her friends.
What kind of stuff does she like to do?
The stuff that they’re doing in class is very interesting.

ما کارهای زیادی داشتیم که باید بعد از مدرسه انجام می‌دادیم.
شیلا دوست دارد با دوستانش برنامه‌ریزی کند و کارهایی انجام دهد.
چه نوع فعالیت‌هایی را دوست دارد انجام دهد؟
کاری که آن‌ها در کلاس انجام می‌دهند، بسیار جذاب است.

در مجموعه مثال‌های بعدی، کلمه “stuff” به عنوان یک فعل به کار رفته و معنای “پر کردن” می‌دهد:

سادهگذشتهفعل ماضی
stuff

پر کردن

stuffed

پر شد

stuffed

پر شده

بچه‌ها دهان‌شان را از آب‌نبات انباشته کردند.
ما چمدان‌ها را با تمام وسایل پر کردیم و از هتل بیرون آمدیم.
خیلی از افراد قبل از گذاشتن بوقلمون در فر، داخل آن را با مواد مخصوص (مثل تکه‌های نان، کرفس، ادویه و آجیل) پر می‌کنند.
کسانی که بیش از حد با هله‌هوله شکم خود را پر می‌کنند، هیچ سود غذایی از آن نمی‌برند.

 
کلمه “stuff” به صورت صفتی هم به کار می‌رود:

احساس پری می‌کنم. (یعنی بیش از حد خورده‌ام.)
یک بوقلمون پر شده داخل فر است.
کودکان عاشق بازی با حیوانات پرشده عروسکی هستند.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آدینوشاپ، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

 

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول